جزيره خارگ جايي كه تاريخ نفس ميكشد
مجتبي عوضزاده
نام خارگ كه به ميان ميآيد، ذهن بسياري بيدرنگ به سوي نفت ميرود. به سوي اسكلهها، نفتكشها و جريان پيوسته انرژي. با اينهمه، خارگ پيش از آنكه به شاهرگ صادرات نفت ايران بدل شود، حامل تاريخي ديرپا بوده است. تاريخي كه در سكوت سنگها، در چينخوردگي صخرهها و در حافظه آبهاي پيرامونش باقي مانده است. اين جزيره، نقطهاي صرفا صنعتي در نقشه امروز ايران محسوب نميشود. خارگ صحنهاي زنده از آمدوشد تمدنها، تجارت دريايي و روايتهاي كهن است. بادهاي خليج فارس هر روز از روي آن ميگذرند و قصههايي چند هزارساله را با خود در موجها ميچرخانند.
در روزگاري كه حافظه تاريخي ملتها رو به فرسايش ميرود، خارگ يادآور حقيقتي بنيادين است. اينكه ايران پيوندي عميق با دريا دارد. سرزمين بادبانها، مسيرهاي بازرگاني، تبادل فرهنگها و قدرت دريايي. گاه در ميان هياهوي خبرهاي نفتي، نوسان قيمتها و آمار صادرات، اين واقعيت به حاشيه ميرود كه همين جزيره كوچك، از روزگار باستان تا امروز، هم دروازه ارتباط با جهان بوده و هم سپري استوار در برابر طمع بيگانگان. خارگ هم مسير عبور تمدنها را ديده و هم بار دفاع از هويت ايراني را بر دوش كشيده است.
پيش از آنكه خارگ ميزبان اسكلههاي نفتي شود، ميزبان تبعيديان كودتاي 28 مرداد بود. آنهايي كه با ديدگاههاي مختلف چپ و راست، به تسلط نامتعارف انگليسيها بر نفت جنوب اعتراض داشتند و سرنوشت، آنها را دُر يتيم خليج فارس كشاند.
پانزدهم ديماه كه به عنوان روز ملي خارگ در تقويم نشسته، فرصتي براي بازگفتن همين معناست. ثبت يك روز، نشانهاي ساده روي كاغذ محسوب نميشود. اين تاريخ، يك يادآوري جمعي است. يادآوري اينكه برخي مكانها، نقش حافظه را بازي ميكنند. خارگ از همان سرزمينهايي است كه زيستن در آن با حفظ خاطره گره خورده است. جايي كه لايههاي تاريخ همچون رسوبات خاك روي هم نشستهاند. از گورهاي صخرهاي باستاني تا اسكلههاي امروزي، از كليساهاي كهن تا نقشبرجستههاي خاموش، از كشتيهاي اروپايي قرون گذشته تا نفتكشهايي كه راه بازارهاي جهاني را در پيش ميگيرند، خارگ شاهد مانده و ايستاده است.
پژوهشگران بارها به اين نكته اشاره كردهاند كه خارگ در دورههاي دور، حلقه اتصال ايران با جهان پيرامون بوده است. كالاها، انديشهها و انسانها از اين جزيره عبور ميكردند و جهاني گسترده در ابعادي فشرده از اين مسير ميگذشت. اينجا مكاني براي ديدن تنوع زبانها، پرچمها و فرهنگها بوده است.
آنچه جايگاه خارگ را فراتر از اهميت تجاري آن برد، پايداري مردماني است كه در اين جزيره زيستهاند. قدرتهاي مختلف در دورههاي گوناگون چشم به آن دوختهاند، اما خارگ امروز همچنان بخشي جداييناپذير از ايران است و اين پيوند در دل تاريخ ثبت شده است. امروز، خارگ نامي شناخته شده در صنعت جهاني انرژي به شمار ميآيد. بخشي از جريان انرژي جهان، تصميمهاي اقتصادي و مسير نفتكشها به فعاليت اين جزيره وابسته است. بشكههاي نفتي كه از خارگ راهي دريا ميشود، روايت دانش فني، تلاش هزاران متخصص و ايستادگي ملتي را با خود حمل ميكند. اين جزيره جايي است كه اقتصاد ايران به جهان پيوند ميخورد. رگي حياتي كه از ژرفاي تاريخ برخاسته و به قلب اقتصاد امروز رسيده است.
با اين حال، خارگ فراتر از يك موقعيت اقتصادي معنا پيدا ميكند. سخن گفتن از روز ملي خارگ، يادآور مسووليتي اجتماعي و هويتي است. اين جزيره مركز عمليات صنعتي محسوب ميشود و همزمان خانه، طبيعت، فرهنگ و زيست مردمي است كه با آن نفس ميكشند. افزوده شدن چنين روزي به تقويم، نشانه بازگشت بخشي از هويت به حافظه جمعي ماست. پانزدهم ديماه فرصتي براي مكث، تأمل و بازشناسي خارگ است. روزي براي فهم اين نكته كه ساختن آينده انرژي ايران، بدون شناخت گذشته اين جزيره، مسير روشني نخواهد داشت.
خارگ، سنگر هويت و شريان حياتي ايران در خليج فارس است. پانزدهم ديماه، زماني براي تكرار اين حقيقت و سپردن آن به حافظه امروز و فرداي ايرانيان است.