• 1404 شنبه 25 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6261 -
  • 1404 شنبه 25 بهمن

آيين انسجام در روزگار عسرت

روح‌الله قاسمي

راهپيمايي ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را مي‌توان همچون يك «رخداد اجتماعي چندلايه» فهم كرد؛ رخدادي كه در آن، هم ساختارها نقش‌آفرينند و هم عامليت‌ها (نظريه آنتوني گيدنز) . تقليل اين پديده به تبليغات رسمي يا اجبار ساختاري، همانقدر نارساست كه تفسير آن صرفا بر اساس هيجان‌هاي مقطعي يا انگيزه‌هاي فردي. نسبت ميان ساختار و عامليت در اين رخداد، كليد فهم آن است. از منظر ساختاري، جامعه ايران در سال‌هاي اخير با فشارهاي اقتصادي سنگين، تحريم‌ها، تورم مزمن و شكاف‌هاي طبقاتي روبه‌رو بوده است. حضور افرادي با معيشت بسيار سخت - دهك‌هاي پايين جامعه، خانواده‌هاي نيازمند كالابرگ و اقشار آسيب‌پذير - در چنين مناسبت‌هايي، پرسشي جدي پيش روي نظريه‌هاي كلاسيك انقلاب و مشاركت سياسي مي‌گذارد. بر اساس برخي روايت‌هاي ساده‌ شده از اين نظريه‌ها، فشار اقتصادي بايد به كاهش مشاركت در مناسبت‌هاي رسمي يا افزايش گسست سياسي بينجامد. اما واقعيت اجتماعي ايران پيچيده‌تر از اين الگوهاي خطي است. مردمي كه با دشواري‌هاي ملموس معيشتي دست‌وپنجه نرم مي‌كنند، لزوما پيوند نمادين و هويتي خود را با كليت نظام سياسي و ايده «ايران» قطع نمي‌كنند. اين همان نقطه‌اي است كه ناتواني برخي نظريه‌هاي سياسي در تحليل وضعيت‌هاي غيرغربي يا چند لايه آشكار مي‌شود. در سطح عامليت، افراد تنها كنشگران اقتصادي نيستند؛ آنان حامل هويت، خاطره تاريخي، احساس تهديد بيروني و درك از منافع ملي‌اند. در منطقه‌اي كه حضور نظامي ابرقدرت‌ها، رقابت‌هاي ژئوپليتيك و ناامني‌هاي مزمن، واقعيتي انكارناپذير است، بخشي از جامعه حضور در راهپيمايي را نه صرفا تاييد وضع موجود، بلكه نوعي اعلام موضع در برابر فشار خارجي تلقي مي‌كند. براي برخي، اين حضور، كنشي هويتي و دفاعي است؛ حتي اگر همزمان منتقد سياست‌هاي اقتصادي داخلي باشند. اين همزماني «نارضايتي معيشتي» و «حضور در مناسبت ملي» تناقض‌نماست، اما دقيقا در همين پيچيدگي است كه بايد تحليل اجتماعي عميق‌تري شكل گيرد. 

با اين حال، نوعي بي‌رغبتي در بخشي از دانشكده‌هاي علوم انساني نسبت به تحليل چنين واقعيت‌هايي ديده مي‌شود. گويي پرداختن به مناسبت‌هاي ملي يا بررسي ابعاد انسجام اجتماعي، در معرض سوءظن ايدئولوژيك قرار دارد. در حالي كه در بسياري از كشورهاي جهان، عالمان علوم انساني آشكارا پروژه‌هايي را در راستاي منافع ملي، تقويت سرمايه اجتماعي و افزايش تاب‌آوري جامعه طراحي و اجرا مي‌كنند، در ايران هر نوع پروژه انساني يا سياسي كه بتواند به تقويت انسجام ملي بينجامد، گاه با برچسب‌هاي تقليل‌گرايانه مواجه مي‌شود. اين وضعيت، خود نيازمند واكاوي جامعه‌شناختي است: چرا «منافع ملي» در ميدان علوم انساني به  مفهومي مناقشه‌برانگيز بدل  شده  است؟
 راهپيمايي ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را مي‌توان به مثابه صحنه‌اي ديد كه در آن، شكاف‌ها و پيوندها همزمان آشكار مي‌شوند. از يك سو، سختي معيشت و نارضايتي اقتصادي واقعيتي انكارناپذير است؛ از سوي ديگر، حضور جمعي در يك آيين ملي نشان‌دهنده وجود سطحي از سرمايه نمادين و پيوند اجتماعي است. اين پيوند، بخشي از قدرت نرم هر نظام سياسي را شكل مي‌دهد. پشتوانه مردمي - حتي اگر ناهمگن، انتقادي و متكثر باشد- مولفه‌اي اساسي در معادلات قدرت منطقه‌اي و بين‌المللي است. در جهاني كه قدرت صرفا به توان نظامي محدود نمي‌شود، نمايش انسجام اجتماعي مي‌تواند به اندازه تجهيزات سخت، كاركرد بازدارنده داشته باشد. از اين منظر، مساله اصلي نه انكار مشكلات اقتصادي است و نه اسطوره‌سازي از حضور خياباني؛ بلكه ضرورت توليد چارچوب‌هاي نظري بومي و چندسطحي براي فهم اين پديده‌هاست. علوم انساني در ايران اگر بخواهد از حاشيه به متن بيايد، بايد بتواند همزمان «رنج معيشتي» و «كنش ملي» را در يك قاب تحليلي بنشاند. تنها در اين صورت است كه مي‌توان از دوگانه‌هاي ساده‌انگارانه عبور كرد و به دركي عميق‌تر از جامعه‌اي رسيد كه در عين فشار، همچنان در بزنگاه‌هاي نمادين، خود را به نمايش مي‌گذارد.
جامعه‌شناس

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون