افتتاح مجموعه مرمري و نوساز «گردشگري» در جوار بناي سلجوقي، هديه شهرداري تهران به مردم پايتخت
«برج طغرل» را هم ديگر فراموش كنيد
گروه اجتماعي
بنا به گزارشي كه روز گذشته در خبرگزاريها منتشر شد، يك مجموعه تاريخي و گردشگري در جوار برج 800ساله طغرل در جنوب تهران، به مرحله بهرهبرداري رسيده است. ايجاد اين مجموعه و زير پا گذاشتن قوانين حريم بناي تاريخي، آنهم در پايتخت كه ويترين كشور است و مديران ميراث فرهنگي ساير استانها هم هر قدم را با تاسي به رفتار مديران پايتخت برميدارند، شليك نهايي به حرمت آثار تاريخي در كشور است. البته سالهاست كه حرمت ميراث فرهنگي ايران، فقط روي كاغذها و در زمان مواجهه مديران با مسوولان و سفيران خارجي هويت دارد و وقتي به عنوان يك شهروند، به چهار گوشه ايران سفر ميكنيم و با زبان مشترك، از هموطنانمان، سراغ احوال ابنيه تاريخي نزديك به محل سكونتشان را ميپرسيم، واقعيتي كه به زبان ميآيد، بسيار دردناك است. تخريب خانههاي تاريخي به دنبال فروش و باطلشدن شناسنامه تاريخي بنا، شانه خالي كردن مديران شهري از مسووليت حفاظت و پاسداشت بناهاي تاريخي به دليل ورود دستگاه قضايي به شكايت و درخواست شكات خصوصي، صدور مجوز ساختوساز در حريم بناهاي تاريخي ثبتشده در ميراث جهاني، بيتوجهي به مرمت و اصول نگهداشت بناهاي تاريخي و... اين قصور، فهرستي طويل و دردناك است و بدتر آنكه، فرهنگ كاسبكارانه، در برخي مديران تكيه زده بر صندليهاي مسووليت در حوزه شهري و ميراث فرهنگي و گردشگري همچنان نهادينه شده كه فقط در فكر امروز و فيش حقوقي پايان ماه هستند و ذرهاي هم دغدغه نسل فردايي كه بايد با سرافكندگي، پاي ويرانههاي هويتش سوگواري كند را ندارند. كجسليقگيها و ناديده گرفتن ارزش ميراث فرهنگي از سوي مديران دولتي هم البته اتفاق شگفتآوري نيست. 40 سال طول كشيد تا مديراني كه تنها زحمتشان اين است كه با روي كار آمدن هر دولت جديد، فقط روي صندليها جابهجا شوند، ياد بگيرند كه با اهميتترين اجزاي تشكيلدهنده فرهنگ يك ملت را به بياهميتترينها تبديل كنند و ياد بگيرند ملتي كه فرهنگ درونيشده ندارد، مانند تكه كاغذي، بيوزن و بياثر، به سادگي با هر وزش باد به هر سويي خواهد چرخيد بيآنكه پايگاه مستحكم و مقاوم مديران دولتي، اگر با اين شكوهها مخالفند، به عنوان تكذيبيه، اسنادي رو كنند از اينكه تا امروز مانع از تخريب و ماندگاري چند بناي تاريخي شدهاند و اسنادي رو كنند از اينكه تعداد آثار و ابنيه تاريخي كشور، در دو دهه و سه دهه قبل چه تعداد بوده و امروز از اين آثار (البته بدون آنكه در معرض فروپاشي و ترك و شكست و ريزش و انهدام قرار گرفته باشد) چه تعداد هنوز پابرجا و زنده است؟ در كوچه، پسكوچههاي تهران كه ديگر بنايي بازمانده از سده قاجار و پيشتر نميشود پيدا كرد، در باقي استانها هم كمكم به همين سمت در حال پيشروي هستيم و البته اين نتيجه بسيار طبيعي يك اتفاق ساده اما دردناك است؛ وقتي فرهنگ طمع و پولپرستي و دلالي و نان به نرخ روز خوردن و نفع خود را بر نفع جمع ترجيح دادن، مثل واكسني با قدرت نگهدارندگي مادامالعمر، زير پوست بدنه مديريت تزريق ميشود، مگر گلبولهاي مدافع بدني واحد به نام يك ملت، چقدر توان دارد كه با دستهاي هميشه فعال مهاجمان مبارزه كند؟ نتيجه ناگزير چنين جنگ نابرابري، همين اتفاق امروز است؛ وسعت گرفتن ميدان رقابت اشخاص حقيقي و حقوقي در دريافت مجوز تخريب ابنيه تاريخي و سكوت غيرقابل دفاع مديران حافظ ميراث فرهنگي گرد اين ميدان طمع ... .
برج طغرل را هم فراموش كنيد
با گذشت سه روز از افتتاح مجموعه گردشگري شهرداري تهران در جوار برج طغرل؛ اين بناي 800ساله يادگار عصر سلجوقي در جنوب تهران و از آثار نيمه دوم قرن ششم هجري كه 15 ديماه ١٣١٠ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد و به گفته متخصصان آثار تاريخي، محل دفن طغرل اول و سوم و بزرگان و انديشمنداني از جمله مير سيد محمد محيط طباطبايي؛ استاد فرهنگ و ادبيات فارسي است، تمام فعالان حوزه ميراث فرهنگي هنوز در بهت هستند، مبهوت از اينكه چطور شهردار تهران كه درباره پاسداشت ميراث فرهنگي و معنوي يك ملت، شعارهايي معادل صفحات يك كتاب دارد و به عنوان فارغالتحصيل دكتراي معماري، به خوبي از تاثيرات متعدد و مخرب هرگونه تخريب و ايجاد سازه در محوطه بناهاي تاريخي آگاه است، با تداوم احداث چنين بنايي در جوار يكي از ارزشمندترينهاي پايتخت موافقت كرده است. خبرنگار ايسنا، ديروز از همين منظر در گزارشي نوشت: «درست بيخ گوش برج طغرل، آن را ساختند، حتي به كجشدن برج و آسيبهايي كه احتمالا به دنبال 11 سال گودبرداري و ساختوساز در عرصه و حريم يكي از قديميترين برجهاي ري باستان رخ داد، اعتنايي نكردند. به دنبال اين ساختوساز، بيش از ۱۱ سال هر نوع آسيبي كه امكان داشت به برج ۸۰۰ساله طغرل وارد شد، از فرونشستهاي پيدر پي در اطراف برج طغرل گرفته تا كج شدن چند ميليمتري برج، اقدامات اوليهاي كه براي ايجاد ايستگاه مترو در چند متري آن انجام شد و نصب پست گاز در عرصه اين اثر تاريخي؛ اما سرانجام مجتمع گردشگري شهرداري تهران ساخته شد و شهردار تهران كه در زمان تصدياش در وزارت راه و شهرسازي، تلاشهاي زيادي براي حفاظت از بناهاي تاريخي سراسر كشور كرده بود و حتي هنوز هم از پيگيريهايش براي ثبت جهاني خيابان وليعصر خبر ميدهد، چهارشنبه پنجم خرداد آن را افتتاح كرد، در حالي كه تابلوي رونمايي از اين مجتمع گردشگري درست پشت به برج طغرل قرار داشت. شهردار تهران، در حالي در زمان افتتاح اين مجموعه؛ ري باستان را يكي از نقاط عطف تمدن و شهرنشيني كشور معرفي كرد كه گويا از وجود برج طغرل در چند متري اين مجتمع تازهساز كه نخست گفته ميشد قرار است نام طغرل را هم يدك بكشد، بيخبر بود. او در صحبتهايش در آيين افتتاح اين برج؛ در حالي كه از طرح جامع تهران در محدوده منطقه ري از چشمه علي تا حرم عبدالعظيم حسني به عنوان محور تاريخي فرهنگي ري صحبت ميكرد و ايجاد موزه فرهنگ در قديميترين كارخانه سيمان را نگاهي فرهنگي ميدانست، نه حرفي از وضعيت برج طغرل و قول و قرارهايي كه مديران زيردستانش و حتي مديريت شهري ري براي بررسي انحناي برج مطرح كرده بودند، زد و نه صحبتهايش سمت بهرهبرداري چند دهساله از معادن اطراف كوه بيبيشهربانو رفت! حالا تقريبا حرف و حديثها خوابيدهاند، حركت دستگاههاي مختلف گودبرداري از جمله براي مترو كه پايش را روي گلوگاه آب چشمهعلي گذاشته بود تمام شده است، آب باستاني چشمه هم گاهي اوقات نشانههايي از حيات بروز ميدهد، انفجارهاي پي در پي در كارخانههاي اطراف در دل زمينِ باستاني ري، ديگر براي متوليان شهري عادت شده و مهمتر از همه، مراحل ساخت مجتمعِ فرهنگي رازي يا همان طغرل سابق كه به خاطر گودبرداريهايش آسيبهاي زيادي به تاريخِ ري در اين منطقه وارد كرد، تمام شده است ....»
