«اعتماد» عقبنشيني امريكا از مطالباتش را بررسي ميكند
تنفس ديپلماسي
علي باقري: توافق پايدار درتوازن منافع و قدرت شکل میگیرد
منصور حقيقتپور: تخريب گفتوگو، بازي در زمين دشمن است
مهدي بيكاوغلي
در حالي كه طي ۴۸ ساعت گذشته نشانههاي روشني از تغيير فضاي سياسي و ديپلماتيك پيرامون ايران مخابره شده، گمانهزنيها درباره آغاز دور تازهاي از مذاكرات ايران و امريكا، پررنگتر از هميشه مطرح است. فضايي كه به گفته تحليلگران، محصول «ايستادگي مدبرانه» ايران در برابر فشارها و تهديدات خارجي و عبور كشور از مقطع پرتنش داخلي است. ابتدا ترامپ با تغيير لحني آشكار اعلام كرد تنها مطالبهاش در مذاكرات با ايران بحث هستهاي و عدم اعدام معترضان داخلي است! سپس عباس عراقچي هم در گفتوگو با سيانان اعلام كرد ايران در عين آمادگي براي رويارويي با هر نوع تنشي، آماده انجام مذاكره بر سر برنامه هستهاي و اعتمادسازي دوباره است. در كنار اين بده بستان رسانهاي ترامپ و عراقچي، نبايد از تویيت علي لاريجاني هم غافل شد، زماني كه نوشت: «برخلاف فضاسازي جنگ رسانهاي تصنعي، شكلگيري ساختاري براي مذاكرات در حال پيشرفت است.» مجموعه اين فكتها، باعث شد براي نخستينبار پس از ماهها تنش، نسيمي از ديپلماسي و گفتوگو در مناسبات ارتباطي ايران و امريكا وزيدن بگيرد. تحولاتي كه به گفته علي باقري و منصور حقيقتپور، دو فعال سياسي اصلاحطلب و اصولگرا تنها در صورتي ميتواند به نتيجه برسد كه بر پايه منافع ملي و از موضع قدرت دنبال شود.
چرا فضا براي توافق دوباره مهياست؟
علي باقري، فعال سياسي اصلاحطلب در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به تحولات اخير ميگويد: «فضاي عمومي كشور و همچنين بازتابهاي بينالمللي در دو روز گذشته نشان ميدهد كه تلقي غالب از يك فضاي جنگي، جاي خود را به اميدواري نسبت به مسير ديپلماسي داده است. مجموعه اخبار غيررسمي كه از داخل و خارج كشور به گوش ميرسد، حكايت از آن دارد كه افق مذاكرات روشنتر از گذشته شده و همين موضوع توانسته جو رواني حاكم بر كشور و منطقه را به شكل محسوسي تغيير بدهد. اين تغيير فضا در شرايطي رخ داده كه كشور همزمان با تنشها و بحرانهاي داخلي، تحت شديدترين تهديدات خارجي، ازجمله تهديد به جنگ از سوي امريكا، قرار داشت؛ شرايطي كه معمولا كشورها را به سمت انفعال سوق ميدهد.» باقري با اشاره به حوادث داخلي ماههاي گذشته تصريح ميكند: «كشور هزينههاي سنگيني را پشت سر گذاشت و متأسفانه بيش از سه هزار نفر از فرزندان اين ملت جان خود را از دست دادند، اما با وجود اين فشارها، ايران توانست از اين مقطع حساس با حفظ انسجام و اقتدار عبور كند. در اوج تهديدات و لشكركشيهاي تبليغاتي امريكا و در حالي كه بسياري از كشورها در چنين شرايطي دچار سردرگمي استراتژيك ميشوند، ايران توانست با تركيبي از اقتدار و تدبير، مسير خود را حفظ كند و اجازه ندهد تهديد خارجي، تصميمسازيهاي كلان كشور را مختل كند. به نظر من، پايه اصلي شرايطي كه امروز امكان مذاكره را فراهم كرده، همين نوع مواجهه مقتدرانه و در عين حال مدبرانه ايران بوده است؛ مواجههاي كه نقش هدايتها و مواضع قاطع رهبر انقلاب در آن غيرقابل انكار است. مذاكرهاي كه امروز از آن صحبت ميشود، نه از سر ضعف، بلكه بر مبناي منافع ملي و حاصل مقاومت مرحله قبل است؛ مقاومتي كه كشور را از موضع انفعال خارج كرد و دست مذاكرهكنندگان را پر نگه داشت.» او در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه اصول حاكم بر اين دور از مذاكرات با توجه به تجربه قبلي گفتوگوها چه خواهد بود، ميگويد: «مبناي مذاكره، ذاتا بدبينانه است و هيچ مذاكرهاي با فرض حسننيت كامل طرف مقابل شكل نميگيرد. قرار نيست مذاكره مبتني بر حاصل جمع برد - باخت شكل بگيرد. چرا كه بايد شرايط برد - برد و پايدار شكل بگيرد كه تداوم داشته باشد. توافق پايدار زماني شكل ميگيرد كه توازن منافع و قدرت در آن لحاظ شود. خط قرمز اصلي ايران در هر گفتوگويي، حفظ قدرت بازدارندگي كشور است. ما همچنان با تهديدات بالفعل خارجي مواجه هستيم و تا اطلاع ثانوي، نمیتوان اين واقعيت را ناديده گرفت. در شرايطي كه اسراييل، نه يك دشمن بالقوه بلكه يك دشمن بالفعل در منطقه محسوب ميشود و نقش آن در آشوبهاي اخير كشور آشكار شده، بديهي است كه ايران حاضر به معامله بر سر توان دفاعي و امنيت ملي خود نخواهد بود. تجربه نشان داده كه نميتوان برنامهريزي راهبردي را بر اساس اظهارات مقطعي رييسجمهور امريكا بنا كرد، اما مجموعه قرائن و اخبار غيررسمي ميتواند مبنايي براي نوعي خوشبيني محتاطانه نسبت به روند مذاكرات باشد.» باقري يادآور ميشود: «در حوزه مسائل داخلي، اظهاراتي كه از سوي امريكا درباره نحوه مواجهه ايران با معترضان مطرح ميشود، فاقد اثرگذاري واقعي است؛ چرا كه تنظيم سياستهاي داخلي، امري كاملا درونزا و مبتني بر اراده ملت و حاكميت ايران است. اين گونه مواضع بيش از آنكه بخشي از دستوركار واقعي مذاكرات باشد، جنبه تبليغاتي دارد و نبايد آن را تعيينكننده دانست.» اين كارشناس درخصوص محور هستهاي مذاكرات نيز ميگويد: «همان طور كه آقاي عراقچي در گفتوگوي اخير خود با سيانان اشاره كردند، اگر مذاكرات در اين مرحله بر مبناي منافع متقابل و بدون نگاه تحميلي و تحقيرآميز پيش برود، دستيابي به توافق دور از دسترس نخواهد بود. ديپلماسي كارآمد، ديپلماسي «هنرمندانه» است؛ ديپلماسياي كه ضمن درك واقعيتهاي ژئوپليتيك و تداوم برخي اختلافات ساختاري با امريكا، بتواند موازنهاي عقلاني ميان مقاومت و گفتوگو ايجاد كند. ايران امروز نشان داده كه هم براي مقاومت آماده است و هم براي مذاكره؛ و اين آمادگي دوگانه، مهمترين پشتوانه هر گفتوگوي احتمالي در آينده خواهد بود.»
هر صداي داخلي براي تخريب گفتوگو
ناخواسته در زمين دشمن بازي ميكند
منصور حقيقتپور، فعال سياسي اصولگرا در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به تحولات اخير در فضاي سياسي و ديپلماتيك، ميگويد: «آنچه امروز شاهد آن هستيم، تغيير فضا از يك وضعيت تهديدآميز و جنگي به سمت يك فضاي سياسي و قابل گفتوگو است» تغييري كه به گفته او، نتيجه ايستادگي و منطق ايران در برابر فشارهاي خارجي است. حقيقتپور يادآور ميشود: «در ماههاي گذشته، قرائن متعددي از عقبنشيني طرف امريكايي، چه در حوزه مطالبات سياسي و چه در نشانههاي نظامي، قابل مشاهده بوده و همين موضوع باعث شده فضا از حالت تقابل سخت به سمت تعامل سياسي حركت كند. اين تغيير مسير، تصادفي نيست و ريشه در هزينههايي دارد كه طرف مقابل از سياست فشار متحمل شده است. ايران همواره نشان داده كه هم آمادگي دفاع و مقاومت دارد و هم اهل گفتوگو و مذاكره است. اگر عقلانيت در طرف مقابل وجود داشته باشد، بديهي است كه مسير مذاكره را انتخاب ميكند، چرا كه مذاكره هزينهاي كمتر از تقابل دارد و ميتواند منافع دو طرف را تأمين كند.» او با تأكيد بر اينكه ايران از موضع ضعف وارد هيچ مذاكرهاي نميشود، ميگويد: «مطالبه اصلي ما در هر گفتوگويي روشن است؛ اينكه چرا ايران تحريم شد و چرا توافقي كه با هزينه و تعهد دوطرفه شكل گرفت، به صورت يكجانبه نقض شد. طرفي كه بايد پاسخگو باشد، امريكا است، نه ايران. توافقي به نام برجام امضا شد، اما بعد از آن، امريكا مدعي شد كه با آن ضرر كرده است. اين منطق قابل پذيرش نيست. اگر قراردادي امضا ميشود، نميتوان به بهانه پشيماني، آن را زير پا گذاشت. خطاكار اصلي در اين ماجرا، طرفي است كه از تعهدات خود خارج شد. ايران نه آغازگر تنش بوده و نه به دنبال تحميل هزينه به ديگران است، اما در عين حال، اجازه نميدهد حقوقش ناديده گرفته شود. ما منطق بلندي داريم و همين منطق را به دنيا منتقل كردهايم. امروز همه ميدانند كه ايران كشوري نيست كه بتوان با فشار يا نمايش قدرت، آن را وادار به عقبنشيني كرد. دنيا فهميده كه ايران يك ويترين سياسي نيست كه با فشار خارجي بتوان براي آن نسخه پيچيد يا تصميمسازي كرد. ايران در دو وضعيت كاملا آماده است. هم براي دفاع از خود و هم براي حل مسائل از مسير گفتوگو. انتخاب اين مسير، به رفتار و عقلانيت طرف مقابل بستگي دارد.» وي در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه هدف اصلي مذاكرات احتمالي ايران و امريكا چه بايد باشد، ميگويد: «هدف اصلي مذاكرات، بايد كوتاه كردن سايه تحريم از سر كشور باشد. تحريمها نهتنها به اقتصاد، بلكه به معيشت مردم آسيب زده و تداوم آن، هزينههاي اجتماعي و سياسي سنگيني به كشور تحميل كرده است. اگر گفتوگو بتواند اين مسير را اصلاح كند، بايد از آن استقبال كرد. ايران بارها اعلام كرده كه به دنبال سلاح هستهاي نبوده و نيست. بازرسيهاي گسترده و بيسابقهاي در ايران انجام شده و هيچگاه سندي مبني بر حركت ايران به سمت سلاح ارائه نشده است. بنابراين ادامه فشارها، هيچ توجيه منطقي يا حقوقي ندارد.» حقيقتپور در بخش ديگري از صحبتهايش با اشاره به اينكه يكي از آسيبهاي جدي در مقاطع مذاكره، رفتار برخي تندروهاي داخلي است يادآور ميشود: «هر صدايي كه در داخل كشور بخواهد مسير گفتوگو را تخريب كند، ناخواسته در زمين دشمن بازي ميكند. مذاكرهكنندگان، افراد بيمسووليت يا خودسر نيستند. آنها با پشتوانه نظام و با هزينهكردن اعتبار سياسي خود وارد ميدان ميشوند. مخالفتهاي هيجاني و غيرمسوولانه با مذاكرات، نهتنها كمكي به كشور نميكند، بلكه هزينههاي سنگيني به مردم تحميل كرده است. با يك حساب سرانگشتي به اين نتيجه رسيدهام كه تندروهاي داخلي حداقل هر روز 500 ميليون دلار و هر دو روز يك بار یک ميليارد دلار خسارت به ايران زدهاند. مذاكره، اگر از موضع اقتدار و بر اساس منافع ملي باشد، نه تهديد بلكه فرصت است؛ فرصتي براي كاهش فشارها و بازگرداندن ثبات به اقتصاد و جامعه.»