• 1404 سه‌شنبه 16 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6230 -
  • 1404 يکشنبه 14 دي

وقتي طنز، آينه يك بي‌عدالتي ساختاري مي‌شود

پريسا نقدي

در روزهاي اخير، انتشار ويديويي از اجراي طنز ابوطالب حسيني- مجري و اجراكننده برنامه‌هاي كمدي در فضاي مجازي- واكنش‌هاي گسترده‌اي در ميان فرهنگيان برانگيخت. در اين اجرا، موضوع حقوق و وضعيت معيشتي معلمان دستمايه شوخي قرار گرفت؛ شوخي‌اي كه هر چند ازسوي اجراكننده به عنوان طنز اجتماعي معرفي شد، اما براي بخش بزرگي از جامعه فرهنگيان، نه خنده‌آور بلكه تحقيرآميز و دردآشنا بود. مساله اما صرفا يك مجري يا يك شوخي نيست؛ مساله، امكان‌پذير شدن چنين شوخي‌هايي در بستر اجتماعي امروز ايران است.


مساله، يك شوخي نيست؛ يك ساختار است

از منظر جامعه‌شناسي، زماني يك گروه اجتماعي به سوژه شوخي‌هاي عمومي تبديل مي‌شود كه منزلت اجتماعي آن گروه تضعيف شده باشد. معلمان امروز، نه به‌ دليل ناتواني فردي، بلكه در نتيجه سياستگذاري‌هاي مزمن نابرابر، به گروهي تبديل شده‌اند كه فقرشان «عادي» شده و صداي‌شان «كم‌اهميت». در چنين شرايطي، طنز به‌ جاي آنكه قدرت را نقد كند، ناخواسته به بازتوليد سلطه كمك مي‌كند. شوخي با حقوق معلمان، در واقع شوخي با فروپاشي كرامت شغلي كساني است كه وظيفه توليد سرمايه انساني جامعه را برعهده دارند.
چرا معلمان ديده نمي‌شوند؟
پرسش اصلي اين است: 
چرا مسوولان، سال‌هاست كه حقوق و معيشت معلمان را به مساله‌اي حاشيه‌اي تبديل كرده‌اند؟
پاسخ را بايد در چند سطح ديد: 


1- غلبه نگاه هزينه‌محور به آموزش

در سياستگذاري رسمي، آموزش ‌و پرورش نه «سرمايه‌گذاري»، بلكه «هزينه» تلقي مي‌شود. نتيجه روشن است: فشرده‌سازي دستمزد، بي‌ثباتي معيشتي و فرسودگي شغلي.

2- ضعف قدرت چانه‌زني نهادي معلمان

معلمان برخلاف نقش حياتي‌شان، از سازوكارهاي موثر براي دفاع جمعي از حقوق خود محرومند. صداي آنان اغلب يا شنيده نمي‌شود يا امنيتي مي‌شود. 

3- طبيعي‌سازي فقر معلم

وقتي فقر يك شغل عادي مي‌شود، تمسخر آن هم عادي مي‌شود. جامعه‌اي كه به معلمش عادت مي‌دهد «با حداقل بسازد»، ناخواسته راه را براي بي‌احترامي هموار مي‌كند.

از تجربه زيسته تا تحليل علمي

من اين سطور را نه فقط به عنوان يك جامعه‌شناس، بلكه به عنوان معلمي كه زيست روزمره اين نابرابري را تجربه مي‌كند، مي‌نويسم. مساله معيشت معلم، مساله فردي نيست؛ نشانه‌اي از بحران اولويت‌ها در نظام حكمراني است.
جامعه‌اي كه معلمش را در تنگناي اقتصادي رها مي‌كند، نبايد از افت كيفيت آموزش، گسترش بي‌اعتمادي اجتماعي و زوال سرمايه فرهنگي شگفت‌زده شود.

سخن آخر

اگر امروز شوخي با حقوق معلمان خنده مي‌آورد، فردا بايد منتظر گريه براي آينده آموزش اين سرزمين بود.
راه‌حل، نه در حذف طنز، بلكه در اصلاح ساختارهايي است كه معلم را به سوژه طنز بدل كرده‌اند. احترام به معلم، از تريبون‌ها شروع نمي‌شود؛  از حقوق عادلانه، امنيت شغلي و به‌رسميت شناختن منزلت حرفه‌اي آغاز مي‌شود

دانشجو دكتراي جامعه‌شناسي

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
با معترض‌حرف مي‌زنيم اغتشاشگررا بایدبه‌جای‌خودش‌نشاند حرف مردم را بايد شنيد پايان مادورو بازگشت همتي در بحبوحه بحران كاهش سرمايه اجتماعي دليل تداوم اعتراضات است فرهنگ «ميهن‌پرستي» ايرانيان در عصر بي‌خبري قاجار نظم جهاني و چرخه توافق و تقابل با آمريكا ديالكتيك در نهج‌البلاغه آيا اسطوره‌ها هاليوود را نجات مي‌دهند؟! اشتباه مهلك اعتراض گفت‌وگو، نه به مداخله بيروني ترامپ و آشكارسازي راهبرد براندازي از درون فرصت‌ها و چالش‌هاي آموزش ديجيتال در ايران مديريت اختلافات شخصي با فرآيند نهادي وقتي طنز، آينه يك بي‌عدالتي ساختاري مي‌شود حمايت ملي از عزم رييس‌جمهور طلا پناهگاه امن سرمايه در برابر فروپاشي پول بازانديشي مفهوم امر ملي در سياست خارجي وقتي زاپاتا مي‌شويم دلالت‌هاي اجتماعي گريز سرمايه از ايران محمل آراسته به حكمت در دربار نوشين روان مدرن اما متفاوت اشتباه مهلك اعتراض، گفت‌وگو نه، به مداخله بيروني فرصت‌ها و چالش‌هاي آموزش ديجيتال در ايران مديريت اختلافات شخصي با فرآيند نهادي وقتي طنز، آينه يك بي‌عدالتي ساختاري مي‌شود
کارتون
کارتون