هر سال در آغاز سال نو، از تعدادي از ستوننويسان خود ميخواهيم به آينده نگاه كنند و پيشبينيهايشان را براي سال پيش رو با ما در ميان بگذارند.امسال از نويسندگان خواستيم درسهاي مهم يكسال اول از دومين دوره رياستجمهوري دونالد ترامپ را جمعبندي كنند و بگويند رهبران جهان چگونه احتمالا اين درسها را در سالهاي آينده به كار خواهند گرفت.دولت دوم ترامپ بيش از دوره اول، سياست خارجي امريكا را دگرگون كرده است: جهان را با تهديد تعرفهها پر كرده، اتحادها را تضعيف كرده و به دنبال معامله و سازش با رقباي سنتي بوده است. اين دوره پرآشوب و اغلب غيرقابل پيشبيني بوده، اما رهبران جهان در حال يادگيري اين هستند كه چگونه در عصر بيثباتي بيشتر، رابطهشان را با واشنگتن مديريت كنند.در ادامه، شش درس كليدي از دوره دوم رياستجمهوري ترامپ را ميخوانيد كه سياست جهاني در سال ۲۰۲۶ را شكل خواهد داد.
1- درسهايي براي چين:
اهرمهاي بازي در زمين ترامپ
زونگيوان زوئي ليو : در حالي كه بسياري از كشورها در برابر اولتيماتومهاي تعرفهاي دولت ترامپ كوتاه آمدند، پكن عقبنشيني نكرد و از سال ۲۰۲۵ با آسيب وارده نسبتا محدود بيرون آمد. درس اين تجربه ساده، اما بسيار مهم است: دونالد ترامپ در دوره دومش بيقيدوبندتر، غيرقابل پيشبينيتر و بيش از گذشته آماده استفاده از اقتصاد امريكا به عنوان ابزار فشار است. با اين حال، حتي شديدترين فشارهاي ايالات متحده هم ميتواند كند شود، خم يا گاهي حتي برعكس شود.سه درس برجسته از اين تجربه به دست آمد؛ نخست، تهديدهاي حداكثري ترامپ به ندرت دوام ميآوردند. تعرفههاي سنگين، تحريمها و ممنوعيتهاي فناوري اغلب در برابر فشار بازارها، لابيگريهاي قدرتمند يا اشتياق رييسجمهور به هر معاملهاي كه ميتوانست آن را «پيروزي بزرگ» بنامد، عقبنشيني ميكردند.دوم، شتاب گرفتن تنوعبخشي تجاري چين به اين كشور فضاي مانور كافي داد تا فشارهاي امريكا را جذب كند و نشانهاي از ضعف نشان ندهد.سوم، اقدام تلافيجويانه هدفمند عليه نقاط آسيبپذير زنجيره تامين امريكا و حوزههاي انتخابيه حساس از نظر سياسي، بسيار موثرتر از واكنشهاي گسترده و پراكنده بود.اما شايد آشكارترين بخش ماجرا، اجراي دقيق دستورالعملهايي بود كه چين در طول جنگ تجاري دوره اول ترامپ تكميل كرده و از نزديك به يك دهه تجربه مديريت رژيمهاي كنترل صادرات امريكا الهام گرفته بود. پكن نظام كنترل صادرات خودش را تقويت كرد و آن را با محدود كردن صادرات مواد معدني كليدي و ديگر نهادههاي بالادستي - آن هم نه به صورت نمادين، بلكه با جديت كامل - در برابر واشنگتن به كار گرفت.نتايج، چيزي را تاييد كرد كه مقامات چيني مدتها به آن مشكوك بودند: زنجيره تامين ايالات متحده شكننده است. افزايش قيمتها، اعتراض توليدكنندگان امريكايي و فشار لابيگران شواهد روشني ارايه داد. تصميم ترامپ براي اجازه ارسال تراشههاي Nvidia H200 به چين، صرفا حسن نيت نبود؛ نشانهاي روشن بود كه فشار حساب شده پكن جواب داده است.آخرين استراتژي امنيت ملي ايالات متحده (NSS) نيز اين برداشت را تقويت ميكند. تحليلگران اشاره كردهاند كه اين سند، وزن رقابت ژئوپليتيكي را كاهش داده و بيشتر بر چين به عنوان رقيب اقتصادي و فناوري تمركز كرده است. اين سند قول تنشزدايي نميدهد، اما ميدان اصلي نبرد را مشخص ميكند: اهرمهاي اقتصادي و فناوري، درست همان حوزهاي كه چين اخيرا در آن قدرت خود را به اثبات رسانده بود.اين تجربه درس ديگري را به ما آموخت: با نزديك شدن دولت ترامپ به انتخابات مياندورهاي، نياز به تقويت حاميان اصلي ميتواند باعث شود كه اين دولت از وابستگي نهادي كمتري برخوردار شود، بيشتر به معاملات بپردازد و بر پيروزيهاي سياسي كوتاهمدت متمركز شود. بنابراين ترامپ ممكن است بيشتر در معرض فشارهاي هدفمند قرار گيرد. او ممكن است مايل به اعطاي امتيازات تجاري يا نظارتي باشد كه به نفع چين باشد - كاهش تعرفههاي مختلف، تنظيم قوانين صدور مجوز فناوري يا اجازه ورود شركتهاي خاص چيني به بازارهاي ايالات متحده - در حالي كه اين اقدامات را به عنوان پيروزي جلوه ميدهد: يك «معامله» با موفقيت مذاكره شده، يك «پيروزي» در كسري تجاري يا عقبنشيني چين از برخي اقدامات تلافيجويانه خود. حتي اگر امتيازات ترامپ بلافاصله منافع اصلي امنيت ملي ايالات متحده را به خطر نيندازد، ميتواند آسيبپذيريهاي انباشتهاي ايجاد كند كه چين ممكن است به مرور زمان از آنها بهرهبرداري كند.موضع پكن براي سال ۲۰۲۶ واضح است. اين كشور معاملات محدود و معاملهگرايانهاي را دنبال خواهد كرد كه به ترامپ اجازه ميدهد در عين حال كه امتياز كمي ميدهد، ادعاي پيروزي كند. پكن روابط خود را با اروپا، آسياي جنوب شرقي و كشورهاي خليجفارس تعميق خواهد بخشيد تا اهرم فشار ايالات متحده را تضعيف كرده و استقلال فناوري داخلي را تسريع كند. نوسانات اكنون ساختاري است؛ حتي سفر برنامهريزي شده ترامپ در ماه آوريل نيز قادر به ترميم فرسايش ثبات و اعتماد نخواهد بود. چين انتظار تنشزدايي ندارد، فقط زمان ميخواهد: زمان براي آزمايش آسيبپذيريهاي ايالات متحده، تقويت سيستم خود و اطمينان از اينكه زورگوييهاي واشنگتن بهطور فزايندهاي قدرت خود را از دست ميدهد. صبر، دقت و اهرم كاليبره شده به زرادخانه تعيينكننده پكن در هنر كشورداري تبديل شدهاند.
ستوننويس فارن پاليسي و عضو شوراي روابط خارجي
2- درسهايي براي هند:
خيز براي احياي رابطه با واشنگتن
سي. راجا موهان: كمتر دولتي به اندازه دولت نارندرا مودي، نخستوزير هند، با چنين شور و اشتياقي از بازگشت دونالد ترامپ به كاخ سفيد استقبال كرد و تعداد كمي هم به اندازه هند با نااميدي عميقتري روبهرو شدند.مودي يكي از اولين رهبران جهان بود كه پس از مراسم تحليف ترامپ با او ديدار كرد. هند كه به خوبي درك كرده تجارت اكنون محور اصلي سياست خارجي امريكاست، بلافاصله مذاكرات تجاري را آغاز كرد.با اين حال، اميدها براي ارتقاي همكاري استراتژيك ميان دو كشور تا ماه آگوست دوام نياورد؛ زماني كه ترامپ تعرفه كالاهاي هندي را به ۵۰ درصد افزايش داد. بخشي از مشكل، برداشت نادرست مودي از تصورات ترامپ درباره نقش خودش در برقراري صلح بود، بهويژه در مورد تنشهاي هند با پاكستان. اگر مودي نسبت به ادعاي ترامپ مبني بر نجات شبهقاره از جنگ، اشتياق بيشتري نشان ميداد، شايد روابط دهلينو و واشنگتن مسير ديگري را طي ميكرد.مشاوران مودي به خوبي از ائتلافي كه ترامپ را دوباره به قدرت رسانده بود آگاه بودند، اما از شدت و شور جنبش MAGA غافلگير شدند؛ جنبشي كه با نيرويي غيرمنتظره به هند و مهاجران هندي حمله كرد.از آن زمان، دهلينو رويكرد خود را تغيير داده و حالا بر سه اصل كليدي استوار است: پرهيز از بحث علني با ترامپ، حتي وقتي او بارها ادعا ميكند (ادعاهايي كه دهلينو نادرست ميداند) جنگ هند و پاكستان را پايان داده است؛ ستايش از تلاشهاي صلحطلبانه او در غزه و اوكراين؛ حفظ ارتباط مداوم با بخشهاي گستردهتر نظام امريكا در حوزههاي تجارت، فناوري و دفاع.در سال ۲۰۲۶، دهلينو احتمالا شاهد گشايش بيشتر فضاي سياسي در واشنگتن خواهد بود، زيرا جايگاه داخلي ترامپ نشانههايي از تضعيف نشان ميدهد. استراتژي فعلي هند بر سه محور اصلي استوار است؛ نخست، بسيج دوباره حوزههاي انتخابيه سنتي طرفدار هند - از جمله نهادهاي امنيتي، كنگره ايالات متحده، گروههاي تجاري و شبكههاي مهاجران هندي - كه در سال ۲۰۲۵ زير فشار سلطه ترامپ سكوت كرده بودند. اگر پيشتر تمايلي به سخن گفتن نداشتند، حالا برخي از آنها ممكن است به بازگرداندن تعادل به روابط كمك كنند. دهلينو همچنين ميداند كه بايد راهي براي ارتباط با حداقل بخشهايي از ائتلاف MAGA پيدا كند.دوم، هند مصمم است از بروز بحران تازهاي با پاكستان جلوگيري كند؛ بحراني كه ممكن است ترامپ را به دخالت ترغيب كند. دور جديدي از درگيري نظامي ميتواند هند را دوباره در معرض تحريكات و رفتارهاي غيرقابلپيشبيني ترامپ قرار دهد.سوم و مهمترين اصل آن است كه دهلينو در حال شتاب دادن به استراتژي تنوعبخشي خود است. شوك تعرفهاي، هند را به گسترش بازارهاي صادراتي، سرعت بخشيدن به مذاكرات تجاري با اروپا و تقويت پيوندهاي اقتصادي با روسيه و ديگر بازارهاي نوظهور واداشته است. در حوزه امنيت نيز هند آگاهانهتر عمل ميكند: حفظ همكاري با ايالات متحده، همزمان با كاهش تنشها با چين، تعميق روابط با روسيه و گسترش تعامل استراتژيك با اروپا.درست مانند انسانها، كشورها هم به درد عادت ميكنند. مودي در حالي كه ياد ميگيرد تعرفههاي ترامپ را مديريت كند، دريافته كه مقاومت در برابر فشارهاي واشنگتن، در داخل كشور محبوبيت ميآورد و در خارج احترام به همراه دارد.براي بدبينان سنتي هند نسبت به امريكا، دوره دوم ترامپ يادآوري روشني است كه نبايد همه تخممرغهاي استراتژيك را در سبد ايالات متحده گذاشت. براي خوشبينان اما، آشفتگيهاي سال ۲۰۲۵ ممكن است در سال ۲۰۲۶ جاي خود را به موقعيتي بهتر بدهد؛ آن هم در حالي كه ترامپ از اوج قدرت سياسي خود پايين ميآيد.پايه اين خوشبيني، شرطبندي هند بر اين واقعيت است كه بيش از ۲۵ سال سرمايهگذاري دوحزبي امريكا در همكاري استراتژيك با هند، بعيد است حتي در دست غيرقابل پيشبينيترين ساكن كاخ سفيد، در عرض يكي، دو سال كاملا از بين برود.
ستوننويس فارن پاليسي و استاد دانشگاه جهاني او. پي. جيندال
3- درسهايي براي متحدان:
به جوجه تيغي تبديل شويد
جيمز كرابتري: در حالي كه متحدان و شركاي ايالات متحده خود را با دگرگوني اساسي سياست خارجي امريكا در دوران ترامپ سازگار ميكنند، يك واژه بهتر از همه محاسبه استراتژيك سرد و تلخي را كه اكنون با آن روبهرو هستند، توصيف ميكند: جوجه تيغي.از اوكراين، كشورهاي بالتيك و لهستان گرفته تا تايوان و ژاپن، كشورهايي كه در معرض خطر قرار دارند، همه در سال گذشته به يك نتيجه ناخوشايند رسيدهاند: بقا در نظم جهاني جديد ترامپ ديگر به تضمينهاي سنتي ايالات متحده وابسته نيست، بلكه به اين بستگي دارد كه خودتان را براي هر مهاجمي به شدت دردناك و غيرقابل بلعيدن تبديل كنيد.ولاديمير زلنسكي، رييسجمهور اوكراين، در ماه دسامبر علنا پذيرفت كه عضويت در ناتو - كه از زمان نخستين حمله روسيه در سال ۲۰۱۴ سنگ بناي آرمانهاي استراتژيك كشورش بود - ديگر هدفي واقعبينانه نيست. در عوض، رهبران اوكراين و اروپا بر هدفي عملگرايانهتر تمركز كردهاند: دستيابي به آتشبسي كه فضاي تنفس كافي براي بازسازي توان نظامي فراهم كند؛ به اندازهاي كه بتواند از حمله احتمالي آينده روسيه جلوگيري كند.همانطور كه اورزولا فون در لاين، رييس كميسيون اروپا اخيرا گفت: «اوكراين بايد به يك جوجه تيغي فولادي تبديل شود كه براي هر مهاجم احتمالي غيرقابل هضم باشد.» استراتژي جديد امنيت ملي ايالات متحده نشان ميدهد كه تعهد واشنگتن به امنيت ساير كشورهاي اروپا نيز در بهترين حالت مشروط است. آنچه درباره اوكراين صدق ميكند، قطعا براي ديگر اهداف احتمالي روسيه هم صادق است؛ بهويژه حالا كه اعضاي اروپايي ناتو ديگر نميتوانند روي رهبري سنتي ترانسآتلانتيك حساب باز كنند.در سراسر اروپا، شوك ناشي از سياستهاي ترامپ كشورها را به شتاب بيشتر در بزرگترين برنامه تجديد تسليحات يك نسل اخير واداشته است. قدرتهاي بزرگي مانند آلمان و لهستان بودجه نظامي خود را بهطور چشمگيري افزايش دادهاند.تايوان نيز همين محاسبات را تا حد زيادي پذيرفته است. تعهدات امنيتي واشنگتن به تايپه هميشه بهطور رسمي مبهم بوده، اما اين «ابهام استراتژيك» حالا جاي خود را به تغييرات سليقهاي رياستجمهوري داده است. اين موضوع به خصوص در ماههاي پيش رو پررنگتر خواهد بود؛ زماني كه ترامپ بر دستيابي به چيزي تمركز دارد كه بتواند آن را «معامله بزرگ» با چين بنامد همراه با يك سفر رسمي پرزرقوبرق. لاي چينگ-ته، رييسجمهور تايوان اخيرا از طرحي بلندپروازانه براي افزايش بودجه دفاعي رونمايي كرد: هزينههاي نظامي در سال ۲۰۲۶ به ۳ درصد توليد ناخالص داخلي برسد و تا پايان دهه به ۵ درصد افزايش يابد. اين تصميم، عمق نگراني تايوان از آسيبپذيري استراتژيك خود را نشان ميدهد.سرمايهگذاريهاي تايپه بر موشكهاي ضدكشتي متحرك، مينهاي دريايي و سيستمهاي دفاع هوايي توزيع شده متمركز است؛ زرادخانهاي واقعي از سلاحهاي «جوجه تيغي» كه براي پرهزينه و دشوار كردن هرگونه حمله چين طراحي شدهاند، بهويژه در شرايطي كه حمايت ايالات متحده نامطمئن است.همانند اروپا، متحدان ديرينه ايالات متحده در منطقه هند-اقيانوس آرام نيز در سال ۲۰۲۵ رويكرد نامنظم ترامپ را به دقت بررسي كردند و در تقويت ابزارهاي دفاعي خود، راهحل اصلي را يافتند. ژاپن در حال شتاب دادن به تحول دفاعي خود است و هزينههاي نظامياش در مسير رسيدن به بيش از ۲ درصد توليد ناخالص داخلي در سال ۲۰۲۶ قرار دارد، يكسال زودتر از برنامه اوليه.در طول جنگ سرد و دوران پس از آن، واشنگتن نظمي را بنا كرد كه در آن متحدان ميتوانستند زير چتر بازدارندگي گسترده امريكا رشد كنند. بسياري از آنها به درستي قدر اين ضمانتهاي امنيتي را ميدانستند. اما حالا كه ترامپ صراحتا اعلام كرده ايالات متحده تنها زماني به تعهداتش عمل ميكند كه رييسجمهور شخصا به آن علاقهمند باشد، همان كشورها به اين نتيجه رسيدهاند كه بهترين دفاع، داشتن ستونهاي فولادي و تيغدار است.
ستوننويس فارن پاليسي و پژوهشگر مهمان شوراي روابط خارجي اروپا
4- درسهايي براي مديران صنايع و سرمايهگذاران: استراتژي خود را بازتعريف كنيد
اليزابت براو: سال ۲۰۲۵ غافلگيريهاي زيادي از سوي ترامپ به همراه داشت، از جمله چند مورد كه دنياي تجارت را به شدت تحت تاثير قرار داد. يكي از اين موارد بهويژه مديران ارشد شركتها را شوكه كرد: بازداشت نزديك به ۵۰۰ كارگر هيونداي و الجي توسط اداره مهاجرت و گمرك ايالات متحده (ICE) در ايالت جورجيا در ماه سپتامبر.اين كارگران - كه ۳۱۷ نفرشان كرهاي بودند - براي كمك به راهاندازي كارخانه جديدي متعلق به دو غول صنعتي كره جنوبي به امريكا آمده بودند. راهاندازي يك كارخانه مدرن و پيچيده نيازمند مهارتهاي تخصصي است كه هيونداي و الجي نميتوانستند به سرعت در جورجيا پيدا كنند.عجلهاي هم در كار بود: ترامپ به تازگي تعرفه ۲۵ درصدي بر واردات از كره جنوبي وضع كرده بود و دولت سئول ميخواست با نشان دادن حجم سرمايهگذاري شركتهايش در امريكا، كاخ سفيد را آرام كند. اما فرآيند طولاني و پردردسر دريافت ويزاي H-1B يا ويزاهاي كاري مشابه، اين برنامه را به خطر ميانداخت.به گزارش نيويورك تايمز، كرهايها با ويزاي B-1 (ويزاي بازديدكنندگان تجاري كوتاهمدت) و از طريق برنامه معافيت ويزا (ESTA) كه اجازه فعاليتهاي تجاري محدود را ميدهد، وارد ايالات متحده شده بودند. اين شيوه به نظر اداره مهاجرت و گمرك خوش نيامد و همه آنها بازداشت شدند.اين خبر براي مديران اجرايي بخش توليد كه به سرمايهگذاري در ايالات متحده فكر ميكردند، شوكآور بود. با افزايش تنشهاي چين با غرب، بسياري از توليدكنندگان غربي برنامههايي براي «دوستيابي» با امريكا داشتند. ترامپ آنها را با اعمال تعرفههاي سنگين، عملا مجبور به اين كار كرد و همزمان با شعار بازگشت صنعت به خاك امريكا، آنها را تشويق نيز ميكرد.اما شوك اصلي براي مديران اين بود كه دريافتند انجام دقيق همان كاري كه ترامپ ميخواهد - يعني راهاندازي توليد در ايالات متحده - ممكن است به ضرر كسبوكارشان تمام شود. اين خطر فراتر از بازداشت كارگران توسط اداره مهاجرت و گمرك (ICE) است.هر شركتي كه در امريكا توليد ميكند و از قطعات و مواد اوليه وارداتي از سراسر جهان استفاده ميكند (كه تقريبا شامل همه توليدكنندگان بزرگ امروزي ميشود)، اكنون با تعرفههاي سنگين متعدد روبهرو است.در سال ۲۰۲۶، اگر اين شوك ترامپ مديران را به جستوجوي مقاصد جايگزين براي تاسيسات توليديشان وادارد، جاي تعجب نخواهد بود. از ويتنام گرفته تا كبك، بسياري از كشورها و مناطق مختلف، فرش قرمز براي شركتهايي پهن كردهاند كه ميخواهند زنجيره توليد خود را متنوع كنند و از وابستگي به چين فاصله بگيرند. به احتمال زياد اين مناطق در ماههاي آينده تلاشهاي خود را براي جذب سرمايهگذاري بيشتر افزايش خواهند داد.ايالات متحده همچنان مكان جذابي براي تجارت است، اما شركتها از هيچ چيز بيش از عدم قطعيت متنفر نيستند. توليد به معناي مراحل متعدد، زنجيرههاي تامين پيچيده و سرمايهگذاريهاي بلندمدت است. اگر تنها يك قطعه از اين زنجيره دچار مشكل شود، به هم بريزد يا ناگهان با يك سياست جديد مختل شود، كل سيستم از كار ميافتد.شوك چين در اوايل دهه ۲۰۰۰ منجر به كاهش دستمزدها و از دست رفتن مشاغل توليدي در بسياري از كشورهاي غربي شد. شوك ترامپ اما متفاوت خواهد بود: اين شوك، بيداري مديران اجرايي با اين واقعيت است كه ايالات متحده در دوران ترامپ، مكاني بسيار متفاوت براي تجارت است نسبت به آنچه پيشتر تصور ميكردند.
ستوننويس فارن پاليسي و عضو ارشد شوراي آتلانتيك
5- درسهايي براي اروپا:
آرامش تنها سپر دفاعي قاره سبز
آگاته دمارايس: بهار گذشته، وارن ديويدسون، نماينده كنگره امريكا، لايحهاي با عنوان «قانون تحقيقات سندرم اختلال ترامپ» ارايه كرد كه به موسسات ملي بهداشت دستور ميداد بررسي كنند چرا برخي افراد از ترامپ و سياستهايش بيزارند. بعضي سياستگذاران خارجي هم ممكن است به سندرم مشابهي مبتلا باشند: اضطرابي كه آنها را به تصميمگيريهاي گيجكننده و شتابزده وادار ميكند. نمونهاش توافق تجاري ژاپن با ايالات متحده در سال گذشته بود كه توكيو را متعهد كرد تا ژانويه ۲۰۲۹ مبلغ ۵۵۰ ميليارد دلار از پول مالياتدهندگان ژاپني را در امريكا هزينه كند.تا امروز، رهبران اروپايي توانستهاند از شديدترين علايم اين سندرم خطرناك دوري كنند. برخلاف برخي ادعاها، توافق تجاري اتحاديه اروپا و ايالات متحده كه در ماه جولاي امضا شد، به هيچ عنوان تسليم اروپا نبود. برعكس به نظر ميرسد بروكسل از پيش درسهاي مديريت ترامپ را خوب آموخته بود.نخست، بروكسل وقت خود را صرف متقاعد كردن ترامپ به كنار گذاشتن علاقهاش به تعرفهها نكرد و در نهايت به نرخ ۱۵ درصد رضايت داد.دوم، رهبران اتحاديه اروپا هوشمندانه در برابر وسوسه اعمال تعرفههاي تلافيجويانه مقاومت كردند؛ تعرفههايي كه در نهايت فقط به شركتها و مصرفكنندگان خود اروپا آسيب ميرساند.سوم، اتحاديه اروپا بر حفظ وحدت تمركز كرد: كشورهاي عضو با موفقيت در برابر غريزه هجوم جداگانه به واشنگتن براي بستن قراردادهاي دوجانبه ايستادگي كردند، كاري كه ميتوانست قدرت چانهزني جمعي اروپا را به شدت تضعيف كند.در سال ۲۰۲۶، رهبران اروپايي فرصت كافي خواهند داشت تا شيوهنامه مديريت ترامپ را كاملتر كنند. نخستين چالش بزرگ فراآتلانتيكي، موضوع اوكراين است. در ماه نوامبر، پيشنهاد توافق صلحي كه امريكا و روسيه بدون مشورت با اروپاييها و اوكراينيها مطرح كردند، كاملا روشن كرد كه ترامپ به ۳۰۰ ميليارد دلار ذخاير مسدود شده بانك مركزي روسيه - كه عمدتا در بلژيك و تا حدي در فرانسه و ديگر كشورهاي اتحاديه اروپا نگهداري ميشود - چشم دوخته است.دوم، واشنگتن احتمالا فشار را افزايش خواهد داد تا اروپا در ازاي تعرفههاي پايينتر بر فولاد توليدي اتحاديه، قوانين ديجيتال خود را - از جمله مقررات شفافيت، تعديل محتوا و حفاظت از حريم خصوصي دادهها - تعديل كند.سوم، اجلاس امسال گروه ۲۰ كه در يكي از تفرجگاههاي گلف متعلق به ترامپ نزديك ميامي فلوريدا برگزار ميشود، ممكن است پر از غافلگيري باشد. تصور اينكه ترامپ از اين گردهمايي - رهبراني كه نماينده بيش از ۸۰ درصد اقتصاد جهانند در آن حضور دارند - به عنوان فرصتي ايدهآل براي فشار آوردن و وادار كردن آنها به امضاي قراردادهاي دوجانبه به نفع امريكا استفاده كند، چندان دشوار نيست.براي مقابله با اين سه چالش، اتحاديه اروپا بايد آرامش خود را حفظ كند و به مسير خود ادامه دهد. براي اروپا، شعار روز همچنان همان است: خودياري و اتحاد.
ستوننويس فارن پاليسي و عضو ارشد شوراي روابط خارجي اروپا
6- درسهايي براي اسراييل:
نبايد غافلگير شويد
استيوناي. كوك: گفتن اينكه رويكرد ترامپ به خاورميانه غافلگيركننده بوده، كم گفتن است. بياييد مروري كنيم: او دستور حملات هوايي به تاسيسات هستهاي ايران را صادر كرد، آتشبس را به اسراييل و حماس تحميل كرد، با احمد الشرع - رييسجمهور سوريه كه شايد سابقه جهادي داشته باشد - در دفتر بيضي كاخ سفيد ديدار كرد.ايالات متحده اكنون از ملتسازي در غزه حمايت ميكند، تلاش دارد حزبالله را خلع سلاح كند، براي عاديسازي روابط اسراييل و لبنان ميكوشد و در مذاكرات گستردهاي براي ارايه ضمانتهاي امنيتي به عربستان سعودي شركت دارد.اين چيزي نبود كه حاميان ترامپ، تقريبا يكسال پيش و بلافاصله پس از بازگشت او به قدرت، به همه وعده ميدادند و به عنوان سياست خاورميانهاي او تبليغ ميكردند. شايد در ذهن جنبش «مگا» و انديشكدههاي نزديك به آن، سياست خارجي «اول امريكا» وجود داشته باشد، اما كاخ سفيد به هيچوجه به چنين دكتريني پايبند نيست.معلوم شده سياست خارجي ايالات متحده - از جمله در خاورميانه - كاملا بر اساس غريزه شخصي ترامپ شكل ميگيرد؛ همان چيزي كه خودش بارها و به هر كه حاضر به شنيدن بوده، صراحتا گفته است. اگر نياز به سند مكتوب داريد، آخرين استراتژي امنيت ملي (NSS) به خاطر تناقضهاي آشكارش - و تضاد خندهدارش با اقدامات واقعي ترامپ در منطقه - بسيار قابل توجه است.بنابراين ترامپ در سال ۲۰۲۶ چه خواهد كرد؟ هرگز روي او شرط نميبندم، اما حاضرم شرط ببندم كه وضعيت كمكهاي نظامي ايالات متحده به اسراييل را تغيير خواهد داد.توافق كمكهاي فعلي تا پايان دوره او اعتبار دارد و منقضي نميشود، اما اين موضوع از مدتها پيش در ذهن ترامپ بوده است. او در ديدار آوريل گذشته با بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل در كاخ سفيد گفت: «ما سالانه ۴ ميليارد دلار به اسراييل ميدهيم. اين مبلغ خيلي زيادي است. به هر حال، تبريك ميگويم.» اين جمله بايد براي اسراييليها زنگ خطر باشد؛ ترامپ معتقد است اين مبلغ «زياد» است، حتي اگر همه آن در صنايع دفاعي امريكا هزينه شود.
در هر دو پايتخت - واشنگتن و تلآويو - پرسشهاي زيادي درباره تمديد اين كمكها مطرح است. تا امروز، ران درمر، مشاور نزديك نتانياهو، پيشنهاد يك توافق نهايي ۲۰ ساله را مطرح كرده كه پس از آن كمكها بهطور كامل قطع شود.كاهش تدريجي كمكهاي نظامي امريكا ايده معقولي است، اما براي جلب رضايت ترامپ، اسراييليها بايد پيشنهادي بزرگ و جذاب ارايه دهند. آنها برخلاف عربستان سعودي، منابع لازم براي تعهد سرمايهگذاريهاي عظيم (مثل يك تريليون دلار) را ندارند، پس بايد خلاقيت به خرج دهند.موضوع اصلي در هر سه دوره رقابت ترامپ براي كاخ سفيد، هميشه اين بوده كه واشنگتن هزينه سنگيني براي صلح و ثبات جهاني ميپردازد، اما هيچگاه چيزي در مقابل دريافت نميكند. حالا نوبت اسراييليهاست كه بخشي از اين هزينه را به عهده بگيرند.
ستوننويس فارن پاليسي و عضو شوراي روابط خارجي