• 1404 يکشنبه 9 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6128 -
  • 1404 يکشنبه 9 شهريور

ديپلماسي چدني به وقت ماشه

علي ودايع

مكانيسم ماشه در نقطه شليك به مغز ديپلماسي در پرونده اتمي قرار گرفته است. زمان همانند ثانيه‌شمار يك بمب ساعتي به پيش مي‌رود تا ريسك‌هاي نامتعارف بر ديپلماسي سنگيني كند. هر كدام از بازيگران تلاش مي‌كنند در سناريوهاي به ‌شدت متغير ايفاي نقش كنند؛ قمار روي ريسك‌پذيري تاثيري شديد روي فرآيندهاي آشكار و پنهان پيش رو مي‌گذارد.

براي فهم دقيق آنچه درحال وقوع است بايد يك تعريف منسجم از ذهنيت طرفين داشته باشيم. «ديپلماسي چدني» به معناي استفاده از ابزارهاي سخت و غيرقابل انعطاف براي تضمين منافع حياتي است. در پرونده هسته‌اي ايران، فعال‌سازي مكانيسم اسنپ‌بك (ماشه) يك نمونه بارز از اين نوع ديپلماسي است كه در نقطه مقابل ديپلماسي سنتي قرار مي‌گيرد. اين فرآيند نه تنها يك اقدام ديپلماتيك، بلكه نمايش قدرت و تمايل به تحميل هزينه‌هاي سنگين در يك نبرد تمام‌عيار ديپلماتيك است. بايد دقت داشت كه ديپلماسي چدني صرفا محدود به ابزارهاي اقتصادي و حقوقي نيست. تهديد به اقدام نظامي يا انجام اقدامات مخفيانه (نبرد در منطقه خاكستري) نيز بخشي از اين رويكرد است. اسراييل، به عنوان يك بازيگر مداخله‌گر در اين پرونده، بارها از اين ابزارها براي اعمال فشار بر ايران استفاده كرده است. اين اقدامات، به ديپلماسي يك لايه قدرت غيرقابل مذاكره اضافه مي‌كند.

با فعال شدن رسمي مكانيسم ماشه، محاسبات تصميم‌گيري از حالت بالقوه به حالت بالفعل تغيير يافته است. اروپا با يك دوراهي جدي روبه‌رو است: اعمال تحريم‌ها و ريسك تحريك ايران به خروج از NPT و احتمالا برخورد سخت‌ يا تلاش براي يك مهلت ديپلماتيك در آخرين لحظه كه منافع طرفين تامين مي‌شود. ظرف كمتر از يك ماه پيش رو تحولات عجيبي ممكن است رقم بخورد.

هفته‌هاي آينده، توانايي اروپا در تبديل اختيارات قانوني به اهرم فشار در دنياي واقعي را آزمايش خواهد كرد. موفقيت نه تنها به فعال كردن مكانيسم ماشه، بلكه به توانايي اعمال ماشه بستگي دارد دارد. اينكه آيا قمار اروپا موفق خواهد شد -‌يا ديپلماسي هنوز مي‌تواند از رويارويي كامل جلوگيري كند‌- هم آينده منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي و هم اعتبار اروپا به عنوان يك بازيگر استراتژيك را تعيين خواهد كرد. پرونده ايران تاثيري فراتر از موازنه قدرت در غرب آسيا بر مكانيسم به‌شدت تضعيف شده بازدارندگي هسته‌اي دارد.

چند چالش

زمان در فرآيند ماشه حكم آتش در انبار باروت را دارد. چالش عنصر زمان براي سرانجام رساندن ماشه تا پيش از رياست روسيه بر شوراي امنيت در ماه آگوست مولفه‌اي است كه نبايد از كنار آن بي‌تفاوت عبور كرد. مسكو قويا رفتار تروييكا در بازي با مكانيسم ماشه براي شليك به برجام را مورد انتقاد قرار داده است. متحدين غربي معتقدند كه شركاي شرقي تهران مي‌توانند به لحاظ آيين‌نامه‌اي در خواسته‌هاي آنها كارشكني كنند. چالش اقدام عملي و محدوديت در اعمال فشار اقتصادي براي زانو زدن ايران با اعصاب تروييكا و امريكا بازي مي‌كند. در صورت فعال شدن، مكانيسم ماشه شش قطعنامه گذشته (۲۰۱۰-۲۰۰۶) را احيا مي‌كند، تحريم تسليحاتي، ممنوعيت فعاليت‌هاي مرتبط با موشك‌هاي بالستيك و محدوديت‌هاي مالي گسترده را دوباره برقرار مي‌كند. در ظاهر برنامه هسته‌اي و موشكي ايران هم با ضربات ديپلماتيك مواجه خواهد شد. چالش اينجاست كه اثرات اسنپ‌بك بيشتر نمادين و رواني است. تجربه ويژه ايران در تقابل با تحريم‌هاي خشن غرب توانايي ضربه‌زني مكانيسم ماشه را محدود مي‌كند هرچند بار رواني اسنپ‌بك روي بازار تهران سنگيني مي‌كند.

اهرم فشار زودگذر

تروييكاي اروپايي به دنبال اعمال فشار سخت به تهران است اما براي آنها هم شرايط پيچيده‌اي وجود دارد. بنا به نوشته انديشكده «مطالعات خاورميانه» (MEI)، اهرم فشار اروپا به‌شدت زودگذر است. تصميم سه كشور اروپايي بلافاصله مورد حمايت واشنگتن قرار گرفت. اختلافات فراآتلانتيكي موضوعي غيرقابل كتمان است اما آنها در پرونده ايران به شكل مستقيم با يكديگر همكاري مي‌كنند. در ميان نان قرض دادن‌هاي تروييكا و كاخ سفيد يك نكته ويژه پنهان وجود دارد؛ همان الگوريتم رفتاري واشنگتن در جنگ اوكراين ممكن است در مساله پرونده ايران تكرار شود. اعلاميه سه كشور اروپايي، سپتامبر را به عنوان پنجره حياتي براي اقدام معرفي مي‌كند. دو ضرب‌الاجل، تصميم سه كشور اروپايي را تعيين مي‌كند. اول، پنجره اسنپ‌بك قطعنامه ۲۲۳۱ در ۱۸ اكتبر از بين مي‌رود، پس از آن هرگونه تلاش براي اعمال مجدد تحريم‌ها نيازمند راي‌گيري مجدد شوراي امنيت است كه در برابر وتوي مسكو يا پكن آسيب‌پذير است. دوم، كشورهاي اروپايي سپتامبر را به عنوان نقطه عطف رويه‌اي مي‌دانند، زيرا كره‌جنوبي رياست شوراي امنيت سازمان ملل را برعهده دارد و يك محيط مطلوب غرب را ارايه مي‌دهد. سپس، روسيه كنترل اوضاع را در دست خواهد داشت و هرگونه اقدام آينده را پيچيده مي‌كند، بنابراين جلسات ژنو در ۲ سپتامبر و پس از آن به عنوان آخرين فرصت عملي اروپا براي يك راه‌حل ديپلماتيك قبل از تبديل شدن اسنپ‌بك به يك عمل انجام شده تلقي مي‌شود.

چماق در دست اروپا، هويج در دست امريكا

واقعيت غيرقابل كتمان اين است كه حتي اگر مكانيسم ماشه تمام وزن تحريم‌هاي گذشته سازمان ملل را احيا كند، تاثير عملي آن به هيچ‌وجه تضمين شده نيست. اجراي اين تحريم‌ها مدت‌هاست كه متناقض بوده است. اين ترديد وجود دارد كه اقدام اروپا به فشار قاطع تبديل شود. براي اروپا، معضل اجرايي نه تنها در مورد برنامه‌هاي هسته‌اي ايران، بلكه در مورد اعتبار خود به عنوان يك بازيگر استراتژيك نيز سنگيني مي‌كند. اينكه آيا مي‌تواند فراتر از سياست اعلامي عمل كند و از اهرم فشار واقعي در صحنه جهاني استفاده كند يا خير براي تروييكا بار رواني ايجاد مي‌كند.

آلمان، بريتانيا و فرانسه به شكلي وسواس‌گونه تلاش مي‌كنند كه استفاده از مكانيسم ماشه را مشروع جلوه دهند اما در طرف مقابل ايران بدون استدلال نيست. از ديدگاه تهران، اعتبار اروپا زماني كه ايالات‌متحده به ‌طور يكجانبه در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد، ازبين رفت و اروپا را قادر به ارايه كمك‌هاي اقتصادي وعده داده شده نكرد. اروپايي‌ها اكنون فقط «چماق» بازگشت تحريم‌ها را در دست دارند، درحالي‌كه «هويج» كاهش تحريم‌ها و تضمين‌هاي امنيتي در دست واشنگتن است. اروپا مي‌داند كه صرفا كاتاليزوري است كه مي‌خواهد تسهيل‌كننده جنگ يا صلح باشد. تهران، با آگاهي از اينكه تحريم‌ها ممكن است به‌طور نامنظم اعمال شوند، بدون شك اين موضوع را در واكنش خود درنظر مي‌گيرد. روسيه هم به نوبه خود، پيش‌نويس قطعنامه‌اي را ارايه كرده است كه در صورت نشان دادن حركت ايران به سمت پايبندي نسبي، مهلت‌ها را شش ماه تمديد مي‌كند، به اين اميد كه از متحد خود محافظت كند و در عين حال اتحاد غرب را مختل سازد، اما طراحي خودكار مكانيسم ماشه، مسكو را تنها قادر به تاخير انداختن اين روند مي‌كند.

احتمالات پيش رو

شروع مكانيسم ماشه و رفتار بازيگران حالا تصوير روشن‌تري از احتمالات دراختيار ما قرار مي‌دهد. سنگيني خوش‌بيني و بدبيني‌هاي افراطي در ايران وضعيتي است كه به شكلي خواسته يا ناخواسته منجر به آشوب فكري در تهران مي‌شود. نبايد فراموش كنيم كه «دونالد ترامپ» در چارچوب «مرد ديوانه» و رفتار به‌شدت پارادوكسيكال تلاش مي‌كند تمركز جبهه مقابل را به‌هم بريزد. آنچه كه امروز مشاهده مي‌كنيم، به هيچ عنوان اميدواري به ديپلماسي منعطف و سناريوي خوش‌بينانه را ترسيم نمي‌كند.

1- سناريوي بدبينانه: شكست ديپلماسي واجراي مكانيسم ماشه منجر به طرح سناريوي برخورد سخت مي‌شود. واكنش تهران قطعا به اين اتفاق مطلوب طرف مقابل نخواهد بود. تشديد رويارويي در شرايط پساجنگ 12 روزه با اسراييل آن‌هم در شرايطي كه هر لحظه ممكن است نبرد از سرگرفته شود؛ جنگ به زد و خورد پينگ‌پنگي محدود نخواهد ماند. ورود به «معماواره بقا» وضعيتي با مولفه‌هاي سخت است.

2- سناريوي مياني: حين يا پس از فعال‌سازي اسنپ‌بك، بازيگران به يك «توافق موقت»
(Interim Deal) دست مي‌يابند. در اين توافق، ايران به بازرسي‌هاي محدودتري اجازه مي‌دهد و در مقابل، تحريم‌ها به‌ طور كامل اجرا نمي‌شوند. وضعيتي كه نه بحران به‌ طور كامل حل مي‌شود و نه به يك رويارويي بزرگ منجر مي‌گردد. اين سناريو به بازيگران اجازه مي‌دهد تا با حفظ اهرم‌هاي فشار، به دنبال راه‌حل بلندمدت‌تري باشند. اين سناريو محتمل‌تر است، زيرا هيچ يك از طرفين به يك جنگ تمام‌عيار تمايل ندارند البته اسراييل همچنان دنبال «نبرد بزرگ» است.

احتمال فرعي

ذيل سناريوي مياني، يك مسير باريك باقي مي‌ماند و آن ترتيب‌بندي به جاي پايبندي اوليه است. اروپا به جاي درخواست فوري شفافيت كامل -‌كه از نظر سياسي در تهران غيرممكن است‌- مي‌تواند يك نقشه راه مرحله‌ به مرحله پيشنهاد دهد. در اين رويكرد، ايران گام‌هاي محدود و برگشت‌پذير براي بازگرداندن نظارت جزيي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي برمي‌دارد، درحالي كه سه كشور اروپايي از شوراي امنيت براي خريد زمان و هماهنگي با واشنگتن استفاده مي‌كنند. موضوع حساس ذخاير اورانيوم غني‌شده ۶۰درصد ايران به مراحل بعدي موكول مي‌شود و اهرم چانه‌زني براي هر دو طرف حفظ مي‌شود. اين نقشه راه مرحله‌اي، چالش‌هاي اصلي شناسايي‌شده در معضل اجرا را منعكس مي‌كند؛
ايجاد تعادل بين تقاضاي ايران براي تضمين‌هاي ايالات‌متحده، نياز اروپا به راستي‌آزمايي و قدرت قهري محدود تحريم‌هاي ماشه. بدون چنين مصالحه‌اي، محتمل‌ترين نتيجه، برخورد خواهد بود، به‌طوري كه تحريم‌ها تهران را به خروج از NPT نزديك‌تر كرده و حتي چارچوب شكننده عدم اشاعه باقي‌مانده را نيز ازبين مي‌برد. آينده پرونده هسته‌اي ايران در گرو يك موازنه قدرت و سنجش منافع است. راه‌حلي ايده‌آل قابل ترسيم وجود ندارد. ديپلماسي چدني، ابزاري براي حفظ اين موازنه و تضمين منافع در يك محيط بين‌المللي بي‌ثبات است كه تهران ملزم به رعايت چارچوب‌هاي ويژه آن است. بازگشت چپ و راست به تنظيمات كارخانه در مجادلات سياست خارجي، سايه «مديريت بحران» در دستگاه ديپلماسي فرآيندي است كه امكانات تهران در تقابل با ديپلماسي چدني و نبرد ديپلماتيك را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. ايران بايد فهم دقيق‌تري از سناريوها و احتمالات داشته باشد. تهران مبتني بر دكترين سنتي بالانس و سناريوهاي موجود همچنان اين امكان را دارد كه به شكلي متوازن در روزهاي پيچيده پيش رو ايفاي نقش كند. ديپلماسي موفق بايد «ديپلماسي پيش‌فعال» مبتني بر قدرت و خردورزي باشد. در «ديپلماسي واكنشي» به جاي ارايه طرح‌ها و ابتكارهاي جديد براي خروج از بحران، ايران صرفا به بيانيه و اعتراض به اقدامات طرف مقابل بسنده مي‌شود. ازسوي ديگر، ارسال پارازيت در نگاه به چاه فريب مذاكرات يا تصورات رمانتيك از ديپلماسي و جنگ عملا دست وزارت خارجه را در مانور ديپلماتيك بسته و توانايي آن براي مديريت بحران را كاهش مي‌دهد. روزهاي پيچيده‌اي در پيش است.

كارشناس مسائل بين‌الملل

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون