حمايت ملي از عزم رييسجمهور
نيوشا طبيبي
از منظر تاريخي، حكمراني بر ايران، همواره امري بسيار پيچيده و پر از ظرايف بوده و همچنان هم چنين است. گستره پهناور سرزميني با امكانات اندك براي زيستن به علاوه گوناگوني فرهنگي و قومي و زباني، بر اين پيچيدگي و الزامات مديريت آن افزوده است. آنچه كه پيشينيان بر اثر گذشت تجربه تاريخي به دست آوردند، راه و روشي نسبتا منسجم به عنوان شيوه حكمراني ايراني بوده است. سلسلههايي كه بر اين سنت حكومت كردند، بيشتر از ديگران دوام آوردند. قاجاريه و صفويه، دو سلسله بلندمدت ايران هستند كه بر مدار اين تجربه تاريخي حكومت كردند و به محض اينكه بر آن نظم قديم و شيوه آزموده شده، خللي افتاد، رو به انحطاط گذاشتند.
اصطلاح بسيار عوامانهاي رايج است كه «ملت ايران حافظه تاريخي ندارد» (البته قريب به مضمون نقل كردم وگرنه مرحوم شاملو در مجموعه افاضاتي كه عليه ايران و تاريخ و فرهنگ و هنر ايران در دانشگاه بركلي بر زبان راند، به جاي ملت «توده» و الفاظ ديگر به كار برده بود.) سنت بسيار قدرتمند به جا مانده در فرهنگ ايراني و بسياري از نشانههاي ديگر از جمله معماري و ادبيات فارسي به عنوان ميراثي ملي و تجربههاي مشترك تاريخي بر اين كليگويي عوامانه خط بطلان ميكشد. مايه تاسف است كه اين گزاره غير علمي و به ظاهر روشنفكرانه، به عنوان يك واقعيت از سوي برخي از جامعهشناسان شبكههاي مجازي و شومن- كارشناساني كه در همه ميزگردها حضور دارند، مورد استناد قرار ميگيرد.
تفاوت شيوه حكمراني در غرب و آنچه نياز واقعي سرزمين ماست، سبب شد كه پس از مشروطه، ما دچار سردرگمي در عرصه الگوي مديريت كشور بشويم. نياز به ساختن و پرداختن بنايي تمدني و شيوهاي ايراني باعث شد كه ما تلاش فراواني براي برپايي سازمان حكمراني مختص خود داشته باشيم. اين سعي و تلاش به تمامي از روي آگاهي نيست، بلكه احساس نيازي تاريخي در ناخودآگاه جمعي ماست و تصور ميكنم كه اين خواسته و عزم، بزرگترين پروژه تاريخي ايران را شكل داده است. از اين مقدمه درميگذرم تا عرضم را به شرايط امروز و به ويژه به تصميم مهم رياستجمهوري در قطع دست رانتخواران و سوءاستفادهكنندگان از پول و داراييهاي ملي برسانم.
بدون شك سخنان دكتر پزشكيان از سوي گروههاي برخوردار از رانت به مثابه اعلان جنگ تلقي خواهد شد. منطقا آنها پشيزي احساس تعلق به ايران و ايراني ندارند. گذر زمان نشانداده كه پولهاي دزديده شده از ملت، سر از اقتصاد امارات و تركيه و قبرس و كانادا و اسپانيا و بسياري از كشورهاي ديگر جهان درآورده و مايه رونق زندگي ديگران شده است. رانتخواران به ايران به مثابه سرزميني اشغال شده نگاه ميكنند كه بايد تا جايي كه امكان دارد آن را بدوشند و از داراييهايش جيبهايشان را پر كنند. اين گروههاي برخوردار از رانت و دريافتكنندگان دلار و يوروهاي ارزانقيمت، دلالاني هستند كه علاقهاي به سرمايهگذاري در كشور ندارند، كار ميكنند تا بارشان را ببندند و بچههايشان در كانادا و امريكا و دوبي و ماربيا، با پول ملت انگلوار زندگي كنند و فخر بفروشند.
بايد منتظر بود كه گروههاي منتفع از مشكلات اقتصادي و تحريم كشور، آشكارا به جنگ رييسجمهور و دولت بروند و براي زمين زدن برنامههاي ضد فساد هر كاري كه ميتوانند انجام دهند. متاسفانه حجم پولي كه در سالهاي گذشته در دست اين افراد جمع شده به آنها نفوذ و قدرت هم داده است و آنها به سادگي دست از آن نخواهند كشيد. احتمالا آنها ميتوانند فشارهايي را بر دولت وارد كنند يا تصميمات اتخاذ شده از سوي مديريت عالي كشور را توخالي و عاطل و باطل كنند، به ويژه آنكه با نفوذ در مديريت و خريداري سهام برخي بنگاههاي مالي توان سنگاندازي در عرصه اقتصاد را دارند.
عرض كردم كه اداره اين كشور شيوهاي خاص و مبتني بر شرايط و سنتهاي تاريخي و فرهنگي ملي را طلب ميكند و مديريت بر اين سرزمين بيمشاركت مردم، هرگز امكانپذير نبوده است. شاهد اين ادعا، صدها و بلكه هزاران بناي مهم و موثر عمومي است كه طي قرنها توسط مردم و براي استفاده همگاني ساخته شده است. احداث صدها رشته قنات و «آباد» كردن روستاها و شهرها به دست خود مردم حيات در اين سرزمين را تداوم بخشيد وگرنه هيچ حكومتي توان آباداني و خدماترساني به چنين گستره عظيم و متنوع جغرافيايي را نداشت. حكومتها بدون حضور مردم، به سادگي به انحطاط و انقراض كشيده ميشدند. تفاوت ماهوي آنچه از «توسعه» به سبك و سياق بيگانه دريافتهايم با «آباداني» كه شيوهاي ايراني است در همين نكته است. آباداني شيوهاي پايدار و مبتني بر شرايط اقليمي و فرهنگي و مشاركت مردمي و برآمده از نيازهاي بنيادين و روزمره است و توسعه مقوله ديگري است.
اكنون ايستادن پشت رياست جمهور و دولت براي پيروزي در جنگ بر عليه رانتخواران، بهرهمندان از فيلترينگ و سوءاستفادهكنندگان از داراييهاي ملي و كاسبان تحريم و فلاكت، وظيفهاي ملي است. برپا كردن جنبشي ايرانخواهانه كه حامي دولت در پيكار عليه كژيها باشد، كشور را از مطامع متجاوزان مصون ميدارد و در صورت پيروزي ريشه فساد و رانتخواري و دزدي از جيب ملت را هم خواهد زد و مشاركت مردم در اداره حاكميت بر كشور را وارد دوران جديدي خواهد كرد و پايههاي ايران را بيش از پيش مستحكم خواهد ساخت.