گزارشي از حمايتهاي مردمي در دوران پس از جنگ جهاني اول
فرهنگ «ميهنپرستي» ايرانيان در عصر بيخبري قاجار
مريم مهدوي اصل ٭
اشاره - درحالي به پايان ۱۱۸سال عصر بيخبري قاجار، براي آموزش و تربيت سياستگذاران و كارگزاران فرهنگي ايران، ميرسيم كه فرهنگ «ميهنپرستي» ايرانيان، هنگام فروكش كردن هر دوره پرآشوب و بحرانخيز تاريخي، همچون مرغ افسانهاي ققنوس، از ميان خاكسترها برخاسته تا با همت و پشتكاري بيشتر، به ساختن و آباداني كشور بپردازد. اين را اسناد سياست خارجي و ديپلماسي در آرشيو اسناد وزارت امور خارجه حكومت احمدشاه قاجار ميگويد كه ايران با وجود اعلام بيطرفي در جنگ جهاني اول، بار بيشترين آسيبهاي بلندمدت را هنگام تجاوزهاي نظامي - امنيتي انگليس، روسيه تزاري و امپراتوري عثماني [تركيه فعلي] بر دوش كشيد، اما مردم ايران هرگز مادر وطن؛ يعني ايران را رها نكردند و به بازآفريني آن، از نو پرداختند.
اعزام نخستين محصلين به اروپا در زمان حكومت احمدشاه قاجار۱۳۲۹ق.
عيسي صديق اعلم (۲۸خرداد ۱۲۷۳ - ۱۶آذر۱۳۵۷) كه در سال ۱۳۱۲ق. يعني يكسال آخر حكومت ناصرالدين شاه قاجار در تهران به دنيا آمد و ۸۸سال زندگي كرد، اديب، نويسنده، سياستگذار و كارگزار فرهنگي در زمان حكومت پهلوي اول و دوم بود كه طرح اوليه تاسيس دانشگاه تهران را ارايه داد. وي كه نخستين رييس دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، سومين رييس دانشگاه تهران، وزير آموزشوپرورش و سناتور بود، درباره اعزام محصلين به خارج از كشور، در زمان حكومت احمدشاه قاجار، در كتاب «ايرانشهر»، نشريه شماره ۲۲ كميسيون ملي يونسكو در ايران سال ۱۳۴۳ خورشيدي نوشته است: « ...پس از انقلاب مشروطه نخستين اقدام رسمي براي اعزام شاگرد بخارجه درسال ۱۳۲۹قمري صورت گرفت و بموجب قانوني كه در ۱۷جماديالاولي ۱۳۲۹ق. (ارديبهشت ۱۲۹۰) از تصويب مجلس گذشت، دولت موظف شد درآن سال سي نفر به اروپا بفرستد. فنون مختلف تحصيلي و عده شاگرداني كه بايستي در هر رشته تحصيل كنند در قانون بشرح زير معين شده بود: معلمي ۱۵نفر. فنون نظامي ۸نفر. فلاحت ۲نفر. مهندس راه۲ نفر. حرف و صنايع۲نفر. شيمي۱نفر. وزارت معارف شش نفر از شاگردان را بدون امتحان جزو سينفر منظور داشت، زيرا كه پدر يا كسان آنها خدمات شايان بتاسيس حكومت ملي و مشروطه كرده جان خود را در اين راه از دست داده بودند يا اينكه خود آنها تحصيلات متوسطه را در بيروت باتمام رسانده بودند. بيست و چهار نفر ديگر با امتحان مسابقه در زبان فارسي و زبان خارجه (فرانسه يا انگليسي) و حساب و جبر و هندسه از ميان دويست نفر داوطلب برگزيده شدند و در رمضان ۱۳۲۹ (شهريور ۱۲۹۰) مطابق با سپتامبر۱۹۱۱ در زمان وزارت مرحوم ابراهيم حكيمي (حكيمالملك) به سرپرستي ريشاردخان (مودبالملك) معلم زبان فرانسه دارالفنون عازم پاريس گشتند كه عيسيخان (صديق اعلم) نيز جزو دسته مذكور بود و بذوق خود رشته معلمي را اختيار كرد... پس از دو، سه هفته اقامت در يك مدرسه خصوصي شبانهروزي در پايتخت زيباي فرانسه، سفارت ايران با موافقت وزارتهاي فرهنگ و جنگ و كشاورزي فرانسه محصلين را به ترتيب زير به مدارس روانه داشت: براي معلمي: محمود مرشدزاده، عبدالله پيرزاد، عيسي صديق (دانشسراي ورساي)، علياكبر سياسي، رضا فهيمي، محمدعلي رهنما (دانشسراي روئن)، اسماعيل مرآت، غلامعلي شيباني (دانشسراي بلوا) و... از ملاحظه صورت فوق آشكار ميشود كه عدهيي از محصلين اعزامي مصدر خدمات مهمي بعلم و ادب و فرهنگ و سياست كشور شدهاند و بايد بهطور موجز يادآوري كرد كه مرحوم مرشدزاده سالها تا زمان وفات استاد شيمي دانشكده افسري بود. دكتر سياسي علاوه بر تدريس در دانشسرايعالي و دانشكده ادبيات و تاليف كتاب، وزير فرهنگ و امور خارجه و سالها رييس دانشگاه تهران بود... گرچه در ماده دوم قانون ۱۷جماديالاول ۱۳۲۹ مقرر شده بود كه بعد از سال مذكور تا پنج سال هر سال بيست نفر شاگرد بخرج دولت بخارجه اعزام شوند و هر يك از آنها كه فارغالتحصيل شد بجاي او محصل جديد انتخاب و روانه شود لكن حوادث ناگواري كه در اثر مداخلات دول خارجه در ايران روي داد و بروز جنگ جهاني اول اجراي قانون را متوقف ساخت. بهطوريكه در ۱۳۳۳هجري (مطابق ۱۹۱۵ميلادي دولت تمام محصلين دولتي را از اروپا فراخواند و عده قليلي كه باقي ماندند (مانند ميرزا عيسيخان صديق) با اشتغال به كار وسيله ادامه تحصيل را فراهم كردند.»
نامه محمود مرشدزاده شاگرد دولتي ايران ۱۳۳۳ق.
با توجه به مقدمه كوتاهي كه از عيسي صديق اعلم نقل شد، اكنون به محتواي نامه محمود مرشدزاده، شاگرد دولتي ايران در سال ۱۳۳۳ق. ميپردازيم كه اين برگ سند در آرشيو اداره اسناد وزارت امور خارجه حكومت احمدشاه قاجار موجود است. محمود مرشدزاده كه پس از بازگشت از فرانسه تا زمان وفات، استاد شيمي دانشكده افسري بود، در متن نامهاش نوشته است: «مقام منيع وزارت جليله امور خارجه دامت شوكتها - دراين دوره تجدد كه تمام دول عالم محض ترقي و تعالي وطن و محض انبساط دايره معارف مليونها [ميليونها] بمصرف ميرسانند و دول عقبمانده از يكطرف صدها ابناء وطن را بممالك خارجه براي كسب تمدن فرستاده و از طرف ديگر بافتتاح مكاتب عاليه و دارالفنونها و مدارس حربيه و جلب معلمين فاضل اجنبي كوشش مينمايند يعني تا تكميل و مراجعت اين قافله تمدن كه بخارجه فرستادهاند، ابداً نميگذارند كه آني تلف شود دولت ايران هم بعد از انقلابات عديده و انتخاب اين شاراه [شاهراه]مشروطيت براي تجديد ادارات و خوي تمدن جديده و علومات نافعه بعد از مذاكرات طولاني و تصويب مجلس شوراي ملي عدة از نونهالان خود را باروپا فرستاده و براي هر يك آنها مبلغي معين نموده كه با كمال قناعت تحصيل نمايند و قرار شد هر سال سي نفر ديگر هم باروپا فرستاده شود. بله اين شيوه و اين رويه وسيلهايست براي استخلاص از مشاورين دايمي خارجه دولت عليه هر سالي مواجبهاي گزاف به مستخدمين خارجه داده و آخر هم هر كدام از آنها بعد از چندين سال اقامت و استفاده از ماليه ايران باوطان [به وطنهاي] خود مراجعت نموده بدون آنكه يكنفر از اجزاء اداره و زيردستان خود را براي تكفل آن اداره حاضر نمايند در صورتيكه با مواجب ششماه الي يكسال يك مستشار دولت عليه ميتواند جوانهاي لايق خود را در عرض چهار، پنج سال در اروپا اداره و تربيت نموده و براي هر رشته حاضر نمايد كه ديگر از جلب و تملقات بيجهت اجنبيان خلاص شويم يك مستشار تقريباً سالي بيستوپنجهزار فرانك از دولت مواجب مشروع گرفته در صورتيكه يكنفر طلبه در عرض پنجسال با نصف همين مبلغ يعني دوازده هزار فرانك تكميل شده و با كمال خوبي با آن مستشار همسري ميكند اين رويهايست كه دولتي مثل ژاپون [ژاپن] پيروي نموده و مينمايد و از آنچه نتايج محسنه گرفته است.... بالاخره اين عده جوانان ايراني كه دولت عليه باروپا فرستاده هر يك بنا بر استعداد و لياقت خود در شعب مختلفه داخل مكاتب عاليه شده ولي براي پيشرفت اين طلاب لازم بود كه اولياء امور اقلاً اين جزئي مقرري را هر ماهه منظماً بانها رسانده كه تا با حواس جمع بدون فكر ديگر جز كسب علومات مشغول انجام وظائف معموله و تكميل خود بشوند بدبختانه اين مبلغ ناقابل كه بمنزله قوت لايموت است هميشه ششماه بششماه عقب افتاده تا اينكه عجالتاً هشت ماه است كه مقرري اين بيچارگان نرسيده حقيقتاً چقدرها بايد دولت و طلاب ممنون و متشكر از حضرت آقاي وزيرمختار پاريس باشند كه با وجود اين تاخيرهاي غيرقانوني دايمي ابداً نه آنكه فقط طلاب را بيپول نگذارده، بلكه بتمام هجويات بيموقع ايستادگي نموده و ابداً از مسلك خود مأيوس نشده و در اداره نمودن و هدايت اين پيشقافله تمدن آني غفلت نورزيده است و از اهتمامات حضرت ايشان است كه تمام طلاب با قدمهاي ثابت مثل يك فوج قشون منظم بطرف مقصود رفته رسيده و خواهد رسيد اين مقرري گرچه ششماه و هشتماه عقب افتاده و بتأخير ميرسيد ولي با حمايت و همراهي حضرت آقاي سفير قناعت و سختي هر نوعي بود زندگاني ميشد منتهي فقط حقوق مدارس و پانسيون بنا بر تأخير وصول پول تابحال پرداخته نشده و آنرا هم سفارت تا حال جلوگيري كرده ولي كمكم صداي آنها هم بلند ميشود در اينموقع جنگ اروپايي كه معيشت تقريباً دوبرابر شده و تمام معاملات ديگر بنقد ميشود بعوض اينكه اولياء مسوول امور بيشتر از بيشتر از اين محصلين غريب خود حمايت بنمايند نه فقط اقلاً ماهيانه آنها را بهمان مظنه سابق يعني ماهي دويست فرانك فوراً ماهبماه برسانند، بلكه اين گراني ارزاق و معيشت را در نظر گرفته بمثل طلاب ساير دول مبلغي هم بر مقرري آنها اضافه نمايد خير بعوض اينمساعدتها [اين مساعدتها] و علاوه بر هشتماه تاخير حالا عوض هر ماهي دويست فرانك ماهي يكصدوشصت فرانك فقط ميرسانند به عنوان اينكه پول تنزل نموده و فرانك گران شده يكربع از اصل مقرري هر ماهة ما كسر مينمايد و ابداً تصور نميكنند كه با اين مبلغ معيشت و تحصيل محال محالات است قبل از جنگ زندگاني در خاك فرانسه با دويست فرانك و تحمل تمام مخارج بسيار سخت بود و حالا كه ديگر تمام اجناس دوبرابر شده ديگر تحصيل و زيست با يكصدوشصت فرانك غيرممكن است آنانيكه در اروپا زندگاني نموده و مختصري مسبوقند البته ميدانند كه اقامت در فرانسه با اين مبلغها بدون تحصيل ممكن نيست حالا چه برسد كه مخارج تحصيل هم بر آن اضافه شود در آخر هر سال هر يك از ماها از دويست الا چهارصد فرانك فقط پول امتحان تنها بايد بدهيم و اگر اينمبلغ [اين مبلغ] را نپردازيم محال است اجازه بدهند كه در سر امتحان حاضر شويم و اينطور زحمات يكساله خودمان و تمام مخارج بهدر [به هدر] ميروند و البته انصاف ميدهيد كه از يكصدوشصت فرانك ممكن نيست چهارصد فرانك پول امتحان داد بيشتر از نصف اين طلاب بعد از اختتام تحصيلات تابحال بايران مراجعت نموده و مابقي هم بفاصله چند ماه الي يكسال تحصيلاتشان ختم ميشود روا نيست كه دولت عليه بعد از اينهمه مصارف كه نموده و اينهمه صدمه كه براي كسب اين معلومات كه خود اين محصلين متحمل شده راضي شود كه بواسطه اين تنگدستي و نداشتن پول امتحان و كتاب و غيره اين طلاب نتوانند امتحان بدهند و دنباله تحصيلات خود را گرفته بآخر برسانند يا اينكه از بيچارگي و سختي ناخوش و عليل شده نتوانند ديگر روي آب و خاك خود را ببينند پس در اينصورت از روساي اين مملكت استدعا ميشود كه اولاً ماهيانه هر ماه را منظماً به موقع برسانند، ثانياً مبلغي فوراً علاوه بر ماهيانه فرستاده محض مصارف امتحان تقريباً ششصد فرانك مال دو نفر، ثالثاً چنانچه اگر دولت قادر نيست كه اضافه معاش در اينموقع جنگ بماها بدهد اقلاً همان ماهيانه سابق را يعني از قرار ماهي دويست و چند فرانك مقرر دارند كه تا با دل گرم و اميدوار مشغول تحصيل شده و فارغ و كامل بوطن عزيز خود براي انجام خدمات مراجعت نماييم - امضاء: محمود [مرشدزاده] شاگرد دولتي -۲رمضان ۳۳ - در پانويس اين نامه دستور دادهاند: «اداره دول غيرمجاور - شرحي بوزارت علم مرقوم و سواد آن لايحه را ارسال دارند».
حمايت ايرانيان مقيم مصر از مادر وطن۱۳۳۷ق.
هميشه در مقابل وطنفروشان و خائنان به كشور؛ افرادي ميهنپرست و نگران ايران و ايرانيان وجود داشته و دارند كه در اينجا به بخشي از نامه ايرانيان مقيم مصر، خطاب به پرنس ميرزا رضاخان ارفعالدوله، نماينده اول ايران در كنفرانس صلح ۱۸۹۹ لاهه (۱۳۱۷ق.حكومت مظفرالدين شاه قاجار) ميپردازيم كه در سالهاي اوليه تاسيس جامعه ملل (۱۹۲۰م.) نيز رياست هيات نمايندگي ايران را به عهده داشت. متن اين نامه كه يك ماه پس از پايان جنگ جهاني اول و در زمان حكومت احمدشاه قاجار به نگارش درآمده، بدين شرح است: «حضور مبارك بندگان حضرت اشرف پرنس ميرزا رضاخان ارفعالدوله دامت شوكه... البته خاطر انور مبارك مسبوق است كه در موقع جنگ عمومي وطن بدبخت ما ايران با وجود بيطرفي دچار چگونه مصائب و فلاكتها شده است بدون مبالغه ميتوان گفت كه خسارتهاي مادي و معنوي وارده بايران از طرف متحاربين كه يكقسمت [يك قسمت] بزرگ مملكت بيطرف ما را با وجود پروتستهاي اولياي دولتعليه [دولت عليه] ميدان جنگ قرار داده بودند بيشتر از خسارات وارده بممالك بلژيك و صربستانست [صربستان است] بهطوريكه حاصلخيز و با ثروتترين ايلات ايران از غرب تا شمال بواسطه حركات و اقدامات وحشيانه و بيرحمانه نظاميان روس و عثماني بكلي نابود گشته با خاك يكسان شده است و از اثر اين جنگ عالمسوز تلفيات نفوس مقدسه از مرد و زن و بچه در ايران بواسطه قتلعامهاي تبارزين [سپاهيان] و قحطي و انواع ناخوشيها بكرورها نفر ميرسد و خسارات وارده بيشتر از چندين مليار [ميليارد] است و در اين هنگام كه جنگ با مظفريت [پيروزي] كامله طرفداران حقانيت و عدالت خاتمه يافته عنقريب كنگره صلح منعقد خواهد شد ايرانيان مقيمين مصر نظر باعتماد و اميدواريهاييكه [اميدواريهايي كه] ببيانات معجز علامات خجسته رييسجمهور اتازوني امريكا و نطقهاي غراي ساير رجال سياسي و پيشقدمان دول و ملل ائتلاف كه در تساوي حقوق ملل قوي و ضعيف و جبران و ترميم خسارات وارده بممالك مظلومه و حصول آمال ملي مشروعه عموميه كردهاند، دارند لهذا اين بندگان امضاكنندگان ذيل را از طرف خودشان انتخاب كردهاند كه تفصيل بدبختيها و فلاكتهاي وطن بلاديده و تقاضاها و آرزوهاي ملت معصومه مظلومه خود را به پيشگاه افكارعمومي عالم برسانيم و نظرباينكه آن وجود مبارك هميشه در راه خدمت بوطن و ملت پيشقدم بوده در تعالي نام ايران و حصول آمال ملي ايرانيان همواره كوشيدهاند اين بندگان هم حضرت اشرفعالي را بنام ايرانيان مصر از طرف خودمان نماينده قرار داده مختصري از شرح بدبختيهاي مملكت و تقاضاهاي ملت را در ورقه جداگانه بفرانسه نوشته لفاً تقديم ميداريم و مستدعي چنانيم كه مقرر بفرماييد هر چه زودتر لايحه لفي را در تحت امضاي ماها بطبع برسانند و آن را باولياي دول و ملل ممالك ائتلاف و امريكا و بيطرف و جرائد و انجمنهاي دموكراسي عالم ارسال بفرمايند و در حك و اصلاح و كم و زياد كردن لايحه مزبور بهطوريكه صلاح بدانيد مختار بوده و هرگونه اقداميكه براي تامين استقلال و آزادي ايران و ترميم خسارات وارده بمملكت و حصول آمال ملي مقتضي بدانيد بعمل بياوريد و اميدوار هستيم كه در اينموقع تاريخي كه حيات و ممات مملكت را درسر دارد به طوريكه ملت ايران از آنفرزند [آن فرزند] برومند وطن انتظار دارد و شايسته آن وجود مبارك است اقدامات مجدانه خواهيد فرمود و يقين داشته باشيد خدمات حضرت اشرف عالي را در اين هنگام ملت ايران هيچ وقت فراموش نكرده نام مبارك با قلم زرين درصفحه تاريخ ايران نوشته خواهد شد جسارتاً يكطغرا [يك طغرا] برات دويست فرنك[فرانك] محض اينكه ايرانيان اينجا ميخواهند در اين امر مقدس شركت مادي هم داشته باشند براي مخارج طبع لايحه لفي تقديم ميكنيم ۳۱دسمبر ۱۹۱۸ -۲۷ربيعالاول۱۳۳۷... »
منابع: كتابخانههاي شماره يك
و ايرانشناسي مجلس
٭ روزنامهنگار و پژوهشگر
سفال پورسيلاني ايران در موزه مصر
سيدمحمدباقر نجفي، سياح و نويسنده در كتاب «آثار ايران در مصر»، در سال ۱۳۶۶ش. درباره سفالينههاي پورسيلاني ايران نوشته است كه ايرانيان در عصر صفوي (۹۰۸- ۱۱۳۵ق.) عاليترين نبوغ هنري خود را در زمينههاي مختلف خاصه سفالسازي به معرض ظهور رساندند. تداوم سنت سفالگري قديم توام با نفوذ و تاثير سفال چيني، غربي و عثماني مسير صنعت و هنر سفال نمودي جديد به خود گرفت تا آنجا كه ايران در اين عصر در اعلاءمرتبه شكوفايي به حصول جلوه برتر در ميان اقوام و ملل نائل آمد... نه تنها موفقيت قابل تقدير ايرانيان را در اين سبك حاصل كرد، بلكه ايران را به عنوان واسطه بزرگ انتقال چنين صنعت و شيوهاي به اروپا موقعيتي ممتاز بخشيد... از اين ظروف كه يا به عنوان «سفال آبي و سفيد» يا سفال پورسيلاني ايران ناميده ميشده، مقدار زيادي از سدههاي دهم تا دوازدهم هجري به جاي مانده كه زينتبخش موزههاي جهان است... عكس شماره۱۶۲۶۵- واگذاري ورثه دكتر علي پاشا ابراهيم در تاريخ ۲۸/۲/۱۹۴۹ به موزه مصر است. منبع: كتابخانه مجلس