• 1404 شنبه 25 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6248 -
  • 1404 دوشنبه 6 بهمن

امارات، عربستان و بازي قدرت در يمن

حسين ربيعي

ريشه‌هاي تنش ميان امارات متحده عربي و عربستان‌سعودي، به تحول هرم قدرت اين منطقه در دهه‌هاي اخير برمي‌گردد. 
در يك دهه اخير برخي كشورهاي منطقه ازجمله امارات متحده عربي و قطر سطح كنشگري و بازيگري خود را گسترش داده و به جمع بازيگران نسبتا قدرتمند منطقه وارد شده‌اند؛ بنابراين سطحي از رقابت در اين منطقه شكل گرفته كه پيش از اين كمتر ديده شده است. اگرچه اختلاف بين اين كشورها سابقه دارد و قبلا نيز ميان كشورهاي عربي حاشيه خليج‌فارس اختلافاتي وجود داشته كه در مواردي ازجمله در دهه ۱۹۹۰ ميلادي قطر و عربستان بر سر اختلاف سرزميني وارد درگيري نظامي نيز شدند. اين اختلافات در جريان انقلاب‌هاي عربي نيز بار ديگر خود را نشان داد؛ زماني كه قطر و شوراي همكاري خليج‌فارس بر سر حمايت از انقلابيون مصر دچار اختلاف شدند و تنش‌ها ميان آنها تشديد شد. 
اين وضعيت تا جايي پيش رفت كه براي مدتي شوراي همكاري خليج‌فارس در آستانه فروپاشي قرار گرفت و قطر عملا نه به ‌صورت رسمي اما روابط خود با عربستان و امارات را تعليق كرد. بنابراين اين دست تنش‌ها ميان كشورهاي عربي همواره وجود داشته است، اما تا پيش از دوره‌هاي اخير، در ميان كشورهاي حاشيه خليج‌فارس، عربستان قدرت برتر و به نوعي پدرخوانده محسوب مي‌شد و حرف آخر را مي‌زد و ساير كشورها نيز به شكلي از اين مواضع عربستان تبعيت مي‌كردند، اما اكنون شرايط تغيير كرده است، به ‌ويژه پس از بهار عربي كه امارات متحده عربي و قطر توانستند در كشورهاي دچار آشوب، ازجمله تونس، ليبي، مصر و سوريه، به ‌نوعي نقش‌آفريني داشته باشند. 
در ريشه‌يابي تنش ميان امارات و عربستان در يمن نيز بايد به تحولات پس از بهار عربي توجه كرد. يمن در اين دوره وارد مرحله‌اي از درگيري داخلي شد و طي آن علي‌عبدالله صالح، رييس‌جمهور يمن از قدرت كنار رفت و پس از او منصور هادي روي كار آمد، اما اختلافات و رقابت‌هاي داخلي به‌تدريج اوج گرفت و به ايجاد نيروهاي انصارلله در شمال يمن و نزديكي مرز عربستان انجاميد. امارات در ابتدا در قالب يك ائتلاف با عربستان و چند كشور عربي ديگر به پشتيباني از منصور هادي وارد عمل شد. اين ائتلاف كه شامل عربستان، امارات، بحرين و عمان بود، با هدف مقابله با نيروهاي انصارالله شكل گرفت. با اين حال، از همان زمان، امارات متحده عربي به ‌تدريج به گسترش حوزه نفوذ خود در يمن پرداخت. اين كشور علاوه بر حضور در يمن، به‌ ويژه در مناطق جنوبي، در جزيره سقطري و بندر عدن نيز فعال شد و تلاش كرد اين مناطق را به ‌نوعي در حوزه نفوذ و حتي مالكيت خود قرار دهد. 
در ادامه، امارات حضور خود را به كشورهاي واقع در شاخ آفريقا نيز گسترش داد و در پي آن برآمد تا پايگاه‌هايي را در اين كشورها احداث كند يا دراختيار بگيرد. باتوجه به اهميت راهبردي تنگه باب‌المندب، بسياري از كشورها و قدرت‌هاي بزرگ جهان در تقلاي تاسيس پايگاه نظامي هستند و حتي قطر نيز به اين حوزه ورود كرده است. بنابراين، به ‌طور كلي، امارات تلاش مي‌كند تا در اين منطقه براي خود جايگاه و پايگاهي ايجاد كند. بنابراين رقابت و تنش بين عربستان و امارات را بايد در اين چارچوب ژئوپليتيك تفسير كرد. از زماني كه اين كشور دچار بحران داخلي شد، جنبش انصارالله حساب خود را از ساير بازيگران جدا كرد، استان صعده را دراختيار گرفت و اكنون نيز به عنوان يك بازيگر مستقل، عملا داراي دولت و ساختار حاكميتي جداگانه است. اين موضوع بحران داخلي را تشديد كرده است و ممكن است زمينه تقسيم يمن به دو كشور نسبتا مستقل همانند آنچه در دوران جنگ سرد بود را فراهم كند.
 از طرفي شوراي انتقالي و نيروهاي مستقر در جنوب يمن و البته متحد كنوني امارات عمدتا از اهل سنت هستند و در تقابل با حوثي‌ها قرار دارند كه معمولا به عنوان جرياني نزديك به شيعيان معرفي مي‌شوند. بنابراين در حالت بدبينانه از نظر عربستان، ممكن است تقسيم احتمالي يمن به دو كشور يمن شمالي و جنوبي همانند دوران جنگ سرد و غلتيدن بخش جنوبي به آغوش امارات، يمن را به كلي از حوزه نفوذ و اثرگذاري عربستان خارج كند و چنين سناريويي قطعا مورد پذيرش عربستان‌سعودي نخواهد بود. با اين حال، پرسشي كه مطرح مي‌شود اين است كه تنش ميان عربستان و امارات بر سر كنترل و نفوذ در اين بخش تا چه اندازه جدي است و احتمال درگيري نظامي بين اين دو كشور بر سر اين موضوع چه اندازه است؟ در اين باره چند نكته قابل‌توجه است؛ نخست آنكه، سياست خارجي اين كشورها تا حد زيادي متأثر از مواضع و اراده قدرت‌هاي خارجي است. 
