حرفهای نسلی که نمیخواهد ایران کم نفس باشه
نسترن کاچری
اگر بخوام کاملا صادق باشم، دغدغهای که خیلی از ما نسل زدها مشترکا تجربه کردیم، اینه که از همون اول با یک حس دائمی «اضطرار» رشد کردیم؛ احساس اینکه همیشه یک بحران تازه در راهه و منتظر فرصتیه تا جای قبلی رو بگیره. در بین همه این بحرانها، آلودگی هوا یکی از اون چیزهایی بوده که واقعا هم به معنای مجازی و هم واقعی، نفسمون رو گرفته. برای خیلیهامون کاملا عادی شده که صبح قبل از هر کار، اول شاخص آلودگی رو چک کنیم. قبل از اینکه ببینیم امروز چه کارهایی داریم، باید بفهمیم اصلا میتونیم «عادی نفس بکشیم یا نه» و این یعنی تبدیل شدن یک فاجعه به یک روتین همیشگی، چیزی که هیچ وقت نباید عادی بشه. آلودگی هوا صرفا تیرگی آسمون یا بوی دود نیست؛ ما داریم درباره ذراتی حرف میزنیم که وارد ریههامون میشن، روی جریان خون، عملکرد مغز، تمرکز، خلقوخو و حتی انرژی روزمرهمون تاثیر میذارن. اینکه بدنمون دائما تحت هجوم ذرات آلاینده باشه، خیلی ترسناکتر از چیزیه که معمولا دربارهاش حرف زده میشه. خیلیهامون سردردهای بیدلیل، خستگی غیرعادی، مشکلات تنفسی یا آلرژیهایی رو تجربه کردیم که در سن ما عجیب محسوب میشن. وقتی این نشونهها رو کنار هم میذاریم، میفهمیم آلودگی هوا فقط یک مساله محیطزیستی نیست؛ یک چالش سنگین برای سلامت عمومی و کیفیت زندگیه. دردناکتر از خودِ بحران اینه که اغلب احساس میکنیم این موضوع اونطوری که باید جدی گرفته نشده. ما نسلی هستیم که با اطلاعات و داده و مقایسههای جهانی بزرگ شدیم؛ یعنی وقتی از آلودگی حرف میزنیم، فقط به رنگ آسمون نگاه نمیکنیم. ما تحقیقات، آمار، تجربههای کشورهای دیگه و اثرات بلندمدت رو هم میبینیم. میدونیم آلودگی هوا میتونه بیماریهای قلبی و تنفسی رو افزایش بده، تمرکز و کارایی ذهنی رو پایین بیاره، انرژی روزانه رو تحلیل بده و حتی عملکرد تحصیلی و شغلی رو تحت تاثیر قرار بده. اینها مسائلی نیست که بشه نادیدهشون گرفت یا به چند توصیه ساده محدودشون کرد.
وسط این ماجرا، بحث مهمتر «مسوولیته»؛ مسوولیت دولت و مسوولیت ما مردم. کنترل آلودگی با شعار یا تصمیمهای مقطعی حل نمیشه. این بحران احتیاج به برنامهریزی بلندمدت، تصمیمهای جدی و البته پذیرش هزینههایی داره که شاید در ابتدا سخت به نظر برسن، اما نتیجهاش در آینده ارزشمند خواهد بود. دولت و نهادهای مرتبط باید زیرساخت حملونقل عمومی رو درست و استاندارد کنن، با خودروهای فرسوده برخورد جدی داشته باشن، کیفیت سوخت رو واقعا اصلاح کنن، صنایع آلاینده رو زیر نظارت واقعی ببرن و اطلاعات دقیق و شفاف در اختیار مردم بذارن. کسی که در این کشور زندگی میکنه حق داره بدونه چه چیزی وارد بدنش میشه و منبع اصلی این آلودگیها کجاست.
اما اینکه همه چیز رو فقط گردن دولت بندازیم، تصویر کاملی از ماجرا نمیده. ما نسل زدها هم باید بپذیریم که بخشی از این بحران، نتیجه سبک زندگی و انتخابهای روزمره خودمونه. اینکه با وجود جایگزینهای بهتر همچنان با ماشین تکسرنشین تردد کنیم، انرژی رو بیرویه مصرف کنیم یا در برابر حقوق محیطزیستیمون مطالبهگر نباشیم، همه به ادامهدار شدن بحران کمک میکنه. تغییرهای کوچک، وقتی توسط یک نسل گسترده و آگاه انجام بشن، تبدیل میشن به یک فشار اجتماعی موثر؛ فشاری که میتونه سیاستگذار رو هم مجبور به واکنش کنه.
نسل ما به واسطه آگاهی جهانی، دسترسی به اطلاعات و حساسیت نسبت به مسائل انسانی، سلامت و محیطزیست، ظرفیت ایجاد تغییر واقعی رو داره. ما میدونیم در دنیا چه اتفاقاتی افتاده، چه کشورهایی تونستن بحران آلودگی رو کنترل کنن و چه راهحلهایی جواب داده. بنابراین میدونیم که این مشکل در ایران هم قابل حل هست، به شرط اینکه تصمیمها جدی گرفته بشن و همکاری واقعی بین مردم و دولت شکل بگیره. هدف ما فقط گلایه نیست؛ ما آیندهای میخوایم که بشه در اون راحت و بیدغدغه نفس کشید.
با وجود همه خستگیها، امید در ما هنوز زنده است. هر قدر هم روزهای خاکستری تکراری شده باشه، هنوز باور داریم که میشه کاری کرد. ما نمیخوایم نسلهای بعدی هم با همین وضعیت بزرگ بشن. نمیخوایم یک کودک از همان روز اول با ریههایی آسیبدیده پا به زندگی بذاره. این مساله فقط مربوط به امروز ما نیست؛ مربوط به دهههای آینده و کیفیت زندگی نسلهای بعده.
آلودگی هوا برای ما مثل یک آینه است؛ نشون میده چقدر در مدیریت بحرانها مسوولیم و چقدر برای آینده ارزش قائلیم. چیزی که ما نسل زد از سیاستگذارها انتظار داریم، همکاری واقعی و تصمیمگیری جدیه؛ نه چند اطلاعیه کوتاه و توصیههای تکراری. ما دوست داریم پروژهها بهطور واقعی اجرا بشن، نتیجهها ملموس باشن و تغییرها دیده بشن. در مقابل، ما هم باید سبک زندگیمون رو به خاطر سلامت جمعی اصلاح کنیم، مطالبهگری رو کنار نذاریم و اجازه ندیم این بحران به یک «عادت» بیحسکننده تبدیل بشه. در نهایت، موضوع فقط آلودگی هوا نیست؛ پرسش اصلی اینه که آیا ما نسل زد و دولت میتونیم کنار هم آیندهای سالمتر بسازیم یا نه. ما هنوز ایستادیم، هنوز امیدواریم و هنوز باور داریم که میشه کاری کرد؛ به شرط اینکه این بار همه واقعا کنار هم باشیم برای ساختن ایرانی سالمتر و قابل تنفس.
دبیر کمیته بهداشت شورای مشاوران نسل زد