بهلولي، يار از دست رفته و ديرينهام
محمدرضا نيكنژاد
محمدرضا نيكنژاد نزديكترين دوست و همكار مهدي بهلولي بهترين كسي است كه ميتواند درباره او صحبت كند، بخشي از ويژگيهاي مهدي بهلولي را از زبان او بخوانيد:
از بهلولي فراوان ميتوان گفت و نوشت اما اين فضاي اندك نه گنجايش آن را دارد نه ضرورتش را؛ از اين رو تنها به دو نكته درباره اين يار ديرين و دوستداشتني بسنده ميكنم.
بهلولي سرعت بالايي در انجام كارها داشت و واقعا براي پيشبرد كارها وقت ميگذاشت و البته انرژي و توان بالايي هم داشت. بدون اينكه بخواهم بزرگنمايي كنم جاي چند نفر كار ميكرد و اين برآمده از انگيزه و شور و هدفمندي
زندگياش بود. براي من هماوردي با او بسيار دشوار بود. اما به خاطر ذهن پويا و جستوجوگرش هميشه پيشنهادي براي ارايه داشت. آن سرعت و پشتكار و اين ناتواني در هماوردي، زمينه سوءاستفاده را براي من فراهم ميكرد و با كمي تاخير بدون اينكه دوباره به من بگويد خودش كار را انجام ميداد و من هم نفس راحتي
ميكشيدم!
بهلولي آدم صادقي بود و تلاش ميكرد در شرايط گوناگون صادقانه رفتار كند و حرف و عملش يكي باشد. در چند سال گذشته درگستره آموزش و پرورش موضوع حقوق زنان، رويارويي با نگاه تبعيضآميز و جنسيتزده ساختارمند مطرح شده است. يكي از كساني كه در اين موضوع وارد شد، او بود. زماني كه مادرش درگذشت و موضوع تقسيم ارث مطرح شد با اصرار، قانون ارث را ناديده گرفت و به اندازه خواهرانش ارث برد. اين كار ميتواند نمونهاي شاخص از رفتار صادقانه او و الگويي خوب براي همه ما باشد.