بهاره شبانكارييان
توضيح «اعتماد»: اكثر پروندههاي قتل داراي جزييات دلخراشي هستند كه برخي رسانهها بهطور مستقيم به جزييات پرونده اشاره ميكنند، اما نويسنده اين گزارش به دليل رعايت اصول حرفهاي روزنامهنگاري از تشريح دلخراش بخشهايي از اظهارات مصاحبهشونده كه از اين پرونده مطلع بوده، اما نخواسته نامش در گزارش فاش شود، خودداري كرده است.
هفتم بهمنماه جاري، «مليكا» دختر ۲۲ سالهاي كه روز حادثه پس از خروج از محل كار به طرز مشكوكي ناپديد و تلفن همراهش خاموش ميشود. چند روز بعد از ناپديد شدن اين دختر جوان مشخص ميشود كه او توسط راننده مسافركش به قتل رسيده است. برخي رسانهها بلافاصله پس از دستگيري متهم به قتل مدعي ميشوند كه با اين متهم گفتوگو كردهاند. اين در حالي است كه يك منبع آگاه در همين راستا به «اعتماد» ميگويد: «هيچ رسانهاي تاكنون با متهم به قتل مصاحبه نداشته و اطلاعات پرونده از طريق نامشخصي در رسانهها منتشر شده است. هرچند اطلاعات منتشر شده تا حدودي صحت دارد، اما در حال حاضر هيچ يك از مقامات ارشد انتظامي در مورد جزييات اين خبر اطلاعرساني نكردهاند. متهم به قتل نيز تاكنون در مورد انگيزه و نحوه به قتل رساندن مقتوله اعتراف نكرده است. متهم حتي مدعي شده؛ اين دختر جوان را اواسط مسير و تا جايي كه لوكيشن فعال بوده، پياده كرده است.»
اين منبع مطلع همچنين در مورد انگيزه احتمالي متهم و نحوه دستگيري او ميگويد: «متهم به قتل، مقتوله را مورد تعرض قرار داده و علت مقاومت مقتوله در برابر متهم نيز همين موضوع بوده است. متهم به قتل با شيء برنده به نواحي گردن مقتوله ضربه وارد كرده است. اطلاعات دقيق مبني بر اينكه چند ضربه به مقتوله وارد و اين ضربات دقيقا به كدام نواحي از بدن مقتوله وارد شده را بايد پزشكي قانوني گزارش دهد.»
با اين حال برخي رسانهها در مورد اطلاعات اين پرونده نوشتهاند: «پس از ناپديد شدن مليكا، خانواده او به همراه دوست مليكا به پليس مراجعه و اعلام ميكنند كه مليكا سوار يك ماشين شخصي مسافركش شده و راننده در طول مسير رفتارهاي مشكوكي از خود نشان داده است. مليكا به خاطر همين رفتارهاي مشكوك براي دوستش لوكيشن ارسال و ماجرا را براي او تعريف كرده است.»
همچنين طبق گزارشي كه در رسانهها منتشر شده است: «مليكا ساعت ۱۸ و ۲۰ دقيقه روز حادثه از ايستگاه جوانمرد قصاب خارج و بعد از ۱۰ دقيقه سوار خودرويي شده تا به خانه بازگردد، اما بعد از آن ناپديد شده است. بررسيهاي بيشتر مشخص كرده دختر دانشجو با راننده در خودروي شخصي درگير شده و از سوي او به قتل رسيده و قاتل جسد را در اطراف كانال آب انداخته است. متهم به قتل علاوه بر سرقت طلاهاي مقتوله، كيف او را هم كه حاوي وسايل شخصي، كارتهاي بانكي و گوشي تلفن همراهش بوده به سرقت برده است. تحقيقات در اين رابطه ادامه داشته تا اينكه با گذشت دو شبانه روز از ماجرا، مرد كشاورزي كه به مزرعهاش در حوالي يك كانال آب در جاده حسنآباد فشافويه ميرفته، با جسد دختري جوان روبهرو شده است. مرد كشاورز موضوع را به پليس گزارش داده و با حضور ماموران در محل و تحقيقات مقدماتي جسد به پزشكي قانوني منتقل شده است. شواهد نشان داده كه آثار كبودي، درگيري و ضربات متعددي روي بدن او وجود دارد. ماموران اداره چهارم پليس آگاهي تهران وقتي باخبر ميشوند كه جسد دختر مجهولالهويهاي اطراف تهران كشف شده از خانواده دختر دانشجو درخواست ميكنند كه براي شناسايي جسد به پزشكي قانوني بروند. خانواده او با حضور در پزشكي قانوني پيكر دخترشان را شناسايي ميكنند.» اين پرونده براي ادامه تحقيقات به اداره دهم پليس آگاهي تهران ارسال شده است.
سيزده روز پس از اين حادثه، مركز اطلاعرساني پليس تهران در واكنش به دستگيري متهم به قتل اين دختر جوان اعلام كرده است: «در پي وقوع قتل دختر جواني به نام مليكا و با انجام اقدامات فني، اطلاعاتي و شبانهروزي كارآگاهان پليس آگاهي، متهم به قتل اين پرونده روز دوشنبه بيستم بهمنماه در محدوده كهريزك شناسايي و دستگير شده است. براساس بررسيهاي انجامشده، متهم به قتل راننده يك دستگاه خودروي عبوري بوده و اين حادثه هيچ گونه ارتباطي با تاكسيهاي اينترنتي نداشته است. تحقيقات تكميلي درباره انگيزه و ابعاد مختلف اين جنايت ادامه دارد و اطلاعات و جزييات بيشتر متعاقبا اطلاعرساني خواهد شد.»
اكثر جامعهشناسان و جرمشناسان بارها هشدار دادهاند كه اگر خشم انباشته اجتماعي راهي براي تخليه پيدا نكند دير يا زود در قالب خشونت سر باز ميكند؛ خشونتي كه لزوما سياسي يا جمعي نيست و اغلب در خصوصيترين و روزمرهترين فضاها اتفاق ميافتد. حوادث ديماه ۱۴۰۴ نه تنها از اضطراب در يك جامعه خبر ميداده؛ بلكه نشاندهنده اين بوده كه خشونت افزايش پيدا كرده است. اين پرونده و پروندههاي مشابه آن مانند قتل «الهه حسيننژاد»؛ دختر ۲۴سالهاي كه به دست راننده مسافركش با انگيزهاي نامشخص كشته ميشود، محصول تلاقي فرد خشمگين با جامعهاي ملتهب است؛ جايي كه كنترل اخلاقي و اجتماعي سست و به فاجعه و جنايت تبديل ميشود. قتل مليكا يك استثنا نيست و از ناديده گرفتن خشم جمعي هشدار ميدهد.
«علي نجفيتوانا» جرمشناس و رييس اسبق كانون وكلا در مورد پرونده قتل مليكا به «اعتماد» ميگويد: «از منظر جامعهشناسي جنايي و جرمشناسي قطعا بايد يك سري اطلاعات كامل از مرتكب جرم و خانواده قرباني وجود داشته باشد. با اين حال مليكا، شهيد خشونت است. شايد سرقت اموال مليكا نتيجه مقاومتش در برابر اميال جنسي متهم بوده باشد يا مقاومت در برابر اموالش بوده باشد؛ بنابراين تا انگيزه مرتكب جرم مشخص نشود نميتوان گفت كه اين خشونت به چه دليلي رخ داده است. متاسفانه به دليل عدم ساماندهي نامناسب حمل و نقل در كشور بارها شاهد جنايات مختلف حتي به صورت زنجيرهاي در بحث خشونت جنسي و جسمي بودهايم؛ مانند قتلهاي سريالي كه توسط رانندههاي خودروهاي شخصي در كشور رخ داده است. وقتي در بحث حمل و نقل مديريت درستي انجام نميشود و افراد به خاطر مشكلات اقتصادي اقدام به مسافركشي ميكنند، اين اتفاقات رخ ميدهد، چراكه اين افراد به خاطر مشكلاتي كه دارند يا به فكر سرقت ميافتند يا به خاطر محروميتهاي جنسي درصدد رفع آن برميآيند و درنهايت چنين قربانياني را بر جاي ميگذارند؛ اين موضوعات به صورت زنجيروار بههم متصل هستند.»
نجفي توانا در ادامه ميگويد: «بنابراين قاتل مليكا خودش قرباني مشكلات اقتصادي و اجتماعي كشور است؛ يعني اگر اين قاتل شغل مناسبي داشت و مديريت ميشد، مرتكب چنين اقدامي نميشد. در چنين شرايطي فرد در راستاي حمايت فردي از خواسته خود دست به اين جنايت ميزند. اغلب رانندگان حين رانندگي سيگار ميكشند يا برخيها از نوع رفتارهايشان پيداست كه مواد مخدر مصرف كردهاند. ميزان مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي در كشور رو به افزايش است، بنابراين مشخص نيست متهم به قتل مليكا حين ارتكاب جرم از ماده مخدر استفاده كرده يا نه! اميدواريم مقامات ارشد پليس اطلاعات كاملي از پرونده متهم به قتل مليكا يا مجرمان ديگر در چارچوب مجموعه علمي ارايه دهند تا كارشناسان با مطالعه آن چيستي جنايت، چرايي جنايت و راهكارها را براي مردم تشريح كنند. تشريح اين پروندهها از نظر جرمشناسي هم ميتواند يك راهنما براي مديران و هم يك الگوريتم براي هدايت و مراقبت مردم از خود باشد. مردم براساس اين نقشه راه كمتر دچار چنين حوادثي خواهند شد.»
اين جرمشناس ميگويد: «از منظر جرمشناسي معمولا وقتي مجرم در سرقت، خشونت به خرج ميدهد، قصد تهديد دارد و وقتي شخص مقاومت زيادي ميكند يك ضربه به او ميزند و اموال قرباني را ميدزدد و ميبرد، اما وقتي مجرم با چاقو ضربات متعددي به قرباني وارد ميكند مشخص است فرد كنترل خود را از دست داده يا با خشم كنترل نشده ميخواهد از قرباني انتقام بگيرد. مجرم زماني از ضربات متعدد چاقو استفاده ميكند كه يا با مقاومت قرباني در برابر اميال جنسي و جسمي مواجه ميشود يا به خاطر اعتياد كنترل خود را از دست ميدهد. استفاده از ضربات متعدد چاقو اغلب در وقوع قتلها به خاطر كينه و انتقام متهم از قرباني است كه اين كينه هم اكثرا يك نوع كينه شخصي است. معمولا سارقان عادي موضوع را شخصي نميكنند مگر اينكه معتاد باشند يا تحت تاثير واكنش تند قرباني قرار بگيرند. اين مجرمان از منظر روانشناسي نيز دچار نوعي بيماري روحي و رواني پنهان هستند كه در بعضي موارد اهريمن درونشان بيدار ميشود و آنها را وادار به واكنشهاي تند ميكند.»
نجفي توانا همچنين در مورد افزايش خشم و خشونت در جامعه ميگويد: «خشم نتيجه فعل و انفعالات ذهني و ناشي از عوامل دروني و بيروني در افراد است. افراد خشمگين، افرادي هستند كه به علت مشكلات اقتصادي، سياسي، اجتماعي، تربيتي، فرهنگي و روحي و رواني نميتوانند بر خود تسلطي داشته باشند و اين عدم تسلط منجر به رفتارهاي خشن ميشود. در جوامعي كه مردم از نظر اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي وضعيت مناسبي دارند آستانه مقاومتشان بالاتر و كنترل بر خشمشان بيشتر است. هرچه افراد جامعه از نظر اقتصادي، تربيتي، روحي و رواني و فرهنگي دچار مشكل باشند در مديريت رفتار نيز دچار ضعف ميشوند و خشونتهاي مختلفي را از خود بروز ميدهند؛ اين خشونتها گاهي كلامي، جنسي، فيزيكي، ديني و سياسي است. معمولا افرادي كه رفتارهاي متعارفي دارند اقدام به خشونت نميكنند. رفتار انساني حكم ميكند كه ما به عنوان انسان با همنوع خودمان با احترام برخورد كنيم. در كشور ما به خاطر جنگ، تحريم، تورم، برخوردهاي گروههاي مختلف، افزايش جرايم و فساد مديريتي بستري به وجود آمده كه برخی از افراد جامعه دچار ازهم گسيختگي و عدم تعادل روحي و رواني شدهاند. بنابراين در چنين فضايي كلاهبرداري، سرقت و جرم و جنايت روبه افرايش خواهد بود.»