به بيان ديگر، اگرچه نمي‌توان گفت كشورهاي اين منطقه تحت سلطه مستقيم قدرت‌هاي بزرگ هستند، اما در عمل خارج از چارچوب سياست‌هاي كلان قدرت‌هاي جهاني، به ‌ويژه ايالات‌متحده، اقدام جدي انجام نمي‌دهند و در صورت بروز بحران، مواضع آنها تحت‌تاثير منافع قدرت‌هاي بزرگ تعديل مي‌شود. نكته دوم آن است كه از ديد امنيت منطقه‌اي و اقتصاد سياسي، درگيري و تشديد تنش به نفع هيچ‌ يك از دو كشور نيست.  چنين وضعيتي مي‌تواند هر دو طرف را آن‌هم در شرايطي كه در بسياري از عرصه‌ها از‌جمله شوراي همكاري خليج‌فارس، اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي هم‌پيمان و هم‌مسير هستند، تضعيف كند، از اين رو بعيد به نظر مي‌رسد كه اين تنش‌ها تا سطحي پيش برود كه به درگيري نظامي منجر شود. علاوه بر روابط نزديك تاريخي ميان دو كشور، برهم خوردن ثبات و آرامش در منطقه‌اي حساس مانند باب‌المندب و عدن، خواست هيچ‌يك از قدرت‌هاي جهاني نيست؛ نه اتحاديه اروپا، نه ايالات‌متحده و نه كشورهايي مانند چين و هند كه در حاشيه اقيانوس هند منافع راهبردي دارند. بر همين اساس، پيش‌بيني نمي‌شود كه عربستان و امارات بر سر يمن وارد درگيري نظامي شوند. 
در مورد نقش تل‌آويو در شعله‌ور شدن اين تنش‌ها هم نمي‌توان غافل شد. در بررسي نقش اسراييل و مساله عادي‌سازي روابط با امارات متحده عربي نيز مي‌توان به مولفه‌هاي مهمي اشاره كرد. مساله نخست اين است كه اسراييل به‌ طور كلي از هر تنشي ميان كشورهاي منطقه غرب آسيا استقبال مي‌كند. دست‌كم به اين دليل كه مدتي توجهات جهاني و منطقه‌اي را از اين كشور دور مي‌كند. 
نكته ديگر اين است كه اسراييل نيز به دنبال توسعه نفوذ خود در شاخ آفريقا و منطقه عدن و باب‌المندب است. تا جايي كه به ‌تازگي در جنوب سودان گروهي را به رسميت شناخته است؛ بنابراين اسراييل به دنبال آب گل آلودي است كه از آن ماهي بگيرد و چه موضوعي از اختلاف كشورهاي اين منطقه بهتر! بنابراين به نظر مي‌رسد اسراييل به شكلي از خواسته‌هاي امارات نيز حمايت مي‌كند، چراكه امارات در سال‌هاي اخير وارد روند عادي‌سازي روابط با اسراييل شده و اين دو طرف روابط رسمي و علني برقرار كرده‌اند.
 در شرايط كنوني، امارات تهديدي براي اسراييل محسوب نمي‌شود و حداقل در كوتاه‌مدت، نه به‌صورت رسمي و نه به‌ طور غيررسمي، خطري متوجه اسراييل ازسوي امارات نيست. به ‌عبارت ديگر، اين پرونده فعلا براي اسراييل واجد تهديد فوري نيست. در عين حال، امارات در مقايسه با عربستان، چند گام جلوتر از رياض در مسير عادي‌سازي روابط با اسراييل حركت كرده است؛ موضوعي كه مي‌تواند در معادلات منطقه‌اي اهميت قابل‌توجهي داشته باشد. 
از اين منظر، بعيد نيست كه اسراييل تمايل داشته باشد در تنش‌هاي موجود از امارات حمايت كند تا از اين طريق، امتيازاتي را از عربستان مطالبه كرده و رياض را تحت فشار قرار دهد تا روابط خود با اسراييل را نيز به سمت عادي‌سازي سوق دهد و درنهايت، به‌ نوعي اسراييل را به رسميت بشناسد. درنهايت اينكه بايد متذكر شد در شرايط كنوني، هيچ‌يك از اين بازيگران مايل به تشديد تنش و ايجاد درگيري جديد در منطقه نيستند، به‌ ويژه آنكه تمركز ايالات‌متحده و حتي اسراييل، به‌ طور عمده بر ايران معطوف شده است، بنابراين به نظر مي‌رسد اين اختلافات در سطح تنش‌هاي سياسي و اعتراضات دوجانبه باقي بماند و فراتر از آن نرود. 
لذا سناريوي ايجاد شكاف جدي در شوراي همكاري خليج‌فارس، به عنوان سناريوي مطرح شده توسط برخي تحليلگران، سناريوي محتملي نيست. اين شورا كه در دهه ۱۹۸۰ ميلادي شكل گرفت، در اصل با هدف مقابله با تهديدات امنيتي ناشي از ايران تاسيس شد. از اين رو، بعيد است كه به‌ دليل اختلافات ميان امارات و عربستان دچار فروپاشي شود.
هيات علمي دانشگاه خوارزمي

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون