استراتژي كارا و هدفمند ايران در جزاير؟!
نصرتالله تاجيك
در بخش اول اين يادداشت تحت عنوان «جزاير ايراني و ناكارآمدي اساتژي جنگ بيانيهها!» با اشاره به بيانيه نسبتا تند بيسابقه، مبسوط و مداخلهگرانه سوم دسامبر 2025 چهل و ششمين نشست سران شوراي همكاري خليجفارس در بحرين، آن را كمي بيش از روال چند سال اخير حاوي ادعاي بياساس و واهي امارات در مورد سه جزيره ايراني بوموسي و دو تنب دانستم و با اشاره به روندي كه امارات طي كرده و اهدافي كه برشمردم، نوشتم ايران بايد اساتژي جديد در اين زمينه اتخاذ كند و ديگر جدا كردن موضوع جزاير با روابط دوجانبه با امارات، عملي نيست! در اين راستا، ابتدا بايد دست اقتصاد ايران را از زير ساطور درهم امارات خارج كرد و امارات بين رابطه با ايران و بينالمللي كردن موضوع جزاير يكي را انتخاب كند! در اين يادداشت توضيح ميدهم بايد اساتژي جديد ايران متناسب با اهداف و عملكرد امارات باشد و نه سخنان اماراتيها در اتاقهاي دربسته! يا ديد سنتي ما به امارات دهه پنجاه! اهميت و موقعيت پهنه ژئوپليتيكي ايران بالفعل از يكطرف با مجموعهاي از ويژگيهايش و ضعف ساختاري و ژئوپليتيكي كشورهاي حاشيه جنوب خليجفارس در نقطه مقابل ايران قرار دارد.
و از طرف ديگر به طور بالقوه بزرگين، مهمين و قدرتمندين عامل تاثيرگذار بر تحولات سياسي اجتماعي و امنيتي و ژئوپليتيكي منطقهاي وبينالمللي است كه وقتي با عوامل سياسي و توازن قوا در دوطرف آبراه و مطامع نيروهاي خارجي پيوند ميخورد به پيچيدگي بيش ميانجامد. در چنين فضايي قدرتهاي خارج منطقه و همسايگان ايران درصدد هستند از هر فرصتي و مخصوصا در زمان حداكثري شدن مشكلات داخلي و حداقلي شدن انسجام ملي، براي تضعيف بيش ايران از اين شرايط براي ايجاد توازني جديد سوءاستفاده نمايند! مخصوصا وقتي موضوع ادعاي امارات را نه از منظر يك كشور بلكه از منظر يك بلوك سياسي خواهان كاهش قدرت و نقش آفريني ايران با سردمداري امريكا و اسراييل حتي به قيمت تجزيه ايران نگاه كنيم! مخصوصا اگر به موقعيت و اهميت اساتژيك جزاير سهگانه و علاقه و اهداف امريكا در تثبيت موقعيت و حضور خود در چنين جزايري هم امعان نظر داشته باشيم. به اهداف بينالمللي كردن موضوع جزاير ايراني و به عنوان اهرم فشار عليه ايران در توازن منطقهاي به ميتوان پي برد. و اين درحالي است كه با امارات جديدي روبهرو هستيم كه جاهطلبيها و بلندپروازيهايش كه با حمايت امريكا در يمن، ليبي و سودان دنبال ميشود او را حتي مقابل عربستان نيز قرار داده است! امارات جديدي كه با امارات شيخ زايد دهه پنجاه و شصت شمسي كاملا متفاوت است! ماندن در تاريخ و ديدن امارات در چارچوبي كه به شيخ زايد نگاه ميكرديم، خطاي بزرگي است! هماكنون امارات در تمامي حوزههاي امنيت ملي ايران و ازجمله وابسته كردن و حداقل شرطي كردن اقتصاد ايران به درهم و نيز حضور در حوزههاي قدرت خارجي ايران روبهرو هستيم! با اماراتي روبهرو هستيم كه حتي اگر خودش هم بخواهد از اين ادعا عقبنشيني و صرفنظر كند كه نميكند، نيروهاي منطقهاي و بينالمللي به او اين اجازه را نميدهند! و خواهان دنبال كردن اين پرونده براي فشار بر سياست خارجي ايران هستند! بخشي از فلسفه وجودي امارات توسعه يافته، با اقتصاد قوي و انبارهاي تسليحاتي، همين است كه ايران را مشغول نموده و چرخ ارابه سياست خارجياش را در گل نگه دارد! حتي اگر ادعا كنم آن یکهتازيهايش در يمن، ليبي، سودان، سوريه و عراق هم براي عرض اندام در مقابل ايران است، خيلي بيراه نيست! پس اين امارات جهش يافته كه نه تنها خود را اماراتي كه ما ميشناختيم، نميداند و به دليل اقتصاد و جاهطلبيهاي سرزميني خود را در منطقه و جهان در موقعيتي بر ميبيند بلكه با اين مطامع و اهداف سرزميني در خليجفارس و ساير نقاط دنيا دست به ايجاد اهرم قدرت براي بازيگري و نقشآفريني ميزند و براي حفظ دست بر در سودان، دست به دامن مزدوران كلمبيايي ميشود! اين امارات اكنون ايران را در شرايطي ميبيند كه به ظنش به آن اجازه ميدهد تا به نفوذ و قدرت نرمش، دست به تغيير توازن ژئوپليتيكي در منطقه از طريق اين ادعا در قضيه جزاير سهگانه ايراني بزند!
