• 1404 يکشنبه 9 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6128 -
  • 1404 يکشنبه 9 شهريور

ملت توليد‌كننده و مصائب آن

نيوشا طبيبي

بين مردم عرب همسايه، آنها كه درباره ايران خوانده‌ و پژوهش كرده‌اند، سخني مشهور است. آنها مي‌گويند تفاوت ما عرب‌ها با ايراني‌ها در اين است كه ما تاجر و بازرگان هستيم و قرن‌هاست كه به اقصي نقاط جهان كالا مي‌بريم و مي‌آوريم، اما ايراني‌ها ملتي توليد‌كننده هستند و هر چه به دستشان دهي مي‌خواهند نظير آن را درست كنند. راست مي‌گويند تفاوت اصلي ما با بيشتر كشورهاي همسايه‌‌مان چنين است. پاكستاني‌ها و افغانستاني‌ها كه هم‌خانه‌هاي قديمي و تاريخي ما هستند هم كم و بيش چنين هستند.

وقتي اولين سماور را به عباس ميرزا يا فتحعلي شاه يا ميرزا تقي خان فراهاني هديه دادند - روايت‌ها متفاوت است - آنها به فكر خريد اين محصول به عنوان مال‌التجاره نيفتادند، بلكه فوري براي ساخت نمونه داخلي آن اقدام كردند و نتيجه‌اش اين شد كه ما به سرعت سماور ايراني توليد كرديم و اين محصول چنان نزد ما خانه‌زاد شد كه اصل و نسب غيرايراني‌اش را به كلي فراموش كرديم. بعدا در صنعت سماور‌سازي و با همت افرادي مانند زنده‌ياد عالي‌نسب به حدي از كيفيت در توليد رسيديم كه هيچ ايراني حاضر به خريد سماور غير ساخت وطن نبود.

در مثالي ديگر، تا زمان مرحوم ناصرالدين‌شاه قاجار هنوز نوشيدن قهوه معمول‌تر از نوشيدن چاي بود. چاي‌نوشي مختص طبقات مرفه و اعيان و اشراف بود. بعد تجارت قهوه و واردات آن با زورگويي‌ها و تحميلات معمول بريتانيايي‌ها و اروپايي‌هاي ديگري كه سررشته تجارت آن را به دست گرفته بودند به مشكلاتي برخورد كرد. ناصرالدين‌شاه تلاش كرد تا چاي وارداتي به دست تمامي افراد ملت برسد و قيمت آن به اندازه‌اي تعيين شود كه همگان قادر به خريد آن شوند. با سختي‌هاي بسيار چاي همه‌گير شد و به دست مردم فرودست و فرادست رسيد. شايد نقش كردن شمايل ناصرالدين‌شاه بر اجزاي بساط چاي‌خوري تقدير و تشكر ملت از او به دليل توجه و همتش در امر چاي‌نوشي مردم بوده باشد. چاي تحت انحصار بريتانيايي‌ها با همان آزار و اذيت‌هاي معمول و شرط گذاشتن‌ها و اعمال فشار به دست ايراني‌ها مي‌رسيد و در خفا ايراني‌ها عزم و آرزوي اين را داشتند كه روزي خودشان بتوانند چاي بكارند، چند باري هم در زمان ناصرالدين‌شاه تلاش‌هايي در اطراف اصفهان براي كشت چاي و اهلي و هماهنگ كردن آن با آب و هواي ايران انجام شد كه البته نتيجه‌اي نداد. تا آنكه در زمان مظفرالدين شاه، آقا محمدخان قاجار قوانلو، به سمت «جنرال قنسول ايران در هندوستان» سمت گرفت. در ديدار خداحافظي با پادشاه قاجار، مظفرالدين شاه به او درباره آرزوي ديرين تاسيس صنعت كشت و توليد چاي سياه گفت و از او خواست كه كوشش كند تا اين آرزوي ملي جامه عمل بپوشد. بايد گفت كه در آن روزگار چاي و قند مهم‌ترين اقلام وارداتي تجاري ايران به حساب مي‌آمدند و خودكفايي در توليد آنها گام بلندي براي حفظ پول و سرمايه ملي در كشور محسوب مي‌شد. آقا محمد خان قاجار قوانلو ملقب به كاشف‌السلطنه با مجاهدت بسيار توانست فن پرورش و فرآوري چاي را در موسسات انگليسي بياموزد. انحصار توليد و دانش آن در دست انگليسي‌ها بود و آنها به هيچ‌ عنوان اين اطلاعات را به غيراروپايي‌ها نمي‌دادند. تسلط كاشف‌السلطنه به زبان فرانسه و ظاهر و رفتار او چنان بود كه خود را به عنوان بازرگاني فرانسوي جا زد و موفق شد. عاقبت ضيافتي در باغچه‌اي كه اجاره كرده و در آن چاي پرورش داده بود، برپا كرد و چاي توليدي خودش را به ديپلمات‌هاي ديگر نوشاند. همگان تصديق كردند كه اين چاي طعمي خالص‌تر و طبيعي‌تر از چاي انگليسي‌ها دارد.

