انتصاب احمد وحيدي به عنوان جانشين فرمانده كل سپاه در شرايط فعلي كشور و رخدادهاي منطقهاي و بينالمللي چه پيامي دارد و درباره اين چهره قديمي در سپاه پاسداران چه ميدانيم؟
گروه گزارش
وقتي در نيمه نخست سال جاري و بعد از نخستين حمله ايران به اسراييل اين احمد وحيدي، مشاور فرمانده كل سپاه بود كه در تلويزيون ظاهر شد، اطلاعاتي و جزيياتي از اين حمله را بيان كرد و مشخص بود كه وحيدي نه در آن زمان تنها يك مشاور ساده نظامي است و نه قرار است در دوران جديد رويكردهاي نظامي در جمهوري اسلامي بعد از جنگ 12 روزه تنها يك مشاور باقي بماند.
حالا در هفته گذشته اين گمانهزني به حقيقت پيوست و وحيدي به موجب فرمان صادر شده از سوي آيتالله سيدعلي خامنهاي، رهبر انقلاب، عهدهدار سمت جانشيني فرمانده كل سپاه پاسداران شد. او در اين جايگاه، جايگزين علي فدوي شده است كه پيشتر اين مسووليت را بر عهده داشت. تصاوير و گزارشهايي از آيين توديع و معارفه قائممقام فرماندهي كل سپاه انتشار يافته که نشان ميدهد اين مراسم با حضور سرلشكر محمد پاكپور، فرمانده كل سپاه برگزار شده است. از ديگر افراد حاضر در اين آيين ميتوان به محمد شيرازي، رييس دفتر نظامي فرماندهي كل قوا و عبدالله حاجيصادقي، نماينده ولي فقيه در سپاه اشاره كرد.
در جريان اين مراسم، محمد پاكپور، فرمانده كل سپاه علي فدوي را به عنوان يكي از «چهرههاي برجسته در حوزه اطلاعاتي سپاه» معرفي كرد و افزود كه آقاي فدوي از اين پس به «رياست گروه مشاوران فرمانده كل سپاه» منصوب شده است.
در سلسله مراتب سازمان سپاه، پس از فرمانده كل، سمتهاي جانشين فرمانده و سپس معاون هماهنگكننده قرار دارند و اين جايگاهها بالاتر از مقام فرماندهان چهار نيروي اصلي سپاه محسوب ميشوند. دريادار علي فدوي در مقطع زماني جنگ 12 روزه با اسراييل، در سِمت جانشيني فرمانده كل سپاه فعاليت ميكرد. اما در مسيري غيرمعمول، هنگامي كه پست فرماندهي كل سپاه خالي شد، به جاي منصوب شدن به عنوان جانشين حسين سلامي، محمد پاكپور، فرمانده نيروي زميني سپاه، به مقام فرماندهي كل برگزيده شد. در مراسم اخير، فرمانده كل سپاه نيز از احمد وحيدي به عنوان يكي از فرماندهان شاخص سپاه نام برد و به سوابق ارزشمند وي از جمله «فرماندهي قرارگاه نجف، مسووليت در بخش اطلاعات سپاه در ادوار مختلف و بنيانگذاري نيروي قدس با ساز و كار نوين» اشاره کرد.
در متن فرمان انتصاب وحيدي، رهبر انقلاب تاكيد كردند كه وحيدي با هماهنگي كامل با ستاد كل نيروهاي مسلح «بهبود سطح آمادگي رزمي نيروهاي نظامي» و «ارتقای وضعيت معيشتي كاركنان سپاه» را به عنوان مهمترين اولويتهاي كاري خود تعريف و پيگيري كند. وحيدي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام است و در سالهاي پس از جنگ ايران و عراق، رسانههاي نزديك به سپاه از او به عنوان جايگزين رييس ستاد كل نيروهاي مسلح ياد ميكردند، هرچند كه حكم رسمي در اين خصوص هيچگاه منتشر نشد.
او نخستين فرمانده نيروي قدس - يگان عمليات برونمرزي سپاه پاسداران - محسوب ميشود. اتهامزني به وي در مورد پرونده انفجار آميا در آرژانتين نيز در زماني صورت گرفته كه وحيدي فرماندهي سپاه قدس را بر عهده داشته است. وحيدي در طول سالهاي گذشته، مناصب مهم دولتي را نيز عهدهدار بوده است؛ وي در كابينه محمود احمدينژاد به عنوان وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و در دولت ابراهيم رييسي به عنوان وزير كشور فعاليت كرده است.
احمد وحيدي كيست و درباره او چه ميدانيم؟
نام احمد وحيدي بيش از آنكه يادآور يك مقام اجرايي باشد، يادآور يك نگاه خاص به حكمراني است؛ نگاهي كه امنيت را نقطه آغاز، ميانه و پايان سياست ميداند. او از جمله چهرههايي است كه مسير قدرت را نه از احزاب، نهادهاي مدني يا رقابتهاي انتخاباتي، بلكه از ساختارهاي نظامي و امنيتي طي كرده و به همين دليل حضورش در مناصب سياسي همواره با بحث و واكنش همراه بوده است.
وحيدي متولد ۱۳۳۷ در شيراز و داراي مدرك كارشناسي مهندسي الكترونيك از دانشگاه صنعتي اميركبير، كارشناسي ارشد مهندسي صنايع از دانشگاه علم و صنعت و دكتري مطالعات استراتژيك است كه تاكنون مسووليتهاي مهمي چون فرماندهي نيروي قدس، معاونت طرح، برنامه و امور بينالملل وزارت دفاع، جانشين وزير دفاع، وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، رييس كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص مصلحت نظام، رييس كارگروه سياسي، دفاعي و امنيتي در تدوين برنامه پنجم توسعه، رييس كميسيون دفاعي - امنيتي شوراي راهبردي روابط خارجي، وزير كشور در دولت سيزدهم، جانشين ستاد كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، جانشين فرماندهكل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوده است
او به نسل نخست نيروهايي تعلق دارد كه پس از انقلاب ۱۳۵۷ به سپاه پاسداران پيوستند. اين نسل، نه فقط درگير جنگ ايران و عراق، بلكه درگير ساختن نهادهاي جديد قدرت بود؛ نهادهايي كه همزمان نقش نظامي، اطلاعاتي و سياسي ايفا ميكردند. او برخلاف برخي فرماندهان كه بعدها به چهرههاي عمومي تبديل شدند، بيشتر در لايههاي دروني و تصميمساز فعاليت داشت. همين ويژگي باعث شده كه درباره نقش دقيق او، همواره روايتهاي غيررسمي و تحليلهاي گاه متناقض وجود داشته باشد.
وحيدي، نيروي قدس و سياست خارجي
پيوند نام احمد وحيدي با نيروي قدس سپاه، يكي از محورهاي اصلي تحليلها درباره اوست. نيرويي كه ماموريت آن فعاليتهاي برونمرزي تعريف شده و طبيعتا در نقطه تلاقي امنيت و سياست خارجي قرار دارد. احمد وحيدي از فرماندهان قديمي و چهرههاي امنيتي شاخص سپاه به شمار ميرود. او نخستين فرمانده نيروي قدس سپاه بوده و در مقاطع مختلف، مسووليت اطلاعات سپاه، فرماندهي قرارگاه نجف و نقشآفريني در بازطراحي ساختار نيروي قدس را برعهده داشته است.
وزارت دفاع؛ توسعه يا انزوا؟
انتصاب وحيدي به وزارت دفاع در دولت محمود احمدينژاد، در دورهاي رخ داد كه ايران تحت شديدترين فشارهاي بينالمللي قرار داشت. دولت وقت، توسعه توان دفاعي و نظامي را پاسخي ضروري به تهديدها ميدانست و وزارت دفاع نقشي محوري در اين راهبرد داشت. با اين حال، منتقدان داخلي معتقد بودند كه همزماني توسعه نظامي با انقباض ديپلماسي، به تشديد تحريمها و فشار بر اقتصاد كشور خواهد انجاميد. در اين نگاه، وزارت دفاع تحت مديريت وحيدي، بخشي از مسيري بود كه به محدودتر شدن فضاي مانور سياسي و اقتصادي ايران در سطح جهاني انجاميد؛ مسيري كه پيامدهاي آن، فراتر از حوزه نظامي، به زندگي روزمره مردم نيز سرايت كرد.
وحيدي و ماجراي انفجار آميا
وقتي در دولت محمود احمدينژاد وحيدي به عنوان وزير دفاع انتخاب شد، آرژانتين دوباره ماجراي انفجار آميا را طرح و پيگيري كرد. مرداد ماه سال 1392 وحيدي كه پس از پايان خدمت در وزارت دفاع به عنوان رييس مركز راهبردي دفاعي منصوب شده بود در گفتوگويي با نشريه تراز، به مرور اجمالي نحوه رسيدگي به اين پرونده پرداخت. او در بخشي از اين گفتوگو با اشاره به بمبگذاري آميا و فشار رژيم صهيونيستي بر دستگاه قضايي آرژانتين، گفت: «چند مساله وجود دارد كه خوب است به آن توجه شود و برايمان عبرت باشد؛ مساله آميا يكي از اين موارد است. ما كاري به حرفهاي خودمان نداريم، شما مراجعه كنيد به حرفهاي چند ماه پيش رييسجمهور و وزير خارجه آرژانتين. آنها خواستند وارد يك تفاهمي با ايران بشوند و مساله را به يك نقطهاي برسانند. وقتي كه لابي صهيونيستي فشار آورد كه چرا شما وارد اين پروسه شديد، آرژانتين اعلام كرد كه ما هرچه از اسراييل خواستيم سند بدهد، هيچ سندي نداشتند و چون قبل از آميا يك انفجار ديگري هم عليه اسراييل صورت گرفته بود، آرژانتين گفت چرا شما آن را پيگيري نميكنيد؟ يعني رييسجمهور و وزير دفاع آرژانتين بعد از اينكه تحت فشار قرار گرفتند عملا اين وقايع را گفتند.»
او در ادامه تاكيد كرد: «واقعيت اين است آنچه مطرح شده ساخته و پرداخته ذهن رژيم صهيونيستي است و افراد و دولتهاي ديگر هيچ حرف و سندي ندارند. فردي را تحت عنوان شاهد درست كردند كه يك حرفهاي بسيار بيربطي را زد كه بيشتر شبيه خيالپردازي و داستان بود، آن هم داستاني سراپا ناقص از نظر فرم شكل داستاني. لذا هيچ گونه سندي ندارند.»
فرمانده سابق نيروي قدس سپاه در بخش ديگري از اين گفتوگو ميگويد كه حالا درسي كه ميگيريم اين است بايد بدانيم برخي دستگاههاي قضايي در دنيا اين گونه نيست كه بر اساس واقعيتها و اسناد حكم كنند، بلكه ملاحظات سياسي را مبنا قرار ميدهند. به هرحال آميا يك پرونده كاملا مخدوشي است از كسي كه اين را دنبال كرده، كسي كه حكم داده تا نحوه پيگيري. در دنيا هم كسي اين را قبول نكرده است. همان مسوولاني هم كه تحت به اصطلاح پيگرد هستند، سفرهايشان را همه انجام ميدهند و مسالهاي هم ندارد. يكي از نكات مورد توجه اين است که اتفاق زماني رخ داده، رها شده و يك دفعه بعد از 13-14 سال دوباره شروع شده است. در اين مدت كجا بودند؟ يك مساله به اين مهمي تا الان چرا پيگيري نشده؟ مسائل زيادي حول و حوش اين پرونده بوده اما خب مساله خيلي مفصلي است.
وزير سابق دفاع همچنين به ماجراي سفر خود به كشور بوليوي در ايام تصدي وزارت دفاع و فشار صهيونيستها و آرژانتين بر بوليوي درخصوص سفرش به اين كشور اشاره كرد و گفت: «بوليوي همسايه آرژانتين است و وابستگيهاي زيادي هم به آرژانتين دارد اما خودش دولت خوبي است. ما هم سفرمان لغو نشد. يك سفر چند ساعته داشتيم كه انجام شد. ولي خب طبيعي است كه آرژانتينيها اين را از بوليوي انتظار نداشتند و به نوعي به آنها بر خورده بود.
وزارت كشور؛ آزمون جامعه
اما شايد مهمترين و ملموسترين دوره حضور احمد وحيدي براي افكار عمومي، وزارت كشور در دولت سيزدهم باشد. وزارتخانهاي كه مستقيما با جامعه، انتخابات، احزاب، استانداران و مديريت اعتراضات سروكار دارد. انتصاب يك چهره كاملا امنيتي به اين جايگاه، از همان ابتدا با اين پرسش همراه شد كه آيا دولت، جامعه را مسالهاي امنيتي ميبيند؟ منتقدان اصلاحطلب معتقد بودند كه چنين انتخابي، پيام روشني دارد: اولويت با كنترل است. در دوره مسووليت وحيدي، برخورد با اعتراضات و محدوديتهاي سياسي اين نگراني را تشديد كرد كه نگاه غالب در وزارت كشور، بيش از آنكه مبتني بر مديريت اجتماعي باشد، متأثر از تجربههاي امنيتي است. حاميان دولت البته اين رويكرد را «حفظ ثبات» ميناميدند، اما منتقدان آن را تشديد فاصله دولت و جامعه توصيف ميكردند.
فراتر از يك نام
براي بسياري از ناظران، احمد وحيدي بيش از آنكه يك فرد باشد، نماد يك روند است. با اين حال، واقعيت اين است كه احمد وحيدي همچنان از چهرههاي مورد اعتماد هسته مركزي قدرت به شمار ميرود؛ اعتمادي كه نشان ميدهد اين الگوي حكمراني، دستكم در كوتاهمدت همچنان ادامه خواهد داشت و البته بازگشت او به نقش اصلي و جايگاهي كه در آن آبديده شده يعني نيروي نظامي اتفاق مباركي است.