البته جداي از اين نكات عامل ديگري كه به امارات جرات ميبخشد كه پلهپله يارگيريهاي خود را افزايش دهد ميتواند اين باشد كه امارات در نگاه كلان و آيندهنگري خود و تحت خيز اسراييل و یکهتازی امريكا در شكلدهي به نظم جديد منطقهاي با محوريت منافع اسراييل، چشمانداز ديگري فرا روي منطقه ميبيند كه منطقه خليجفارس در آستانه تغييرات و تحولاتي ژئوپليتيكي مهمي قرار دارد كه به نظرش از هماكنون ميطلبد مقدمات بهرهبرداري از آن شرايط و نيز تضييقات اوضاع داخلي و خارجي ايران را به نفع خود به ويژه در مسائل اختلافي فراهم كند. امارات با يك اساتژي همهجانبه عليه ايران به گونهاي عمل كرده كه علاوه بر وابسته كردن اقتصاد ايران به اقتصاد امارات و تقويت درهمتنيدگي و چسبندگي منافع بازيگران شرق و غرب با اين كشور شرايط را به گونهاي رقم زده كه با وجود مشاركت آشكارش در فجايع دردناك و جنايتهاي جنگي نيروهاي واكنش سريع سودان كه تحت حمايتش است، امريكا و ساير قدرتهاي خارجي اصلا به روي آن نميآوردند و حتي در انتقادهاي خود در قبال اوضاع اسفبار سودان هم نامي از امارات برده نميشود!
اهداف امارات؟!
هدف اصلي، اساتژيك و دوربرد محمد بن زايد براي به دست گرفتن و دنبال نمودن پرونده جزاير سهگانه، نه صرفا حاكميت بر اين سه جزيره است كه ميداند ايران به هيچ قيمتي نخواهد داد! بلكه ايجاد وحدت بين امارتهاي هفتگانه و در قدم بعدي خلاص كردن اين كشور از اميرنشيني و تبديل آن به كشوري پادشاهي به رهبري فرزندان شيخ زايد و ابوظبي است! به ياد داشته باشيم اولا قانون اساسي امارات موقت است و ثانيا پايتختي ابوظبي نيز موقت است و طبق بيانيه اتحاد سال 1971 اين هفت اميرنشين بايد يك شهر جديد براي پايتخت ساخته شود كه طبعا با دستاندازي ابوظبي و براي تامين هدف فوق، نه قانون اساسي دايمي شده و نه پايتخت اصلي و دايمي ساخته شده است! و اما اهداف تبعي و درجه دوم امارات در قضيه جزاير، صرفا اين نيست كه به دنبال دستيابي به آنها و حل يك موضوع اختلاف سرزميني باشد! بلكه فرا از آن از اين پرونده جزاير به عنوان تقويت اهرم بازدارندگي در مقوله ضعف ژئوپليتيكياش در مقابل ايران استفاده و اهداف زير را دنبال ميكند:
در بخش حقوقي، در سه مرحله به تيب با رضايت طرفين موضوع به ديوان دادگسي بينالمللي برود، يا با لابي و اجماعسازي نظر شوراي امنيت كه پرونده جزاير از سال 1971 در آنجا باز است و مجمع عمومي براي اخذ نظر مشورتي مساعد كند يا با تبديل اين مساله از اختلاف بين دو كشور به پروژه امنيتي به عنوان تهديد صلح و امنيت بينالمللي حركت كند! اما در بخش سياسي، هدف زنده نگه داشتن موضوع در افكار عمومي، تبديل موضوع جزاير از دوجانبه به منطقهاي و بينالمللي و تكميل تدريجي مينولوژي يك فرآيند پيچيده حقوقي بينالمللي است، زيرا در بيانيههاي ابتدايي موضوع جزاير مساله (Issue) بين دو كشور بود و سپس به اختلاف (Dispute) تبديل شد و هماكنون با توسعه يارگيري و شديد شدن تدريجي متون بيانيهها، موضوع جزاير از اختلاف تبديل به جزاير اشغال شده (Occupied) گرديده است و امارات به تدريج و با صبوري درصدد نهادينه كردن آن در افكار عمومي و متون منطقهاي و بينالمللي است!