پس از آن با همتي بزرگ بوته‌ها و بذر چاي خريداري كرد و با هزار مشقت آنها را به لاهيجان آورد و در آنجا كشت كرد و بدين‌سان چاي مرغوب لاهيجاني توليد و ماندگار شد. اين چاي آميزه‌اي از بذرهاي چيني و هندي و گرجي است كه با شرايط ايران خو گرفته و ديگر بو‌م‌زاد همين سرزمين به حساب مي‌آيد، با عطر و طعمي فوق‌العاده.

از اين دست تلاش‌هاي بي‌وقفه ايراني‌ها براي دستيابي به علم و فن هزاران روايت مي‌توان گفت. از خيامي‌ها كه زودتر از بقيه كشورها صنعت خودروسازي ايران را با كوششي فراوان بنيان نهادند - اگرچه پيش از آنها هم تلاش‌هايي شده بود - تا صنعتگران متعدد ديگري كه راضي به استفاده از محصول خارجي نمي‌شدند و به‌رغم تنگ‌نظري خارجي توان و تلاش خود را براي توليد ملي به كار مي‌گرفتند.

صنعت دفاعي بومي ايران با همت مرداني بزرگ و ميهن دوست شكل گرفت و همين‌طور كارهاي بزرگي كه در موسساتي مانند ماشين‌سازي اراك، ماشين‌سازي تبريز، مپنا و ده‌ها كارخانه و موسسه ديگر شكل گرفته‌اند مايه مباهات و دلگرمي هستند. همه اينها در شرايطي است كه ما تحت شديدترين تحريم‌هاي تاريخ در چهار دهه گذشته بوده‌ايم.

متاسفانه سينما و رسانه‌هاي ما در نمايش تصوير حماسي قهرماناني كه علم و صنعت و فناوري در ايران را به اعتلا رسانده‌اند بسيار تنگ‌نظر است و توان برساختن روايتي جذاب و واقعي و بدون اغراق شدگي را ندارد. اين روزها جاي خالي قهرمانان واقعي ايراني بر پرده سينماها خالي است. قهرماناني كه برخلاف نمونه‌هاي دروغين غربي و هاليوودي واقعا از هيچ، كارهايي بزرگ برآورده‌اند.

ما ملت توليد‌كننده‌اي هستيم، تمدن‌سازيم و همين‌ها اروپايي‌ها و امريكايي‌ها و ديگر كشورهايي را كه به سلطه‌گري عادت كرده‌اند را مي‌ترساند. آنها با ملت ما و با خوي استقلال‌خواهي و توليد‌كنندگي و تمدن‌سازي‌اش مشكل دارند و به همين دليل است كه دست از خصومت و دشمني با ما بر‌نمي‌دارند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون