• 1404 چهارشنبه 17 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4939 -
  • 1400 شنبه 8 خرداد

بي‌احترامي به حريم هويت جمعي

فرزانه قبادي

قد كشيدن و عرض اندام سازه‌هاي بتني و شيشه‌اي و سنگي در مقابل بنايي كه روزگاري بخشي از هويت يك شهر بوده، اتفاق جديدي نيست. ما به بي‌مهري نسبت به آثار تاريخي كشورمان خو گرفته‌ايم؛ به فراموشي، تخريب، تعرض، پشت پا زدن به تمام آنچه بايد آن را محترم شماريم.  ساخت و سازهاي بي‌ضابطه شهر سال‌هاست كه با آثار تاريخي خسته و رنجور فراموش شده سر جنگ دارد؛ آثاري بي‌پناه و پشتوانه كه حتي متوليان رسيدگي و حفاظت‌شان هم توجهي به آنها ندارند. متولي اصلي حفاظت از آنها، وزيري است كه حتي به قدر يك پيام يا يك اقدام كوچك - ولو نمادين- هم به تخريب‌هايي كه در حوزه مسووليتش اتفاق مي‌افتد واكنش نشان نمي‌دهد. روزي حريم چغازنبيل شوش مي‌شود جولانگاه لودرها و يك روز حريم چهارباغ عباسي اصفهان با هتلي كه نسبتي با اين محوطه ارزشمند ندارد، مخدوش مي‌شود. روزگاري اطلس مال، مقابل صاحبقرانيه تهران با قلدري قد علم مي‌كند. قصه ترك‌هايي كه اين قد علم كردن بر چهره كاخ صاحبقرانيه به يادگار مي‌گذارد به تاريخ مي‌پيوندد بي‌آنكه كسي بپذيرد گودبرداري‌ها در حريم يك بناي چندصد ساله چه مي‌كند با استواري بنايي كه سال‌ها به روايت تاريخ ايستاده است. روزي مجتمع تفريحي پشت به خانه بروجردي‌ها كرده و بي‌تفاوت زيرپاي اين خانه تاريخي را خالي مي‌كند و قد و قامت بتني‌اش نقابي مي‌شود بر چهره بادگير‌هاي منحصر‌به‌فرد اين خانه كه سال‌ها نماد شهر كاشان بوده‌اند. حالا هم چه باك كه اثر باقيمانده از دوران سلجوقي در شهر تاريخي ري برود زير سايه مجموعه‌اي كه قرار است عنوان «تاريخي و گردشگري» را يدك بكشد. به راستي كدام تاريخ را قرار است در اين مجموعه بشناسيم و مرور كنيم؟ همان تاريخي كه حريمش را محترم نمي‌شماريم؟ همان تاريخي كه چهره‌اش با زمختي سنگ و بتن مجموعه تاريخي و 

 گردشگري مخدوش شده است؟ كلمات در اين شهر تا چه اندازه از معنا تهي شده‌اند. اين تهي شدن تا جايي پيش رفته كه گويي از دست هيچ كس كاري بر نمي‌آيد حتي قانون. 
در ضوابط مربوط به عرصه و حريم بناهاي ثبت شده در فهرست آثار ملي كه ارديبهشت ماه سال گذشته ابلاغ شده، آمده است: «ساخت و ساز در حريم آثار ملي، چنانچه ساختار سازه‌اي بناي تاريخي را دچار آسيب كند يا موجب تزلزل در استحكام و بنيان اثر يا سبب تغيير يا لطمه به صورت يا منظر اثر شود، ممنوع است».  در پي ابلاغ اين بخشنامه از سوي وزارت ميراث ‌فرهنگي، دادستان كل كشور در نامه‌اي به دادستان‌هاي عمومي و انقلاب سراسر كشور اعلام كرد: «هرگونه تصرف و تجاوز به آثار ملي با تغيير حريم‌هاي مربوط به آن و تغيير و مرمت و توسعه خلاف قانون نسبت به آنها جرم تلقي و همگي از موارد حقوق عامه محسوب مي‌شود.» اما همچنان حريم آثار ملي و جهاني كشور مورد تعرض قرار مي‌گيرد بدون اينكه متخلفان كه گويي سمبه پرزورتري از قانون دارند، مجرم شناخته شده يا ممانعتي در فعاليت‌شان صورت گيرد. آنها پرچم توسعه به دست گرفته و پيش مي‌روند بي‌آنكه در روند اين توسعه به ضابطه و قاعده‌اي معتقد باشند و بدانند در جريان اين توسعه، فرهنگ هم بايد جايگاه والايي داشته باشد. جايگاهي كه گاهي منافع مجال توجه به آن را نمي‌دهد. آنجا كه فرهنگ با توسعه پيوند مي‌خورد، نياز به نگاه بلندمدت است تا سرمايه‌گذاري‌هايي شكل بگيرد براي آيندگاني كه بهره‌برداران اين شكل از توسعه خواهند بود. نگاه‌ها در جامعه ما اما عادت كرده‌اند به اينكه عمق‌شان به اندازه دوران مديريت يك مدير باشد و همين است كه حال فرهنگ و تاريخ و ميراث فرهنگي ما خوب نيست.  در بسياري از كشورهاي دنيا اما حفاظت از بناها و بافت‌هاي تاريخي شهرها به عنوان رويكردي كه در ارتقاي فرهنگ جامعه نقشي موثر دارد، مورد توجه است. هر چند جامعه دانشگاهي ايران هم نسبت به اين امر توجه ويژه دارد، اما واقعيتي كه شاهد آن هستيم، ساز ديگري را كوك كرده و آنچه در شهرها اتفاق مي‌افتد، ستيزي است كه توسعه با تاريخ و فرهنگ و ميراث فرهنگي دارد. بهانه آن هم نوسازي و بهسازي است و راه آن هم از دالان نابودي بقاياي تاريخي شهر مي‌گذرد. در همين شرايط بسياري از كشورها با باز زنده‌سازي بافت‌هاي تاريخي خود در كنار مباهات به تاريخ خود، جاذبه‌هايي بديع براي گردشگران تعريف كرده‌اند. هر روز خبري از يك گوشه از كشور مي‌رسد از تخريب بناهاي تاريخي و چند روز بعد در ميان اخبار گم مي‌شوند و شايد روزي تبديل به خاطره‌اي شوند. گويي ما هم ديگر گوش‌مان عادت كرده به شنيدن اخبار تخريب و تعرض به حريم بناهاي تاريخي، گويي در ميان تمام مشكلات و غم معيشت، يادمان رفته كه هويتي هم بايد داشته باشيم كه اگر روزگاري دست‌مان از همه‌ چيز خالي شد، بدانيم كه ريشه‌هاي‌مان كجاست. سوداگران اما با اين ريشه‌ها ميانه ندارند، آنها مي‌خواهند شهر چيزي از تاريخ خود به ياد نياورد، چراكه قرار تاريخ بر تكرار است؛ پس چه چيز بهتر از فراموشي وقتي روي صفحه سفيد حافظه ملت‌ها مي‌شود هر چيزي را نوشت؟

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون