• 1404 دوشنبه 15 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6231 -
  • 1404 دوشنبه 15 دي

مهندسی فکری غرب

بيژن عبدالكريمي با نگاهي به رخدادهاي اخير از جوهر جامعه ايراني مي‌گويد

من شاهدم كه از طريق فضاي مجازي در چند حوزه روي جامعه ايراني مهندسي فراگيري صورت مي‌گيرد

 

مهدي بيك‌اوغلي

در زير پوست جامعه ايراني چه مي‌گذرد؟ تحولات جامعه ايراني در امتداد رخدادهاي جهاني به چه سمت و سويي مي‌رود؟ حوادث اخير در جامعه ايراني را از منظر تاريخ، خرد و هويت ايراني چگونه مي‌توان تحليل كرد؟ در شرايطي كه جامعه ايراني آبستن حوادث تازه‌اي شده و مردم خواستار توجه بيش از پيش نظام حكمراني به مساله معيشت و زندگيشان شده‌اند، يافتن پاسخي براي پرسش‌هاي طرح شده واجد اهميت ويژه‌اي است. عالمان علوم مختلف از جامعه‌شناسان و سياستمداران گرفته تا فيلسوفان و اهالي ارتباطات، هر كدام از زاويه ديد خود به اين ابهامات مي‌نگرند و براي آن پاسخي مي‌جويند. بيژن عبدالكريمي اما معتقد است كه جامعه ايراني مدت‌هاست كه به دنبال صعود به موقعيت برتر و بالاتري است. جامعه‌اي كه از خرد تاريخي و هويتي ژرف بهره‌مند است، تاب درجا زدن و فرو رفتن را ندارد. او معتقد است تنازع ميان سنت و مدرنيسم در جامعه نهايتا منجر به ظهور و بروز نسلي مي‌شود كه تنها به پيشروي و بهبود مي‌انديشد. اين استاد فلسفه معتقد است، روح ايراني نه تاب تندروي و افراط و استبداد دروني را دارد و نه اعتقاد به بردگي و بي‌معنايي و نيهيليسمي كه غرب منادي آن است. عبدالكريمي با اشاره به اينكه نسل z، نسلي است كه نسبت به همه‌ چيز شكاك است و در خصوص هر مبحثي پرسش تازه‌اي را طرح مي‌كند، اين خصيصه را طليعه ظهور و بروز فضايي تازه و معنايي نو مي‌داند. اين گفت‌وگو ماحصل گفت‌وگوي خبرنگار اعتماد با استاد فلسفه‌اي است كه معتقد است ايران با تكيه بر شك‌گرايي و پرسشگري نسل z روزهاي روشني را پيش رو دارد.

    اين روزها جامعه ايراني دستخوش رخدادها و تحولات تازه‌اي قرار گرفته است. از منظر معناشناسي اين تحولات و رخدادها را چگونه مي‌توان ارزيابي كرد؟

گرچه من خودم به شما پيشنهاد دادم كه بايد ميان گزاره‌هاي ذهني و عيني و مسائل اقتصادي، رخدادهاي فرهنگي و اجتماعي تفاوت قائل شد، اما واقع آن است كه ريشه‌ها و فرهنگ با مسائل عيني و روزمره در ارتباط هستند. امروز گفتمان انقلاب كه در فرهنگ سنتي و ديني ايران متبلور شده در حوزه معيشتي و اقتصادي نتوانسته است مطابق مطالبات مردم حركت كرده و در واقع مردم را ارضا كند. مردم ايران اين روزها از كاهش ارزش پول، تورم، كاهش قدرت خريد و در يك كلمه مشكلات معيشتي نالانند. در عين حال اين رخدادها با جهان پسامدرن و دوران شكاكيت همزمان شده است. در دوران پساحقيقت و دوران پسامدرن نمي‌توان يك روايت واحد را ارايه كرد و روي آن به توافق رسيد. در اين دوران جامعه ايراني با يك شرايط فرهنگي بحراني مواجه شده است. به خصوص كه نوعي فرهنگ غرب‌سالاري و غرب‌پرستي در ايران و البته بسياري از نقاط ديگر جهان رشد كرده و نظام سلطه جهاني هم اين فرهنگ را بسط مي‌دهد. از سوي ديگر تحولات حوزه ‌آي‌تي، ظهور شبكه‌هاي اجتماعي و رويكردهاي فناورانه هم اين مفهوم را پمپاژ مي‌كند كه فرهنگ‌هاي مختلف در جوامع مختلف بايد جهاني شده و در جهت سيطره غربي‌ها حركت كنند. 

    ايران در اين مختصات فرهنگي چه شرايطي را دارد؟ آيا ضرورتي دارد كه در برابر فشارها براي جهاني‌سازي مقاومت كنيم؟

من شاهدم كه از طريق فضاي مجازي در چند حوزه روي جامعه ايراني مهندسي فراگيري صورت مي‌گيرد. نخست مساله «جنسيت» است؛ در واقع طرف مقابل به دنبال شكستن همه حريم‌ها و فروپاشي همه چارچوب‌هاست. مساله بعدي بحث «هويت تاريخي» ايرانيان است كه دستخوش اين مهندسي فكري شده است. در فضاي مجازي همه شخصيت‌هاي تاريخي ما از پيامبر(ص) و علي(ع)، حسن(ع)، حسين(ع) و...گرفته تا حافظ و سعدي و حتي شاملو، جلال آل‌احمد، شريعتي و...مورد تهاجم و خدشه قرار گرفته‌اند. دردآور اينكه برخي روشنفكران ايراني هم با اين مهندسي همراه مي‌شوند. آنها تا اعماق وجود خود غرب‌زده و غرب‌پرست شده‌اند. بايد اين مهندسي را به شكل معكوس درآورد و از هويت و تاريخ ايراني دفاع كرد.

    اما آيا با غلتيدن به دامن سنت و دوري از مدرنيسم همه مشكلات اين كشور حل مي‌شود؟

واقع آن است كه فرهنگ سنتي هم نمي‌تواند نيازهاي فكري و فرهنگي جامعه ايراني را پاسخ دهند. جامعه ايراني با يك خلأ عظيم مواجه شده است. اما فرهنگ ايراني، خِرد ايراني، لوگوس ايراني به درختي مي‌ماند كه هر چند ساقه و شاخه و تنه‌اش آسيب ديده و حتي تنه‌اش از سوي افراد جاهل و بازيگوشي‌ها آتش گرفته، اما ريشه‌هاي قوي اين درخت فرهنگي در خاك ريشه‌دار است. من به اين ريشه‌ها ايمان دارم در عين حال كه عناصر منفي روند انحطاط فرهنگي به تبع فرهنگ جهاني، ايران را نيز آزار مي‌دهد و به قول فرديد بزرگ، روح فرهنگ به جسم تمدن و تكنولوژي بدل شد و جهان فناور همه ‌چيز را بلعيده، حركت‌هاي زيرپوستي جالبي از سوي جوانان، دانشجويان، انديشمندان ايراني، طلبه‌ها و...انجام مي‌شود تا از اين فرهنگ و اين خرد حفاظت و اين فرهنگ به نسل آينده منتقل شود. اما ديوارها و برج و باروهاي ستبر باورهاي سنتي و غرب‌زدگي و اعتقاد به جهان‌بيني عصر روشنگري اروپايي مرتبط با قرون 18 و 19 به ‌شدت متزلزل شده است. به بيان ساده‌تر ما، اسير نوعي نيهيليسم هستيم و نيهيليسم يعني فروريختن همه بت‌ها!

    اين فروپاشي همه بت‌ها كه شما از آن نام مي‌بريد چه معنا و مفهومي دارند؟

اين فروريزي همه بت‌ها از منظر فرهنگي و اجتماعي دو وجه دارد، هم يك وجه بسيار مخرب دارد كه همه باورها و توتم‌هاي يك قوم و يك ملت را شامل مي‌شود. اما وجه ديگر آن به تعبير نيچه انتظار براي ظهور يك ايمان تازه، گرم، نيرومند و اثرگذار است. فكر مي‌كنم با يك نزاع سخت در دل جامعه روبه‌رو هستيم. اين نزاع تنها سياسي نيست، اين نزاع ابعاد فرهنگي هم دارد. يعني سنت با همه قدرت خود پا به ميدان گذاشته و نيروهاي غرب‌زده نيز با همه قدرت ممكن و حتي به پشتوانه نيروهاي خارجي پا به ميدان گذاشته‌اند. هنگامه نبرد نهايي از راه رسيده است.

    نتيجه اين رويارويي ميان سنت و مدرنيسم در عرصه‌هاي اجتماعي و فرهنگي چه خواهد بود؟

فكر مي‌كنم در اين ميان يك راه ديگر هم وجود دارد كه به اين ثنويت تن نمي‌دهد و راه تازه‌اي را به روي جامعه مي‌گشايد. خرد ايراني ققنوس‌وار خود را آشكار مي‌كند. معتقدم با عبور از يك الي دو دهه فترت، يك تحول فكري رخ مي‌دهد و جامعه با آن روبه‌رو مي‌شود و بر بلنداي آن پيش مي‌رود و مي‌بالد.

    شما معتقديد كه روح تمدن ايراني از اين چالش‌ها و تنازعات ميان سنت و مدرنيسم عبور مي‌كند. براي عبور از اين بحران اما چه زمينه‌هايي لازم است؟

خرد ايراني، جهان مادي را تجلي يك حقيقت قدسي مي‌داند. ايراني اين حقيقت را بالاتر از هر مفهومي مي‌داند. فرهنگ ايراني نه به دين خودپرستي و شخصيت‌پرستي تن مي‌دهد و نه تن به بردگي غير مي‌دهد. خرد ايراني نه زير بار قدرت‌هاي داخلي و استبداد سر خم مي‌كند و نه در برابر قدرت‌هاي خارجي عقب‌نشيني مي‌كند. ايراني اين آزادگي را دارد. روي معنا دست مي‌گذارد و تن به نيهيليسم غربي نمي‌دهد. اما از سوي ديگر اين حقيقت، حقيقتي نيست كه بتوان آن را براي انسان ايراني به شكل يك بت ديني درآورد و تعين بخشيد! لذا جامعه ايراني به بنيادگرايي تن نمي‌دهد. لذا خرد ايراني هم با ارتجاع مذهبي، خرافه‌هاي ديني و بنيادگرايي در ستيز است و در همان حال با بي‌محتوايي، بي‌معنايي، مرگ معنا و مرگ حقيقت و در يك كلام نيهيليسم غربي زاويه دارد. به اين دليل است كه معتقدم جامعه ايراني از دل اين تضادها، ناترازي‌ها، كمبودها، فقدان‌ها و...راهي به سمت توسعه، به سمت رشد و به سمت دانايي مي‌يابد و آن را مي‌پيمايد.

    همان‌طور كه مي‌دانيد بخش قابل توجهي از اعتراضات اين روزهاي كشور مرتبط با تحركات نسلz است. اگر قرار باشد به عنوان يك معلم و استاد دانشگاه با اين نسل صحبت كنيد نسل z را متوجه چه امري مي‌كنيد؟

اين نسل، يك نسل مطلق و يك شك مطلق است. اين نسل هر چيزي را زير پرسش مي‌برد. پرسشگري ويژگي اين نسل است. اين شكاكيت و پرسشگري از سوي نسل z، دو وجه دارد، يكي وجه تخريبي است. تخريب به صورت مطلق، هر چند مي‌تواند خطرناك باشد، اما از سوي ديگر باعث فروريزي بت‌هاي پوشالي مي‌شود. در ايران بت‌ها بايد فرو بريزند تا يك حقيقت تابناك پيش روي جامعه ايراني به خصوص نسل زد و نسل آلفا و ساير نسل‌هاي جوان نمايان شود. اين حقيقت تابناك بر بلنداي همان خرد ايراني ظهور و بروز پيدا مي‌كند كه طي سال‌ها، دهه‌ها و قرن‌ها و هزاره‌ها، جامعه ايراني را مانا، پايدار و برقرار ساخته است. شك نكنيد فردا براي اين نسل و همه نسل‌هاي ايراني از امروز روشن‌تر و تابنده‌تر خواهد بود. اين نسل قادر خواهد بود از ميان گدازه‌هاي سنت و بنيادگرايي و افراط از يك طرف و نيهيليسم و بي‌معنايي، راهي به سمت رشد و بهبود و توسعه پيدا كند. من به اين نسل اميدوارم و آينده را به‌رغم همه مشكلات روشن مي‌بينم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
مهندسی فکری غرب معماي ونزوئلا پسامادورو انتخاب استراتژيك در شرايط حساس‌كنوني ناترازي حقوق در ازدواج مشکلات محیط‌بانان برای استفاده از بيمه تکمیلی انجماد در نقطه جوش اقتصاد ديگه دست رييس‌جمهوره ديپلماسي امام خميني نامه به رهبران (۵) نفت و پشت پرده بحران‌زايي به سبك امريكا در ونزوئلا تريبون‌ها را باز كنيد، رقبا را زياد كنيد همچنان در جنگل مانده‌ايم رسوا‌سازي اتاق فكر موساد آزمون حكمراني راهپيمايي و تجمع مسالمت‌آميز؛ حق ملت، تكليف دولت نقاط كور بودجه 1405 چرايي عدم اجراي موثر قوانين در نظام اداري ايران سياليتِ «جاي» و «گاه» رنگی میان ترافیک خاکستری جزيره خارگ جايي كه تاريخ نفس مي‌كشد حرف‌های نسلی که نمی‌خواهد ایران کم نفس باشه نسبت موسيقي و نسل زد وقتي آن «ديگري» خودت يا شخص سومي باشد ديپلماسي امام خميني نامه به رهبران (۵) تريبون‌ها را باز كنيد رقبا را زياد كنيد همچنان در جنگل مانده‌ايم رسوا‌سازي اتاق فكر موساد راهپيمايي و تجمع مسالمت‌آميز حق ملت، تكليف دولت
کارتون
کارتون