تينا جلالي
چهل و چهارمين جشنواره فيلم فجر يكي از متفاوتترين دوران خود را در تاريخ سينماي ايران ثبت كرد، در سالهاي اخير و حتي يك دهه پيش، به شكل عجيبي ماهيت جشنواره با حاشيه گره خورده و انگار اين رويداد را بدون جنجال نميتوان تصور كرد.
چه سالهاي دور كه بحث بر سر دريافت سيمرغ بود و سينماگران با ناراحتي و گلايه به دليل نگرفتن جايزه و سيمرغ، اين رويداد را ترك ميكردند و چه سالهاي اخير كه اصلا به جشنواره نميآيند و آن را متعلق به سينما نميدانند.
امسال هم بيتعارف، جشنواره محل بحث و جدل زيادي بود و حتي بعضي روزهاي پرتنشي را از سر گذراند. فضا و نگاههاي سنگين «ببينيم چه كساني امسال به جشنواره ميآيند؟» هر روز در كاخ رسانه وجود داشت و عجيب اينكه امسال علاوه بر فيلمسازان و سينماگران، اهالي رسانه و منتقدان هم از اين موضوع دور نبودند و لحظات سختي را تجربه كردند، حملاتي كه از سوي رسانههاي خارجنشين به آنها صورت ميگرفت و اسامي كه در فضاي مجازي دست به دست ميشد روح و روان خبرنگاران و منتقدان را آزار ميداد. بخش غمانگيز ماجرا آنجا بود كه اين آدمهاي دورو و رياكار خودشان در جشنواره شركت داشتند و براي خارجنشينها گزارش ارسال ميكردند. به هر حال بخشي از اين گردهمايي، آزمون صبر و شكيبايي هم بود .
جشنوارهاي بدون حضور چهرهها
بهمن ماه سال 1402 منوچهر شاهسواري در مصاحبه با فريدون جيراني در روزنامه« اعتماد» گفته بود: «در سالهاي اخير جشنواره فيلم فجر باني اختلاف است و باعث تفاهم نميشود.» و حالا خودش در كانون اين اختلاف قرار داشت، با اين تفاوت كه تمام تلاشش را در طول جشنواره كرد كه به انشقاق در سينما دامن نزد.
چند روز قبل از برگزاري جشنواره، صحبتهايي مطرح بود كه جشنواره در شرايط فعلي جامعه برگزار نشود، چون ممكن است چهرههاي مشهور جشنواره را تحريم كنند، شاهسواري اما در روز نشست مطبوعاتي گفته بود: «من تحريم را نميفهمم. اگر هنرمندان آمدند كه خانه آنهاست و قدم بر چشم ما گذاشتند. اگر كسي به هر دليلي نيامد ما به او احترام ميگذاريم و به خودشان مربوط است.» او همچنين گفته بود: ما وظيفه داريم نه از بيچارگي بلكه از دغدغهمندي كنار مردم باشيم. ترك كردن خانه و فرهنگ اوضاع را از اين بدتر خواهد كرد. ما بايد مرهم باشيم بر زخم نه اينكه نمك بر زخمهاي مردم بپاشيم، با توجه به همه شرايط موجود زندگي قابل تعطيل نيست، تلاش ما ادامه دارد.» پس با اين صحبت و شناختي كه از شاهسواري بود محال بود جشنواره به تعويق بيفتد يا برگزار نشود .
جشنواره امسال برگزار شد، اما با ويتريني كه از هنرمندان و چهرهها خالي بود. قريب به اتفاق افراد شناخته شده و به عبارتي سلبريتي در اين رويداد حضور نداشتند، حتي در اختتاميه براي دريافت جايزه هم نيامدند . موضوعي كه زياد به چشم آمد و باعث مانور رسانههاي خارجي در نقد جشنواره بود.
اما نكته مثبت ماجرا اين بود كه هيچ كسي چهرهها را تهديد نكرد كه بايد و حتما در جشنواره حضور داشته باشيد. هر چهرهاي تمايل داشت به جشنواره آمد و هر كسي نخواست در اين رويداد حاضر نشد كه اين نكته مستقيم به مديريت و درك بالاي شاهسواري برميگردد.
