سفري به رنگ و رويا؛ با طعم «دونات توتفرنگي»
مرضيه نگهبانمروي
در هياهوي بيپايان زندگي امروز، جايي ميان اعداد و ارقام اقتصادي، خبرهاي اجتماعي و سرماي استخوانسوز بهمنماه، گاهي يادمان ميرود كه درون هر كدام از ما، كودكي زندگي ميكند كه هيچ سهمي از اين نگرانيها ندارد. او نه از تورم چيزي ميداند و نه از پيچيدگيهاي روابط انساني؛ او فقط تشنه شادي، رنگ و قصه است. حقيقت اين است كه ما بزرگترها اغلب اين كودك معصوم را در پستوي ذهنمان زنداني ميكنيم و او را به جرم بزرگ شدنِ خودمان، از تماشاي جهان محروم ميسازيم. اما من تصميم گرفتم اينبار متفاوت عمل كنم؛ دست كودك درونم را گرفتم و به همراه دوستي و پسر ده سالهاش، به تماشاي نمايش «دونات توتفرنگي» در تالار هنر نشستيم.
نمايش «دونات توتفرنگي» فراتر از يك اجراي ساده براي كودكان است؛ اين نمايش يك «تونل زمان» بود كه مرا از دنياي پرفشار و خاكستري بيرون، به قلب دنيايي برد كه در آن معجزه با طعم توتفرنگي اتفاق ميافتد. داستان «آماندا»، دخترك كتابفروشي كه با يك كتاب شگفتانگيز به دنياي قصهها پرتاب ميشود، دقيقا همان چيزي بود كه روح خسته من به آن نياز داشت. در آن ۵۰ دقيقه، نه از دغدغههاي معيشتي خبري بود و نه از اضطرابهاي فردا. جادوي نور، موسيقيهاي شاد و طراحي صحنه پرجزييات حامد اويسيطهراني و پارميس يوسفيان، فضايي را خلق كرده بود كه حتي يك بزرگسال را هم مجذوب خود ميكرد. نكته درخشان اين نمايش، تاكيد ظريف و هنرمندانه آن بر «كتابخواني» بود. در دوراني كه صفحههاي نمايش ديجيتال چشم كودكان ما را تسخير كردهاند، ديدن اينكه چطور قصه و كتاب ميتواند منشا تحول و اميد باشد، بسيار ارزشمند است. بازيهاي صميمي و پرانرژي بازيگراني چون قاسم انصاريشاد و بقيه تيم، چنان اتمسفر گرمي ساخته بود كه فاصله بين صحنه و تماشاگر از بين رفته بود. پسر ده ساله دوستم با اشتياق صحنه را دنبال ميكرد و من، در حالي كه به لبخند او نگاه ميكردم، متوجه شدم كه كودك درون خودم هم دارد با همان هيجان، در دنياي قصهها جستوخيز ميكند .
تئاتر كودك، فقط براي كودكان نيست؛ بلكه يك «داروي آرامبخش» براي جامعهاي است كه نياز دارد گاهي به سادگي و صلح برگردد. تماشاي اين نمايش به من يادآوري كرد كه نبايد اجازه دهيم كودك درونمان به پاي واقعيتهاي تلخ زندگي بسوزد. او گناهي ندارد كه در عصر ما به دنيا آمده است. پيشنهاد ميكنم حتي اگر فرزندي نداريد، يك بعدازظهر دست خودتان را بگيريد و به تالار هنر برويد. اجازه بدهيد موسيقي و رنگهاي «دونات توتفرنگي» براي دقايقي هم كه شده، گرد و غبار يأس را از روي شانههايتان پاك كند. تئاتر كودك، پنجرهاي به سوي روشنايي است كه در اين روزهاي زمستاني، بيش از هر زمان ديگري به باز كردنش نياز داريم.