انتصاب وحيدي چه پيامي دارد؟
انتصاب احمد وحيدي به عنوان جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران را نميتوان در حد يك تغيير اداري يا جابهجايي معمول در سلسله مراتب نظامي ارزيابي كرد. اين تصميم در شرايطي اتخاذ شده كه منطقه غرب آسيا با مجموعهاي از بحرانهاي همزمان، تشديد درگيريهاي غيرمستقيم و تغيير موازنههاي امنيتي روبرو است؛ وضعيتي كه به اين انتصاب، معنايي فراتر از يك تصميم سازماني ميدهد.
احمد وحيدي به واسطه نقشآفرينياش در شكلگيري و فرماندهي نيروي قدس سپاه، از چهرههايي محسوب ميشود كه در تدوين و اجراي سياست «عمق راهبردي» جمهوري اسلامي در منطقه سهم داشتهاند. بازگشت او به سطحي بالاتر در فرماندهي سپاه، ميتواند نشانهاي از تمايل نظام سياسي به تداوم و حتي تقويت رويكرد بازدارندگي فعال و اتكا به ابزارهاي غيرمستقيم در مواجهه با تهديدات منطقهاي باشد. اين انتصاب در فضايي صورت گرفته كه تنش ميان ايران و اسراييل افزايش يافته، درگيريها در غزه، جنوب لبنان، سوريه و يمن ادامه دارد و نقش بازيگران غيردولتي در معادلات امنيتي پررنگتر شده است. در چنين شرايطي، انتخاب فردي با سابقه عملياتي و اطلاعاتي گسترده، اين پيام را منتقل ميكند كه تمركز تصميمگيران ايراني بيش از هر چيز بر مديريت ميداني و امنيتي تحولات منطقهاي است، نه صرفا پيگيري مسيرهاي ديپلماتيك رسمي.
از منظر رسانههاي اسراييل و برخي كشورهاي عربي همپيمان امريكا، احمد وحيدي چهرهاي مرتبط با سياستهاي ايران در عرصه برونمرزي تلقي ميشود.
در سطح روابط ايران و امريكا نيز اين انتصاب واجد پيامهاي خاصي است. در سالهايي كه مناسبات دو كشور در وضعيت «نه جنگ، نه صلح» قرار داشته، معرفي فردي كه در فهرست تحريمها و پروندههاي امنيتي امريكا قرار دارد، ميتواند به عنوان نشانهاي از بياعتنايي تهران به فشارهاي سياسي و حقوقي واشنگتن و تأكيد بر اولويت امنيت و بازدارندگي بر تعامل سياسي تلقي شود. در همين حال، اتحاديه اروپا و برخي نهادهاي حقوق بشري معمولا نسبت به انتصاب چهرههايي با سابقه امنيتي و پروندههاي بينالمللي حساسيت نشان ميدهند كه اين واكنشها اغلب جنبه نمادين داشته و تأثير مستقيمي بر ساختار تصميمگيري داخلي ايران بر جاي نگذاشتهاند. انتصاب احمد وحيدي، در كنار ديگر جابهجاييهاي نظامي - امنيتي سالهاي اخير، از نگاه بسياري از تحليلگران بيانگر تقويت رويكرد امنيتمحور در مديريت كلان كشور است؛ رويكردي كه بر اين فرض استوار است كه تهديدات اصلي متوجه امنيت خارجي و ثبات داخلي است و براي مواجهه با اين شرايط، بايد از فرماندهان باتجربه نظامي بهره گرفت. وحيدي را ميتوان از چهرههاي شاخص و نسل اول سپاه پاسداران دانست. انتصاب او به عنوان جانشين فرمانده كل سپاه، از يك سو ميتواند به انسجام بيشتر در ساختار نيروهاي مسلح كمك كند.
در مجموع، اين انتصاب بازتابدهنده شرايط ويژه امنيتي و راهبردي ايران در مقطع كنوني است؛ تصميمي كه نشان ميدهد در اين مقطع، اولويت نظام سياسي بيش از هر چيز بر امنيت، بازدارندگي و تجربه نظامي قرار گرفته است. در داخل كشور نيز اين تحول را ميتوان نشانهاي از تقويت نقش نهادهاي امنيتي در ساختار كلي قدرت ارزيابي كرد. انتخابي كه شايد منتقداني داشته باشد اما از منظر برخي ناظران نيز هوشمندانه و استراتژيك در شرايط فعلي كشور است.