اخبار سرگرمي يا سرگرمي خبري
زهرا محبي
«نياز به سرگرمي» ازجمله مفاهيمي است كه از منظر نگاه جامعه شناختي و روان شناختي، تحليلهاي مختلفي شده است و مبتني بر رويكردهاي متفاوت، كاركردهاي بسياري براي آن برشمردهاند. ازجمله: رهاسازي اشخاص از استرس و فشارهاي روزمره، احساس شادابي و تجديد انرژي، تقويت مهارتهاي شناختي و بهبود روابط اجتماعي. از اين رو ميتوان گفت كه سرگرمي نه تنها نياز تفريحي، بلكه نياز رواني و اجتماعي انسانهاست. خصوصا طي سالهاي اخير و گسترش صنعت ارتباطات كه اشكال مختلفي براي ارضاي اين نياز ابداع، اشاعه و تبليغ ميشود و آنچه به تقويت اين نياز دامن ميزند، سبك زندگي پرفشار امروزي است كه نياز به تعديل و تخليه رواني و اجتماعي دارد. از اينرو «اخبار سرگرمي» كه شامل طيف وسيعي از اخبار ورزشي تا اخبار هنري و سينمايي و موسيقيايي ميشود، جايگاه ويژهاي در متن زندگي امروز خصوصا در رسانه اجتماعي ايفا ميكند اما طي سالهاي اخير شاهد كاركردي «پنهان» از اين پديده اجتماعي بودهايم كه به قول جامعهشناس «اروين گافمن» پشت صحنه اين ماجراست. پشت صحنه جايي است كه از نگاه ديگران دور است و شامل واقعيت پنهان آن پديده نمايش داده شده است اينجا يك سوال مهم مطرح ميشود:
آيا «اخبار سرگرمي» لزوما با هدف رفع نياز انسانهاست؟ يا ميتواند ابزاري شود در جهت دور ساختن او از توجه به نيازهاي اصلياش؟
اين امر بيشتر زماني قابل تأمل است كه شاهد سرگرم كردن افراد جامعه با خبرهاي داغ، حاشيهاي و زودگذر هستيم.
اخباري مانند تمركز بر حاشيههاي سلبريتيها، يك دعواي رسانهاي بين چند چهره مشهور، يك ويديو جنجالي از مراسم عروسي فرزند شخصي به نام در جامعه و امثالهم.
مدلي از «سرگرمي خبري» كه تا چند روز ميتواند توجه عمومي را به خود جلب كند. اين ساز و كار معمولا به صورت ناخواسته يا گاهي هدفمند رخ ميدهد و آثاري رواني و اجتماعي درپي دارد ازجمله:
۱- اشباع ذهن با هيجان و فوريت: خبرهاي داغ معمولا هيجانياند و احساسي در فرد برميانگيزند كه در لحظه ميخواهد بداند. وقتي ذهن مدام با اين تحريكها پر شده باشد فضايي براي فكر كردن به مسائل مهمتر و بلندمدت باقي نميماند.
۲- چرخه مصرف سريع اطلاعات: خبرهاي داغ عمر كوتاهي دارند و اين حالت ميتواند مغز را عادت به سرعت در مصرف اطلاعات بدهد به نحوي كه موضوعاتي عميق كه نيازمند تحليل، مطالعه و پيگيري مداومند، كمتر مورد توجه قرار بگيرند. مردم بيشتر به مصرف خبر ميپردازند تا فهم و تحليل
۳-ايجاد حس كاذب در جريان بودن: وقتي افراد مدام اخبار لحظهاي را دنبال ميكنند، احساس ميكنند «من در جريانم، پس آگاه هستم» اما در واقع اين آگاهي سطحي است و از پرداختن به مسائل ريشهاي باز ميماند.
۴- چارچوببندي رسانهاي: رسانهها با برجسته كردن برخي خبرها و حذف و كوچكنمايي برخي ديگر، چارچوب ذهني مردم را شكل ميدهند و با اين تمركز بر حاشيهها، موضوعات جديتري همچون مسائل رفاهي يا اقتصادي، بحران آب، بحران اشتغال و... توجه كمتري دريافت كنند.
۵- تاثير گلهاي: وقتي همه درباره يك خبر داغ صحبت ميكنند ميل داريم از گروه عقب نمانيم و هويت اجتماعيمان در پيروي از جريان عمومي تقويت ميشود و در نتيجه موضوعات واقعي كه نيازمند آگاهي فردي هستند در اين هياهوي جمعي گم ميشوند.
۶- خستگي توجه: اخبار داغ معمولا پر از احساسات شديدند و موجي از واكنش احساسي ايجاد ميكند و ذهن بعد از مدتي اشباع ميشود و وقتي فرد خسته است توانايي تحليل مسائل مهم را ندارد و از بحثهاي عميق و واقعيتهاي مهم فاصله ميگيرد. بنابراين باتوجه به اين كاركردهاي پنهان و موارد ديگري كه در اين مجال نميگنجد، ميتوان به نوعي «سرگرمي خبري» را در بطن پديده اجتماعي «اخبار سرگرمي» مستتر يافت.