شجاعت اهداي جوايز به غايبان
وبسايت خبري رها در همين زمينه نوشت: عدم حضور اكثر ستارههاي سينما در طول برگزاري جشنواره، باعث شد برخي تصور كنند، هنرمنداني كه در فتوكال و نشستهاي خبري يا اختتاميه حضور پيدا كردند، قرار است جوايز اصلي را دشت كنند، فرمولي كه تقريبا سال ۱۴۰۱ عملي شد و تصور بر اين بود كه امسال نيز چنين ميشود. اما بايد اينجا دستمريزاد گفت به منوچهر شاهسواري در مقام دبير و هيات داوران بابت شجاعت اهداي جوايز به غايبان. امسال تقريبا ۶۰ درصد برگزيدگان در اختتاميه حضور نداشتند ولي با اين وجود جوايز به آنها رسيد كه اين مساله غيرقابل پيشبيني بود. حالا در حافظه جشنواره فجر، برگزيدگان اين دوره چهرهها و گزينههايي قابل دفاع هستند و قرار نيست در بازخوانيها، دلايل فرامتني را براي تحليل چرايي اعطاي سيمرغ به آنها دخيل كنيم. درستش هم همين بود و چه خوب كه شاهسواري پاي اين تصميم درست ايستاد.
فيلمهاي تابوشكن
در سالهاي اخير يكي از مهمترين نقدهايي كه به سينماي ايران مطرح بود اينكه فيلمها جسارت در طرح موضوعات روز جامعه را ندارند و نقادانه نيستند. اما جشنواره امسال چند فيلم تابوشكن براي اكران دارد. ساخته شدن اين نوع فيلمها يعني رونق دوباره سينماي اجتماعي نقادانه . از فيلم «خواب» ساخته ماني مقدم تا فيلم «حال خوب زن» مهدي برزكي و... .
ساختار ضعيف بعضي فيلمها
يكي از اصليترين و بحقترين انتقادات به جشنواره امسال، حضور فيلمهاي بيكيفيت در بخش مسابقه بود. شاهسواري كه خود مسووليت انتخاب فيلمها را براي بخش مسابقه بر عهده گرفته است حالا بايد پاسخگو باشد بر چه اساسي بيش از 30 فيلم را در بخش مسابقه انتخاب كرده، فيلمهايي كه متاسفانه از بيكيفيتي رنج ميبردند و المانهاي سينمايي در اين فيلمها وجود نداشت . به نظر ميرسد صرف داشتن موضوع خوب، باعث شده بود كه در بخش مسابقه جشنواره قرار داده شوند .
پيشنهاد به منوچهر شاهسواري براي مديريت جشنواره 45
يكي از مهمترين حاشيههاي جشنواره كه اتفاقا مربوط به امسال هم نيست و هر ساله از دل آن، بلواي زيادي به وجود ميآيد، نشستهاي خبري فيلمسازان با اهالي رسانه است. يكي از سينماگران كه اتفاقا در اين جشنواره فيلم داشت و تمايلي نداشت نامش آورده شود، ميگفت: سطح سوالهاي بعضي خبرنگاران آنقدر پايين است كه بعد از جشنواره افسردگي گرفتم و با خودم گفتم با اين همه اشتياق فيلم ساختم و به جشنواره تحويل دادم تا سوالهاي زرد و بيمفهوم و از سركينه و بغض از من و عواملم پرسيده شود؟
راست ميگفت خيلي از فيلمسازان از نوع سوالهاي خبرنگاران در نشستها ناراضي هستند و اي كاش منوچهر شاهسواري براي اين بخش مهم جشنواره كه آينه اين رويداد است و حرفهاي مهمي از آن در رسانههاي داخل و خارج انعكاس پيدا ميكند، چارهاي بينديشد تا كمي علميتر و تخصصيتر برگزار شود و هر رسانهاي با هر سوالي در اين جلسه حضور پيدا نكند.
عيار تنها
چهل و چهارمين جشنواره فيلم فجر با همه خوبيها و انتقادات برگزار شد و تنها نكتهاي كه از آن در ذهن باقي ماند، تسلط و ايستادگي بالاي منوچهر شاهسواري بود. او نشان داد در بحرانيترين شرايط مرد ميدان است. در سختترين روزها، پا پس نكشيد و در كنار سينما و فيلمهاي سينماگران ايستاد و تنش و بحران ايجاد نكرد. زنده باد سينما و خسته نباشيد به منوچهر شاهسواري.