اعتماد
به ترامپ
حميد روشنايي
روزنامه گاردين انگليس در تاريخ 29 ديماه 1404 مقالهاي تحت عنوان: «او اميدوار بود كمك ترامپ برسد؟!» داستان جواني را تعريف ميكند كه به اميد رسيدن كمك از سوي رييسجمهور امريكا وارد آشوبهاي خياباني ديماه شده و كشته ميشود. اين روزنامه همچنين در تيتر خود بيان ميكند كه معترضان ايراني احساس ميكنند به آنها خيانت شده است. اين مطلب روزنامه گاردين واقعيت تلخي را بيان ميكند و آن اعتماد برخي افراد به سخنان رييسجمهور امريكا براي رسيدن كمكهاي خارجي و آن هم از سوي دونالد ترامپ بوده است. اين در حالي است كه آنها نميدانند يا نميخواهند بدانند:
1- ترامپ فردي دروغگو و اغراقكننده است. استفن گروژ، روانكاو در فايننشال تايمز نوشته است: همه ما دروغ ميگوييم، اما مانند ترامپ دروغ نميگوييم. او دست و دلبازترين و خستگيناپذيرترين دروغگوي عصر ماست. به گفته واشنگتنپست، ترامپ طي دو سال اول رياستجمهوري دور اول خود (2016 تا 2018)، ۷۶۰۰ بار دروغ گفته است.
2- ترامپ شخصيتي متظاهر و فريبكار دارد. دكتر «مك آدامز» كه شخصيت ترامپ را به دقت بررسي كرده، معتقد است او در طول عمرش صفتهايي را به نمايش گذاشته است كه شما از رييسجمهوري امريكا انتظار نداريد؛ برونگرايي بسيار بالا كه با توافقپذيري بسيار پايين تركيب شده است. افرادي كه برونگرايي بالا و توافقپذيري پاييني دارند، از حس همدلي بيبهرهاند و همچنين حيلهگر، غيرقابل اعتماد و بدبين هستند كه از تصميمات و انتخابهاي خطرناك هراسي ندارند و اتفاقا اينگونه تصميمات به آنها هيجانهاي مثبتي هديه ميدهد.
3- ترامپ به دنبال منافع شخصي خود است و نه مردم. جان بولتن، مشاور امنيت ملي سابق دولت ترامپ (كه 17 ماه با او كار كرده) معتقد است ترامپ به منافع ملي فكر نميكند و فقط روي منافع خود تمركز دارد. او فلسفه سياسي ندارد و در چارچوب سياسي فكر نميكند.
بسياري از تحليلگران معتقدند سياستورزي او نه از منافع ملي، بلكه از ويژگيهاي رواني و تمايلات فردياش سرچشمه ميگيرد. پس از آنكه در انتخابات 2020 رياستجمهوري امريكا، ترامپ نتيجه راي مردم را نپذيرفت، باراك اوباما، رييسجمهور اسبق اين كشور طي سخناني بيان داشت: «ترامپ منافع شخصي را به منافع ملي اولويت داده و از اجراي پروسه گذار اجتناب كرده است.»
4- ترامپ با دموكراسي و آزادي مردم كاري ندارد. «عمرو هاشم ربيع»، معاون انديشكده استراتژي «الاهرام» در گزارشي به «شبكه الجزيره» گفته بود: «اگرچه سياستهاي ويرانگر ترامپ در درجه اول متوجه خارج از مرزهاي امريكاست، اما در داخل اين كشور هم از آسيب در امان نمانده است. سركوب، يكهتازي و رفتارهاي اقتدارگرايانه در داخل به شكل تلاش براي حذف مخالفان، خاموش كردن صداي معترضان و حتي برنامهريزي براي تقلب انتخاباتي، خود را نشان داده است. نمونه آشكار آن، حمله به ساختمان كنگره بود؛ جايي كه زماني نماد دموكراسي و تفكيك قوا به شمار ميرفت. در تاريخ ۶ ژانويه ۲۰۲۱، هواداران دونالد ترامپ كه قصد داشتند نتايج انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۰ را برهم بزنند، به كنگره يورش بردند. اين رويداد باعث تخليه و بسته شدن ساختمان قانونگذاري شد و جلسه مشترك دو مجلس براي شمارش آرا به تعويق افتاد؛ روندي كه در نهايت به پيروزي جو بايدن ختم شد.»
5- ترامپ غيرقابل پيشبيني است. احساسات و عواطف ترامپ در تصميمگيريهايش نقش عمدهاي ايفا ميكنند. او بهطور مكرر احساسات قوي خود را در سخنرانيها و بيانيههاي عمومي نشان ميدهد كه اين امر ميتواند منجر به اتخاذ تصميمات آني و غيرمنطقي در زمينههاي سياست خارجي شود. اين تصميمات معمولا تحت تاثير فشارهاي سياسي داخلي، تاثير رسانهها و ضرورتهاي سياسي قرار دارند كه در نهايت موجب عدم توانايي او براي ايجاد فضايي آرام و منطقي ميشود. در دوره اول رياستجمهوري ترامپ، دو پژوهشگر با نامهاي ميشل بنتلي و آدام لرنر، مقالهاي در ۲۰۲۱، با عنوان «ترامپ و عدم اطمينان در روابط بينالمللي» در مجله «بررسي امور بينالملل» كمبريج به چاپ رساندند كه از دو جهت قابل توجه بود؛ يكي شناسايي پديده عدم اطمينان در روابط بينالملل ناشي از رفتار ترامپ و دوم آنكه او را از نظر مقايسه با نظريه «مرد ديوانه» كه به رفتار نيكسون در تشديد ديوانهوار جنگ ويتنام اطلاق ميشود، مقايسه كردند.
در هر صورت ترامپ شخصيت متعادل و قابل اعتمادي نيست كه بتوان بر اساس آن سرنوشت يك كشور را تعيين كرد. وعدههايي كه وي در خصوص مسائل بينالمللي مانند جنگ اوكراين، غزه و... داده و همچنين در داخل امريكا، برخورد وي با مشكلات مردم اين كشور از قبيل جايگزيني براي «اوباما كر»، رفع مشكلات مالي و... نشان ميدهد كه او را نميتوان ناجي و متعهد به حرفهايش دانست. متاسفانه تبليغات و بزرگنمايي برخي رسانههاي خارجي و فضاي مجازي، عدهاي را به اين توهم واداشته اشت كه ترامپ ميتواند عامل دموكراسي و آزادي براي كشورمان باشد در حالي كه ميدانيم او فقط به نفت ما چشم دوخته و مطمئنا ايراني قدرتمند را براي آينده منطقه نميخواهد.