سال 98، اولين خبرها درباره كج شدن برج طغرل و شواهدي از ساخت يك مجموعه فرهنگي در حريم اين بناي تاريخي، در رسانهها منتشر شد در حالي كه خبرنگاران در اين گزارشها و با استناد به بررسيهاي ريشناسان، مينوشتند كه فشارهاي وارد شده به برج و از جمله؛ متروي در حال ساخت، حفاريهاي اطراف برج و انفجارها بيخ گوش برج طغرل و البته مراحل ساخت فرهنگسراي رازي در كنار برج و همچنين خالي شدن آبهاي زيرزميني اين منطقه، از عوامل موثر بر كج شدن برج بوده است.
احمد ابوحمزه؛ ريشناسي كه از سال 1370، مشغول تحقيق بر برج طغرل بود و سال 98 و به استناد تصاوير دانشجويانش، درباره كج شدن اين برج 800ساله هشدار داد، در همان سال، در گفتوگو با خبرنگاران در توضيح علت نگراني فعالان ميراث تاريخي گفت: «برج طغرل، افتخاري براي مردم ايران و جهان است كه از گذشته و جايگاه ايران حرف ميزند؛ يكي از برجهاي باقيمانده از دوره سلجوقي كه شايد بتوان گفت بعد از برج گنبد قابوس، دومين برج مطرح ايران است، برجي آرامگاهي كه از حدود ۱۰۰۰ سال پيش تاكنون پابرجاست. من و دانشجويانم، هر سال تصاويري از اين برج ثبت و با تصاوير قديميتر مقايسه ميكنيم. امسال (سال 98) در بررسيها به اين نتيجه رسيديم كه تغييراتي روي سازه برج در حال ايجاد است. در طول سالهاي گذشته فشارهاي زيادي به اين برج وارد شده است، از زلزله نسبتا مهيب دوره زنديه گرفته تا زلزله دوره صفويه؛ آنهم در شرايطي كه برج طغرل در زمان زلزله مانند ميخي داخل چوب عمل ميكند، يعني در زمان لرزش با چوب حركت ميكند و با اين وجود تاكنون سرپا باقي مانده است. اما در تمام اين سالها، پروژههاي عمراني جديدي كه در شهرري فعال شدهاند، به مرور باعث وارد شدن آسيبهايي به اين برج تاريخي ميشوند و در نتيجه آن، برج به مرور كج شده، آسيب ميبيند يا عمرش كوتاهتر ميشود. زمينهاي شهرري زمينهاي خاصي هستند، هر جاي آن را كه حفر كنند، احتمالا به يكسري از سازهها ميرسند. زمين شهرري بهطور كامل سفت نيست، ويرانيها روي يكديگر قرار گرفتهاند، آبهاي كنوني كه در زير شهر روان هستند نيز برج را نمدار ميكنند و به همين دليل در بسياري از نقاط رطوبت ديده ميشود، حتي ساختمانسازيها در اطراف آن به برج فشار ميآورد. كم شدن آب چشمهعلي و آبهاي زيرسطحي شهرري نيز عاملي موثر در فرونشستهاي زمين است و اين فرونشستها قطعا به مرور به برج آسيب ميزند؛ علاوه بر اينكه حفاريهاي مترو، ساختوساز كنار برج و گودبرداريها همگي به برج فشار وارد ميكنند. در كنار رطوبت زمين، حتي كارخانه سيمان كه هر چند ساعت يك بار بخشي از كوه ري را منفجر ميكند، باعث وارد شدن آسيب نه تنها به مقبره بيبي شهربانو بلكه به زندان هارونالرشيد و برج طغرل ميشود. در طول سالهاي گذشته، همچنين به واسطه ساخت خانههاي مسكوني در اطراف برج، قطعا لولههاي آب زيادي در اطراف اين محوطه اضافه شدهاند به حدي كه حدود ۱۵ سال قبل، يك لوله آب تركيد و رطوبت به برج وارد شد.»
ابوحمزه بعد از توضيح تمام اين آسيبها كه همچون ديلمي بر پيكر نحيف اين برج 800ساله وارد ميشود، خطاب به دولت و ملت ايران، يك درخواست داشت: «از دستگاههاي دولتي ميخواهم اين برج را فرزند خود ببينند، ارثي براي آيندگان كه بايد در نخستين قدم به حفاظت از آن فكر كرد.»
به دنبال اظهارات كارشناسانه اين ريشناس، پاسخ مديران شهري و ميراث فرهنگي، همچون هميشه، تكذيب تمام مخاطرات و ابراز اطمينان واهي و وعده براي بررسيها بود. تنها فردي كه در همان زمان بابت حيات اين برج تاريخي ابراز نگراني كرد، سيد احمد محيط طباطبايي؛ رييس «ايكوم» ايران بود كه گفت: «اوايل دهه ۷۰ طرحِ ساخت فرهنگسرا در حريم برج طغرل با ضوابطِ ميراث فرهنگي تهيه شد، بعدها آن طرح تغيير كرد و حتي شكل هماهنگشدهاش از نظر نما و ساير مسائل ضابطهاي خارج شد. اما در دورهاي، در اين محوطه آثار تاريخي به دست آمد و قرار شد محوطه با آن آثار به صورت سايت موزه باقي بماند. به مديريت وقت ميراث فرهنگي تهران تذكر داديم كه فاصله طرحهاي در حال اجرا، بايد ۴۰ متر از لبه ديوار برج فاصله داشته باشد كه تذكر نيز رعايت نشد. متاسفانه اكنون غير از بحث كج بودن يا كج نبودن برج، نصب پست گاز و تاسيسات چسبيده به ديوار عرصه برج و در چند قدمي خود اثر است كه از نظر امنيتي ميتواند وضعيت برج را در حالت هشدار قرار دهد. احتمالا هم در زمان خاكبرداري براي ساخت مجتمع در حال ساخت (مجموعه گردشگري كه روز چهارشنبه 5 خرداد امسال به بهرهبرداري رسيد) از لودرهاي مكانيكي استفاده كردهاند كه اين اتفاق خود نيز به مرور ميتواند به اين اثر تاريخي آسيب وارد كند چون انجام هر نوع عمليات عمراني در كنار برج سلجوقي طغرل بايد با فاصله ۴۰ متري از ديوار برج انجام شود و حريم از ديوار بايد مدنظر باشد. هر چند كه يك پل هوايي نيز در حريم درجه يك اثر ساخته شده كه نماي برج را از يك سمت بهطور كامل از بين برده و با وجود درخواستها براي حذف يا كاهش ارتفاع پل، هنوز هيچ كاري براي آن نيز انجام نشده است.»
يك سال بعد، خبرنگار ايسنا در گزارشي مصور، نوشت كه علاوه بر مراحل ساخت يك مجموعه گردشگري در جوار برج 800 ساله، مسوولان شهري دست به كار ساخت پارك و شهر بازي در جوار برج شدهاند و البته هم كه براي استقرار تاب و سرسره، بايد گودبرداري شود و حالا بيل مكانيكيها، به جان خاك زمينهاي حد فاصل برج و «ابن بابويه» افتادهاند. نكته مهم در اين گزارش اين بود كه بنا به مشاهدات خبرنگار، حاضران در مراسم كلنگزني شهربازي در جوار ميراث ارزشمند پايتخت، اعضاي شوراي شهر و شهرداري تهران بودند؛ كساني كه نماينده مردم براي حفظ و حراست سرمايههاي معنوي يك ملت هستند.
قبل از نوشتن همه اين گزارشها، يك ريشناس به يك خبرنگار گفته بود: «اگر برج طغرل فرو بريزد، مثل اين است كه هويت اين سرزمين فرو بريزد؛ تمام سابقه و تاريخ و فرهنگ آن.»