• 1404 سه‌شنبه 16 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6230 -
  • 1404 يکشنبه 14 دي

نگاهي به پژوهش برهان بخاري متفكر مسلمان ازبك‌تبار درباره سخنان اميرالمومنين(ع)

ديالكتيك در نهج‌البلاغه

گروه دين و فلسفه

محمدعلي عسگري در اين پژوهش به كاوش در انديشه‌هاي برهان بخاري، متفكر نوآور سوري مي‌پردازد كه با گذر از مرزهاي مرسوم مطالعات ديني، «ديالكتيك» را به عنوان كليد خوانش نهج‌البلاغه برگزيده است. بخاري با رمزگشايي از جدل‌هاي پوياي امام علي (ع)، نشان مي‌دهد كه چگونه حكمت علوي چهارده قرن پيش، مفاهيم مدرني چون تضاد، تحول و رابطه ديالكتيكي شكل و محتوا را در قالبي ادبي و ژرف پيش نهاده است؛ گنجينه‌اي كه به‌زعم او، ماركسيست‌ها از درك آن محروم ماندند. نويسنده در يادداشتي كه نخستين در دين‌آنلاين منتشر شد به بازنمايي پژوهش‌هاي برهان بخاري در مورد نهج‌البلاغه پرداخته است.  محمدعلي عسگري: كلمه «جدل» از كلمات مشتبه در زبان عربي معاصر است، زيرا فقط مفهوم بحث‌وجدل را القا مي‌كند. به خصوص كه گروهي از معتزليان جدل را تا درجه‌اي به‌ كار بردند كه به «جدلي‌ها» ملقب شدند. حال‌ آنكه جدل مي‌تواند راهي براي آشكار ساختن تناقض‌هاي درون يك واقعيت يا يك پديده و كنش‌هاي موجود در آن در يك چارچوب شموليت يافته و تكاملي باشد. با اين برداشت جدل به همان منطق معروفي نزديك مي‌شود كه به آن «ديالكتيك» مي‌گويند و در عربي معاصر نيز ديالكتيك را به «جدليه» ترجمه مي‌كنند.

ديالكتيك در گذر زمان: از دموكريتوس تا ماركس

در دوران جديد اين ماركسيست‌ها بودند كه ديالكتيك را مطرح كردند. اين سخن آنها مشهور است كه به نقل از دموكراتيس فيلسوف يوناني مي‌گفتند: «تو در يك رودخانه نمي‌تواني دو بار آب‌تني كني، زيرا هم آب رودخانه عوض مي‌شود و هم تو.» آنها همچنين هگل فيلسوف آلماني را پدر ديالكتيك مي‌دانستند و مي‌گفتند او ديالكتيك را به شكلي معكوس به‌ كار مي‌برد. يعني آنچنانكه سرش بر زمين و پاهايش در آسمان بود، ليكن ماركس آمد و ديالكتيك را دگرگون كرد و كاري كرد كه روي پاهايش راه برود. هگل منطق مخصوص خود را براي كشف حقيقت ديالكتيك مي‌ناميد. وي وجود تضاد و تناقض را شرط تكامل فكر و طبيعت مي‌دانست و معتقد بود پيوسته ضدي از ضد ديگر توليد مي‌شود. سرانجام ماركسيست‌ها واژه ديالكتيك را به معناي حركت و تكامل در تمام جنبه‌هاي مادي، اجتماعي، اقتصادي، اخلاقي و طبيعي به كار گرفتند.

برهان بخاري؛ پيوند‌دهنده ديالكتيك و كلام علوي

برهان بخاري متفكر سوري از اين حسرت مي‌خورد كه اي‌ كاش ماركسيست‌ها گفتمان ديالكتيكي امام علي بن ابي‌طالب (ع) را نيز مطالعه كرده بودند. «اين واقعا تاسف‌بار است كه ماركسيست‌ها نتوانستند از ادبيات امام علي اطلاع پيدا كنند وگرنه وارد معدني بزرگ از گفتماني ديالكتيكي بسيار پيشرفته و بي‌نظير مي‌شدند.» به نظر بخاري رگه‌هايي از جدل در انديشه عرب و به خصوص شعر دوران جاهليت وجود داشت، اما با ظهور اسلام و به خصوص با نزول قرآن و بعد پديد آمدن آثاري همچون نهج‌البلاغه اين گفتمان جدلي «پرشي سهمگين» پيدا كرد و بر شعر عرب پس از اين دوران نيز اثر گذاشت. از اين‌رو علي بن ابي‌طالب بنيانگذار جلوه‌هاي زيبايي در گفتمان جدلي شاعران عرب شد و اين گفتمان مانند خوني تازه در رگ‌هاي ادبيات عرب دوران پس از او جاري شد. به‌گونه‌اي كه جلوه‌هاي متعدد اين گفتمان را در اشعار شاعراني چون أبونواس، بشار بن برد، ديك الجن، بحتري، ابن الرومي و أبوتمام مي‌توان به‌ وضوح مشاهده كرد. براي مثال در اين شعر أبونواس مي‌خوانيم:  «دعْ عنك لومِي فإنّ اللوم إغراءٌ / و دوايي بِالتي كانتْ هِي الدّاء» يعني سرزنش مرا رها كن، زيرا سرزنش‌ كردن موجب شعله‌ورتر شدن آتش اين عشق مي‌شود، براي اينكه دواي من همان درد من است. يا اين شعر متنبي كه مي‌گويد: «كفي بِك داء إن‌تري الموت شافياً / و حسب المنايا إنْ يكن أمامياً» يعني اين درد براي تو بس است كه مرگ شفادهنده آن و نهايت آرزوي تو مرگ باشد. از اين نمونه‌ها در شعر عرب پس از اسلام فراوان است اما به گفته برهان بخاري كسي نمي‌داند كه «بنيانگذار اين جلوه‌هاي زيبا همان امام علي بن ابي‌طالب است». بخاري با همين استدلال سراغ نهج‌البلاغه رفته و جلوه‌هاي ديالكتيك را در آن يافته و به قولي استخراج كرده است. اين جلوه‌ها از ديالكتيك بين شكل و محتوا شروع شده و با ديالكتيك حرف و عمل، دنيا و آخرت، من و ديگري، وطن و شهروندي ادامه مي‌يابد و حتي به ديالكتيك بين حرف و فعل ختم مي‌شود. براي مثال اين جمله نهج‌البلاغه را مي‌آورد: «منْ أبْصر بِها بصّرتْهُ، و منْ أبْصر إِليها أعْمتْهُ» (هر كه به دنيا به چشم عبرت بنگرد، بصيرت پيدا مي‌كند و هر كه به ديده تمنا بنگرد، ديدگانش را كور مي‌كند) و اضافه مي‌كند در اينجا بين دو فعل «أبصر و بصّر» و دو فعل «أبصر و أعمي» رابطه‌اي ديالكتيكي برقرار شده است تا عمق معنا به‌ روشني توضيح داده شود. بخاري اين منطق را يك منطق عام و فراگير در گفتمان امام علي مي‌داند و براي توضيح هر يك از آنها چندين مثال و نمونه از متن كتاب گران‌سنگ نهج‌البلاغه مي‌آورد. او در جايي ديگر با آوردن اين نمونه كه امام مي‌فرمايد: «أصْدِقاوك ثلاثهٌ، وأعْداوك ثلاثهٌ؛ فأصْدِقاوك: صدِيقُك، وصدِيقُ صدِيقِك، وعدُوُّ عدُوِّك. وأعْداوك: عدُوُّك، وعدُوُّ صدِيقِك، وصدِيقُ عدُوِّك؛ دوستان تو سه كس‌اند و دشمنان تو نيز، سه كس. اما دوستان تو دوست تو و دوست دوست تو و دشمن دشمن توست و اما دشمنان تو: دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو» (نهج‌البلاغه، حكمت295) مي‌گويد: «در اين گفتمان ديالكتيكي سخن امام به حد اعجاز مي‌رسد يا به تعبير ديگري به حد تجريد رياضي شبه مطلقي مي‌رسد كه باور نكردني است.» و بعد مطابق فرمول‌هاي رياضي همين ديالكتيك را شرح مي‌دهد يا با استفاده از اين كلام امام كه مي‌گويد: «الْغِنى‌ فِي الْغُرْبهِ وطنٌ؛ والْفقْرُ فِي الْوطنِ غُرْبهٌ؛ توانگرى در غربت، وطن است و فقر در وطن، غربت است.» به ارتباط ديالكتيكي بين وطن و حق شهروندي مي‌رسد و آن را توضيح مي‌دهد. يا در نمونه «إحْصُدِ الشّرّ مِنْ صدْرِ غيرِك بِقلْعِهِ مِنْ صدْرِك؛ بيخ كينه را از دل ديگران بركن، با بركندن آن از دل خود.» به رابطه ديالكتيكي «من و ديگري» پي مي‌برد و مي‌گويد در اينجا به شكلي ساده اين رابطه ديالكتيكي بيان شده و نشان داده مي‌شود كه وقتي فردي شر و بدي را از خود بركند در نتيجه توانسته است شر و بدي را از سينه ديگران نيز بركند. در بخش ديگري برهان بخاري اين پرسش را به ميان مي‌كشد كه چرا اعجاز كلام علي درك نشده يا نمي‌شود و بعد در پاسخ به نكته مهمي اشاره مي‌كند كه قابل‌ تامل است. «مي‌دانيم هر شخصيتي كه نوآوري داشته باشد يك «صداي برتر» دارد و به‌ وسيله آن شناخته مي‌شود. اين صداي برتر بقيه صداهاي او را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و حتي مانع ظهور و بروز آنها مي‌شود. ابن‌سينا، فيلسوف و زبان‌شناس ماهري بود. اما پزشكي كه همان صداي برتر او بود، ساير نوآوري‌هاي او را تحت‌الشعاع قرار داد. خيام يك ستاره‌شناس برجسته بود. اما شعر همان صداي برتر او بود كه ساير نوآوري‌هاي او را در زمينه نجوم تحت‌الشعاع قرار داد. لئوناردو داوينچي دانشمندي بود كه در علوم نظامي جايگاه برجسته‌اي دارد. او پنج قرن پيش اولين بالگرد را طراحي كرد. منزلت او در ابداعات نظامي تا جايي است كه اولين زيردريايي اتمي را (نوتويلوس) نام نهادند. يعني همان اسمي كه داوينچي بر زيردريايي خاصي گذاشت كه خود طراحي كرده بود. اما نقاشي كه صداي برتر او بود، همه آن ابداعات را تحت‌الشعاع قرار داد.» و به‌ اين‌ ترتيب صداي برتر علي كه به قول جرج جرداق صداي عدالت انساني بود، اين ظرافت‌هاي ادبي و فني را در كلام او تحت‌الشعاع خود قرار داد و حتي از نظر بسياري به فراموشي سپرد.

برهان بخاري: از نظريه زبان برتر تا صفحه ‌كليد فارسي

برهان بخاري، انديشمند سوري ازبك‌تبار، در سال 1941در دمشق متولد شد. در دانشگاه اين شهر فلسفه و زبان انگليسي آموخت و نسبت به تحولات سياسي و فكري منطقه آشنا شد. در سال 1983 به دعوت كويت به اين كشور سفر كرد و در دانشگاه اين كشور به عنوان استاد مدعو مشغول تدريس شد. از همان ايام، كارها و طرح‌هاي او، نظر بعضي شركت‌هاي جهاني توليدكننده تجهيزات رايانه و نرم‌افزار را به خود جلب كرد؛ تا حدي كه يكي از طرح‌هاي او در زمينه ساخت دستگاهي رايانه‌اي كه قادر به حروفچيني (تايپ) تمامي الفباهاي جهان باشد، از سوي شركت انگليسي «مونو تايپ» با اقبال مواجه شد و در نهايت، صفحه كليدي (كه امروزه به صفحه كليد بخاري مشهور است) با همين هدف و كاربرد، توليد و عرضه شد. بخاري سه سال را هم در اروپا به ‌سر برد و بين سال‌هاي 1984 الي 1986در مراكز علمي و دانشگاه‌هاي اين قاره حضور داشت و در تعدادي از كنفرانس‌ها و نمايشگاه‌هاي بين‌المللي مخصوص ترجمه‌هاي ديجيتالي شركت كرد و نظريه خاصي را در اين زمينه ارايه داد. بعدها اين برنامه به نظريه زبان برتر «سوپر لنگو» مشهور شد كه قادر بود به صورت فوري كلمه‌اي را به تمام زبان‌هاي دنيا ترجمه كند. او سرانجام در 30 آوريل سال 2010 پس از تحمل يك دوره بيماري درگذشت. به تازگي كتاب «نمادهاي ديالكتيك در نهج‌البلاغه» اثر بي‌مانند او به فارسي برگردانده شده و انتشارات صمديه آن را به بازار عرضه كرده است.


    برهان بخاري متفكر سوري ازبك‌تبار از اين حسرت مي‌خورد كه اي‌ كاش ماركسيست‌ها گفتمان ديالكتيكي امام علي بن ابي‌طالب‌(ع) را نيز مطالعه كرده بودند. «اين واقعا تأسف‌بار است كه ماركسيست‌ها نتوانستند از ادبيات امام علي‌(ع) اطلاع پيدا كنند وگرنه وارد معدني بزرگ از گفتماني ديالكتيكي بسيار پيشرفته و بي‌نظير مي‌شدند.»
    بخاري با اشاره به اين سخن اميرالمومنين(ع) «أصْدِقاوك ثلاثهٌ، وأعْداوك ثلاثهٌ؛ فأصْدِقاوك: صدِيقُك، وصدِيقُ صدِيقِك، وعدُوُّ عدُوِّك. وأعْداوك: عدُوُّك، وعدُوُّ صدِيقِك، وصدِيقُ عدُوِّك؛ دوستان تو سه كس‌اند و دشمنان تو نيز، سه كس. اما دوستان تو دوست تو و دوست دوست تو و دشمن دشمن توست و اما دشمنان تو: دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو» مي‌گويد: «در اين گفتمان ديالكتيكي سخن امام به حد اعجاز مي‌رسد، يا به تعبير ديگري به حد تجريد رياضي شبه مطلقي مي‌رسد كه باور نكردني است.» و بعد مطابق فرمول‌هاي رياضي همين ديالكتيك را شرح مي‌دهد يا با استفاده از اين كلام امام كه مي‌گويد: «الْغِنی‌ فِي الْغُرْبهِ وطنٌ؛ والْفقْرُ فِي الْوطنِ غُرْبهٌ؛ توانگری در غربت، وطن است و فقر در وطن، غربت است.» به ارتباط ديالكتيكي بين وطن و حق شهروندي مي‌رسد و آن را توضيح مي‌دهد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
با معترض‌حرف مي‌زنيم اغتشاشگررا بایدبه‌جای‌خودش‌نشاند حرف مردم را بايد شنيد پايان مادورو بازگشت همتي در بحبوحه بحران كاهش سرمايه اجتماعي دليل تداوم اعتراضات است فرهنگ «ميهن‌پرستي» ايرانيان در عصر بي‌خبري قاجار نظم جهاني و چرخه توافق و تقابل با آمريكا ديالكتيك در نهج‌البلاغه آيا اسطوره‌ها هاليوود را نجات مي‌دهند؟! اشتباه مهلك اعتراض گفت‌وگو، نه به مداخله بيروني ترامپ و آشكارسازي راهبرد براندازي از درون فرصت‌ها و چالش‌هاي آموزش ديجيتال در ايران مديريت اختلافات شخصي با فرآيند نهادي وقتي طنز، آينه يك بي‌عدالتي ساختاري مي‌شود حمايت ملي از عزم رييس‌جمهور طلا پناهگاه امن سرمايه در برابر فروپاشي پول بازانديشي مفهوم امر ملي در سياست خارجي وقتي زاپاتا مي‌شويم دلالت‌هاي اجتماعي گريز سرمايه از ايران محمل آراسته به حكمت در دربار نوشين روان مدرن اما متفاوت اشتباه مهلك اعتراض، گفت‌وگو نه، به مداخله بيروني فرصت‌ها و چالش‌هاي آموزش ديجيتال در ايران مديريت اختلافات شخصي با فرآيند نهادي وقتي طنز، آينه يك بي‌عدالتي ساختاري مي‌شود
کارتون
کارتون