ايران چه كند؟!
جزاير باتوجه به سوابق و حالت نوستالژيك ايرانيان در مورد مسائل سرزميني ازجمله عهدنامههاي گلستان و كمنچاي، هرات، بحرين و... ديگر از مقولات جام زهري نيست! بلكه داراي تبعات امنيت ملي و آثار دومينويي و لرزان كردن پايههاي حكومتي است! لذا موضوع و دفاع از اصل سرزميني جزاير در بين ايرانيها با هر تفكر از مقولات اجماعساز است و مردم پشت هر تصميم حكومتي ميايستند. مهم آن است كه از طريق ديدن جزاير در حوزه امنيت ملي ايران، با تصحيح راهبردها و روشها در اين زمينه به مردم اعتماد كنيم و حكومت اقداماتي در سياست داخلي و خارجي اتخاذ كند كه عزم ملي را پشت جزاير بياورد. لذا بخش عمده راهحل موضوع جزاير كه در اين اساتژي جديد بايد ديده شود، داخلي و از طريق مردمي و مسكوني كردن جزاير به جاي حفظ شاكله نظامي، انتظامي آن از طريق سرمايهگذاريهاي بخش خصوصي و ويج زندگي طبيعي از طريق توسعه زير ساختهاي بخش خدمات و ازجمله گردشگري است كه باتوجه به علاقه مردم ايران به اين جزاير، بهين عامل توسعه جزاير و انسجام ملي است.
راهبرد ايران تا به حال جدا كردن موضوع جزاير از رابطه دوجانبه با امارات بوده، اما باتوجه به رويكرد و اهداف امارات در اين قضيه منبعد اقدامات ايران بايد به گونهاي باشد كه امارات به خوبي اين تغيير اساتژي را درك كند و به هزينه سنگين انتخاب پيگيري قضيه جزاير و رابطه با ايران واقف شود! و اين البته الزاماتي در داخل و خارج دارد كه ايران بايد رعايت و اجرا كند و بايد به اين نكته كه تاثير امريكا، اسراييل و عربستان بر موضوع جزاير غيرقابل چشمپوشي است، توجه كند و اين موضوع را همراه اين سوال كه چرا طرفهاي خارجي از چين و روسيه و اروپا، اينچنين در اين قضيه به اين شكل آشكار و بيپرده به سمت امارات متمايل شده و در مقابل به مواضع ايران بيتوجه هستند، در اساتژي بعدي خود مطمحنظر قرار داده و در محاسباتش وارد كند و در اين راستا در هر گونه جداسازي امارات از هر يك از اين سه كشور فوق، با سياستهاي متفاوت فعالانه وارد شده و به اين جداسازي كه تناقضگونه نيز هست، اهميت دهد. اين اساتژي جديد بايد سبب شود تا كشورهايي نظير قطر و عمان كه رابطه بهي با ايران دارند متوجه جديت موضوع براي ايران و وخامت اوضاع شوند و بيش از اين با امارات همراهي نكنند.
بيانيه اخير شوراي همكاري و مواضع نسبتا تند و بعضا جديد و بيسابقه عليه ايران در ارتباط با جزاير ايراني در شرايطي انتشار يافته كه توسعهطلبي داخلي و خارجي اسراييل در منطقه بيش از هميشه است و برخي سياستمداران ايراني به غلط تصور ميكردند كه كشورهاي عرب حاشيه جنوبي خليجفارس در شرايطي كه ظاهرا نگران خطرات اسراييل براي منطقه و امنيت خود هستند، تغييري در سياستهاي ضد ايراني خود خواهند داد و به همكاري با ايران متمايل خواهند شد. اين تصورات يكي از دلايل سفرهاي متعدد مقامات ايراني به اين كشورها طي دو سال اخير بود. اين درحالي است كه روشن بود در ديدگاههاي آنها نسبت به ايران و سياستهاي منطقهاياش حتي در وضعيت آسيبديدگي هم هيچ تغييري رخ نداده است و همين برداشت غلط و بعضي روابط ناسالم و منافع اقتصادي همراه اقدامات احساسي و هيجاني بخش در كشور اجازه نداده ايران داراي يك اساتژي جامع، كارآمد و بهروز شده باشد و از كارتهاي قدرت نرم و سخت خود بهخوبي و بهموقع در جهت تامين اهداف ملي و مخصوصا حل منطقي موضوع جزاير ايراني، استفاده كند.
استاندار پيشين هرمزگان و ديپلمات بازنشسته