دولت عبري معمار جنگ يهوديان و اعراب خواهد بود؟
اردوان اميراصلاني
جنگ خونين اسراييل عليه حماس در طول يازده روز در حدود 230 كشته از جمله 65 كودك و بيش از 1700 زخمي به جا گذاشت و سرانجام با آتشبس پايان يافت. با وجود خاتمه درگيريها در غزه، درگيريهاي جديدي در محوطه حرم شريف در بيتالمقدس ميان فلسطينيها و نيروهاي امنيتي اسراييل رخ داد. اين بدين معني است كه بدون ترديد توافق حاصل تحت فشارهاي بينالمللي دوام زيادي نخواهد داشت. در واقع، هيچيك از عواملي كه باعث شعلهور شدن درگيري بودند از ميان برداشته نشده است. آيا نتانياهو براي جاهطلبيهاي شخصي خود به ويژه «فرار از عدالت» و روياي وسواسگونه «اسراييل بزرگ» حاضر به راه انداختن جنگ خواهد بود؟ در پاسخ به اين سوال به نظر ميرسد كه نتانياهو علاوه بر جنگ خارجي حاضر به پذيرش خطر جنگ داخلي نيز هست و سياستهاي تبعيضآميز او عليه اعراب اسراييل محرك اصلي آن است. واكنشهاي اعراب اسراييلي، دولت يهود و افراطيون راستگراي اسراييلي و ناظران بينالمللي را شگفتزده كرد. آنان بر اين باور بودند كه آرمان فلسطين از ميان رفته و ديگر مورد توجه كسي نيست. جهان عرب گسترش استعمار اسراييل در كرانه باختري و تحقير فلسطينيان ساكن سرزمينهاي اشغالي با در نظر گرفتن آنان به عنوان شهروندان درجه دو را ناديده ميگرفت. بيعلاقگي روزافزون جامعه جهاني از زمان شكست پيمان اسلو منعكسكننده نااميدي فلسطينيان در مبارزه براي به دست آوردن سرزميني بود كه بهطور مشروع سزاوار آن هستند. اما چطور ميتوان آنان را براي اين حس رهاشدگي سرزنش كرد، در حالي كه كشورهاي عربي خاورميانه از جمله عربستان سعودي به نام منافع استراتژيك خود بيش از پيش نسبت به سرنوشت آنان بيتفاوت بودند؟ اين واقعيت كه اعراب اسراييلي با خشونت نااميدي خود را بروز ميدهند بيانگر اين است كه روح سركش آنان دست نخورده باقي مانده است. اشتباه نتانياهو اين بود كه تصور ميكرد آرمان فلسطين از ميان رفته، در حالي كه فقط آرامش قبل از توفان برقرار بود. او خودش با شعارهاي مبتني بر توهمات همزيستي مسالمتآميز يهوديان و اعراب اسراييلي و تسليم و رضاي آنان به عنوان اقليت مورد تبعيض، آتش زير خاكستر را شعلهور كرد.
آيا احتمال وقوع جنگ داخلي در اسراييل وجود دارد؟ يهوديان ارتدوكس تندرو و بخشي از از راستگرايان سنتي همسو با تفكرات موشه يلعون وزير دفاع سابق نتانياهو از قديم بر اين باور هستند كه خطر اعراب اسراييلي كه يكپنجم جمعيت اسراييل را تشكيل ميدهند همانند يك بمب جمعيتي بسيار بيشتر از خطر تهديد حماس است. اين جمعيت افراطي بهطور فعالانه در تلاش هستند تا آنان را از مليت اسراييلي خود محروم ساخته و از كشور بيرون برانند. تا زماني كه سياست تبعيضآميز اسراييل كه اخيرا سازمان ديدبان حقوق بشر آن را آپارتايد ناميده عليه شهروندان عرب اسراييلي ادامه داشته باشد، آنان ميتوانند تهديد بالقوهاي به حساب بيايند. واكنش به سياستهاي تبعيضآميز منجر به عصبانيت فزاينده و در نهايت درگيريهاي خونين داخلي ميشود. سركوبهاي پليس در الاقصي، سلب مالكيت فلسطينيان در بيتالمقدس شرقي و بمبگذاريهاي اخير در غزه باعث گسترش فقر و حاشيهنشيني شده بهطوريكه براي شهروندان قرباني قابل تحمل نيست. در بسياري از شهرهاي داراي تركيب قوميتي زياد، تقابل ميان اعراب و اسراييليها خصوصا ميان جوانان عرب و جوانان يهودي ارتدوكس افراطي رخ داده است. جوانان عرب خواستار برابري و حق بهرهمندي از يك زندگي مناسب و معقول هستند و از حاشيهنشيني امتناع ميورزند. دولتهاي متوالي اسراييل به ويژه در دوران نتانياهو اين خواستهها را ناديده گرفتهاند. از زمان انتفاضه دوم وضعيت سياسي، اقتصادي و اجتماعي 1.5 ميليون عرب اسراييلي بهطور قابلتوجهي بدتر شده است. در مقايسه با پانزده درصد جمعيت يهودي اسراييل، بيش از نيمي از اين جامعه زير خط فقر زندگي ميكنند. ايالات متحده تا حدودي مسوول شدت گرفتن درگيري در غزه است. انتقال سفارت امريكا از تلآويو به اورشليم و به رسميت شناختن شهر مقدس به عنوان پايتخت اسراييل با حكم دونالد ترامپ، حمايت بدون قيد و شرط از سياست ضدفلسطيني نتانياهو بوده است. «طرح صلح براي خاورميانه» كه بدون مشورت با فلسطينيها انجام شد، اصل استعمار در كرانه باختري را بيشرمانه تاييد كرد و راه را براي گسترش شهركهاي اسراييلي هموار ساخت.
جو بايدن از زمان تحليف خود بهطور محتاطانه از اين موضوع پرهيز كرده است. عدم تعهد وي در اين خصوص انتقادات زيادي از جمله در داخل حزب دموكرات به دنبال داشته است. به نظر نميرسد كه در ايالات متحده در خصوص مساله اسراييل و فلسطين اتفاقنظر وجود داشته باشد و هر دو حزب خواهان آن هستند كه جو بايدن موضع محكمي در قبال اين مورد اتخاذ نمايد. در واقع تفكيك بين حمايت از اسراييل به عنوان يك كشور و حق انتقاد از سياست دولت اسراييل و شخص نتانياهو در هنگام نقض قوانين بينالمللي ضروري است. حمايت از اسراييل به معناي تاييد سياستي نيست كه براي ثبات كشور عبري و خاورميانه خطرناك باشد.
اگرچه ديپلماسي بهطور قطع راهگشاي درگيري بين دولت يهود و حماس خواهد بود، اما از حلوفصل منازعات اجتماعي و قومي كه دموكراسي اسراييلي را از درون آزار ميدهد و بقاي آن را بهشدت تهديد ميكند ناتوان خواهد بود. توافقات ابراهيم ميان اسراييل و متحدان جديد خود در جهان عرب مسلمان يعني بحرين و امارات متحده در اثر درگيريهاي اخير تضعيف شده است. اكنون ايالات متحده فرصت دارد با اتخاذ يك سياست واقعا متعادل در قبال اسراييل به آرمانهاي اعراب اسراييلي به ويژه جواناني كه از روي نااميدي به خشونت كشيده شدهاند توجه بيشتري نشان دهد. تا زماني كه درگيري اسراييل و فلسطين كه بيشتر يك درگيري داخلي است حلوفصل نشود، دولت عبري بهطور مداوم در معرض تهديد بيثباتي و حتي فروپاشي قرار دارد.